توحید عملی | قسمت ۶

به نام خدای مهربان سلام خدمت شما دوست عزیز باز هم سپاسگزار خداوندم که به من فرصت داد در خدمت شما عزیزانم باشم صحبت شد در مورد همین فایل چه کسی مالک تست یه سری صحبت ها داشتم همش می کردم که به این نتیجه رسید مثلا این فایل رو ضبطش کنه تو ماشین توضیح ادامه در واقع اون چه کسی مالک توست رو بدیم اینکه من اینقدر تاکید می کنم روی بحث توحید و اینکه اینقدر می گم آقا این اصل این اساس قرآنه شما هر جوری از هر زاویه ای قرآن رو نگاه کنید متوجه می شید که کل قرآن داره در مورد توحید صحبت می کنه و نه در مورد هیچ موضوع جانبی دیگه ای اصلا وقتی که شما توحید رو درک کنی و باورهای توحیدی ایجاد کنی زندگی عالی می شه برای تو من همیشه گفتم گفتم کل تاریخ بشریت کل موضوعات و جنگ ها و درگیری ها و داستان ها و اینا همش دنبال سه تا چیز بودن انسان ها دنبال خوراک و پوشاک و مسکن یعنی شما نگاه کنید دلیل مهاجرت کنار رودخونه ها دلیل کشاورزی دلیل صنعتی شدن جوامع دلیل تمام این موارد این بوده که انسان بتونه یه غذایی پیدا کنه بخوره یه لباسی بپوشه که سرما نمیره و یه سقفی بالا سرش داشته باشه کل این درگیری ها و این داستان ها تاریخ بشریت این بوده ولی شما توی قرآن اصلا در مورد این نمی شنوید که مثلا پیامبر که خداوند در مورد پیامبر صحبت بشه این چیکار داره می کنه شغلش چیه درآمدش چیه زندگیش رو داره چجوری میگذرونه سقف بالا سرش رو از کجا به وجود آورده نمی دونم لباس چی داره می پوشه یا مثلا چه مشکلاتی توی کار بهش برمی خوره درآمدش رو چجوری تامین می کنه هزینه هاشو چجوری جور می کنه زندگیش رو چجوری میگذرونه اصلا شما یک مورد ندارید که در مورد اساسی ترین سوال های بشریت توضیح داده بشه قرآن سوال های بشریتی که فکر می کنن اساسی ها به نظر من اینطور نیست ولی می بینیم که قرآن در مورد توحید صحبت می کنه در مورد ایمان صحبت می کنه در مورد باور صحبت می کنه در مورد توکل صحبت می کنه این همه داستان نصف بیشتر قرآن داستان پیامبراست اما هیچ کدومشون در مورد اون قسمتی از زندگیشون نیست که ما فکر می کنیم خیلی مهمه که ما فکر می کنیم اصلا اصل داستان همینه خب مثلا قرآن بگه که اینا چجوری امرار معاش می کردن چجوری هزینه هاشون رو در می آوردن چجوری خونه می خریدن چجوری زندگیشون رو مثلا تامین می کردن چه غذایی می خوردن اصلا این مسائل مسائل مالیشون رو چجوری مرتفع می کردن می دونی یک مورد ما نداریم که صحبت کنیم یعنی حداقل من تو سرچ هایی که تو ذهنم می کنم به یه همچین مواردی برنخوردم ولی هزار بار به بحث ایمان برخوردم هزار به بحث توحید برخوردم دلیلش هم اینه که اگر اون ایمان و توحید درست بشه بقیه خودش درست می شود یعنی مسائل مالی اون پوشاک و مسکن و خوراک اصلا خودش درست می شه اصلا تو نمی خوای کاری براش بکنی خود به خود درست می شه یعنی شما در مسیرش قرار می گیری شما به در واقع جایی هدایت می شی افرادی به سمتت میان موقعیت هایی برات ایجاد می شه ایده هایی به ذهنت می رسه اتفاقاتی برات می افته که ثروت وارد زندگیت یعنی اصلا به صورت کاملا طبیعی مسائل مالیت حل شده است یعنی نگرانی و دغدغه مالی نداریم همونجور که ما تو کل آیه های قرآن ندیدیم یک مورد باشه که پیامبران دغدغه مالی یا دغدغه مثلا مواردی مربوط به خوراک و پوشاک و مسکن داشته باشه خب وقتی که داشتم فایل کسی مالک تو گوش می دادم گفتم ببین من از وقتی که تو این مسیر اومدم من این باورهای توحید رو درست کرده بودم یعنی اینجوری نبود که باورهای توحیدی من بعد از اومدم تو این مسیر درست بشه من قبلش باورهای توحیدیم درست شد و بعد وارد این مسیر شدم یعنی داشتم فکر می کردم که این نگاه توحیدی رو من از همون اولین روزی که من استارت این کار رو زدم که بیام در مورد این در حوزه موفقیت و در مورد موفقیت فردی و این صحبت ها قانون جذب و این موارد صحبت کنم من به این نگاه توحیدی رسیده بودم که آقا خداوند مالک و قدرت تنها قدرت جهانه و اون قدرت خلق زندگی خودم رو به خودم داده یعنی قدرت خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده قدرت بی انتهای خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده و وقتی که فکر کردم دیدم من وقتی نوجوان و جوان بودم من به این نتیجه رسیده بودم به خاطر اتفاقاتم رو تو فایل های مختلف گفتم به این نتیجه رسیده بودم که آقا هیچ رو هیچ کسی نباید حساب کرد یعنی رو هیچ کسی حساب نکردن رو من خیلی زود بهش رسیدم چیزی که خیلی ها دیر بهش می رسن من خیلی زود بهش رسیدم که آقا رو آدما حساب نکنید اما اینکه رو کی حساب کنیم و یه ذره دیرتر بهش رسیدم یعنی رو کسی حساب نکردن رو بهش رسیدم ولی می گفتم خب دیگه مثلا نباید رو کسی حساب کرد بالاخره آدمن الان یه حرفی می زنن یه قولی می دن یه کاری می کنن فردا می زنن زیرش یا یادشون می ره یا اصلا هر اتفاقی ولی اینکه رو کی حساب کنیم و نه طول کشید و این بحث نگران نبودن از تاثیر آدما تو زندگیت هم یه موردی بود که طول کشید یعنی از دوره نوجوانی به بعد اتفاق افتاد یعنی همیشه اینجوریه که مثلا من حالا در مورد من اینجوری بوده من مثلا به این نتیجه رسیدم که رو کسی حساب نکنم ولی نگاهم این بود که اگه کسی بخواد منو اذیت کنه بخواد برای من دردسر درست کنه بخواد با من چپ بیفته حالا یه کسی منظورم یه آدمی که قدرت داشته باشه دیگه یه چه می دونم یه فردی که یه نماینده مجلسیه یه نمی دونم رئیس جمهوریه یه رئیس بانکیه یه نمی دونم بابامه نمی دونم رئیس کارخونه است خلاصه یه آدمی که قدرت داره اگه باهام چپ بیفته یا بخواد منو اذیت کنه می تونه یعنی این دو تا متفاوت بود تو ذهن من اینکه رو کسی حساب نکنیم و اینکه کسی بتونه ما رو اذیت کنه اگه بخواد یعنی بخواد تاثیر منفی تو زندگیمون داشته باشه ولی قبل از اینکه اصلا من فعالیتم رو تو این حوزه شروع کنم این دو تا مسئله کامل حل شده بود توی ذهن من یعنی من به صورت کاملا مطمئن باور داشتم که آقا نه رو کسی باید حساب کرد و نه کسی می تونه تاثیر منفی تو زندگی تو بذاره یعنی این نیست که کسی مثلا بگه آقا من مثلا با تو حال نمی کنم خوشم ن نمی دونم از تو یا به هر دلیلی با هم بحثمون شده یا هرچی من قسم خوردم متعهد شدم که زندگیت رو سیاه کنم داغونت کنم خلاصه نه من از اون روز اول این باور رو داشتم که خداوند قدرت خلق زندگیم رو به من داده و هیچ کسی هیچ قدرتی در زندگی من نداره اصلا نه باج دارم به کسی نه نگران بودم نه هوای کسی رو داشتم که آقا مثلا چه می دونم برم تو این سیستم های دولتی آقا مثلا هوام رو داشته باشید سر خم کنم قربونتون برم نوکرتونم نمی دونم این کار رو برای من بکنید یا مثلا اذیتم نکنید حداقل یا مثلا فلان هیچ گونه حسابی از اینکه کسی بخواد بلایی سر من بیاره نمی بردم که بترسم که مثلا کاری بکنه یا مثلا فلان بشه بعد که داشتم فایل چه کسی مالک تو رو می خوندم گوش می دادم گفتم ببین این اون اصلیه که باعث پیشرفت من شده که من اینقدر در موردش صحبت می کنم تو دوره ها یعنی طرف می آد می گه آقای عباس منش من می خوام برم مثلا فلان رشته ولی بابام نمی ذاره من می خوام با فلانی ازدواج کنم ولی مامانم نمی ذاره من می خوام فلان کار رو بکنم ولی خانواده ام موافق نیستن یعنی یه عالمه ما مورد داریم توی همین کامنت هایی که بچه ها می ذارن یا تو همین جامعه ای که حالا همه مون زندگی می کنیم که افراد می خوان یه کاری بکنن و می گن فلانی نمی ذاره دولت نمی ذاره آمریکا نمی ذاره ترامپ نمی ذاره یا مثلا فلانی با من لج کرده می خواد زندگیم رو خراب کنه من چیکار کنم یا چشمم زدن یا گره بستن بختم رو یا فلان شده بهمان شده من اصلا خیلی خوب و درست این باورها رو رو خودم کار کردم و درست کردم و دلیل اینکه اینقدر اتفاقات خوب توی زندگی من افتاد این باور بوده ببینید خیلی صادقانه همه تون می دونید الان هزاران هزار نفر توی ایران دارن تو حوزه موفقیت سخنرانی می کنن فایل تولید می کنن خیلی خیلی قبل تر از اینکه من کار رو شروع کنم حتی حالا بعد از ما که خیلی بیشتر هم شدم دوره آنلاین می ذارن نمی دونم سایت می زنن سمینار برگزار می کنن کلی آدم خیلی زیادن خیلی خیلی زیادن خب دارن این کارا رو انجام می دن اما اون تفاوتی که باعث شد که این نتایج من به وجود بیاد و این نتایج متفاوت باشه از بقیه دوستانی که دارن تو این حوزه کار می کنن من هرچی فکر کردم به همین دیدگاه توحیدی رسیدم یعنی نه من از اونا چه می دونم باهوش ترم نه باسوادم خیلی هاشون مدارک عالی چند تا دکترا دارن و فلان و اینا نه مثلا سخنورتر حرفه ای هستم که بگم آقا مثلا من خیلی چه می دونم کلمات خاصی رو استفاده می کنم یا خوشتیپ ترم یا نمی دونم چه می دونم همه اون فاکتورهایی که ممکنه افراد انتخاب کنن برای اینکه طرف به موفقیتی برسه نه من هیچ کدومشون هیچ کدوم اونا رو نداشتم من نه تحصیلات خاصی دارم نه گذشته مثلا خیلی روشنی داشتم نه توی مثلا خانواده خیلی مثلا خاص و می دونم موفقی بزرگ شده بودم نه هیچی یعنی هیچ فاکتور که بگیم باعث حالا این حرفایی که بقیه می زنن مثلا رزومه هاشون نشون می دن من این مدرک رو از فلان جا دارم من نمی دونم فلان آدم منو تایید کرده من نمی دونم چه می دونم فلان رشته رو نمره ام فلان شده و فلان جایزه ها رو گرفتم و فلان هیچ کدوم اینا رو من نداشتم هیچ کدومشون رو ندارم همین الانش ولی چی می شه که اینقدر نتایج فرق می کنه اینقدر اتفاقات خوب برای من افتاده تو زندگیم و اینقدر دیگه از همه لحاظ پیشرفت شده یعنی سایت ما الان توی حوزه کارای موفقیت توی دنیا با اختلاف سایت اول جهانه نه فقط توی ایران فارسی زبان ها تو کل دنیا انگلیسی زبان هر هر کسی که داره تو حوزه موفقیت کار می کنه این رو اگه یه سرچ ساده ای بکنه این رو می فهمه که سایت عباس منشات کام سایتیه که با اختلاف بسیار بسیار زیاد نسبت به تمام سایت هایی که تو حوزه موفقیت کار می کنن تو جهان اوله از لحاظ رتبه بازدید از لحاظ کیفیت سایت از لحاظ اون پارامترهایی که دیلی تایم پارامترهایی که توی خود الکسا هست و اینا رو می تونید برید سرچ کنید پیدا کنید و دلیلش هم اینه که دلیلشم ها اینم می خواستم بگم مثلا خیلی از اون افراد دیگه کلی تیم دارن و کلی مثلا افراد مختلف براشون کار می کنن و کلی مثلا شرکت و دفتر و دستک و آدم و اینور و اونور و کلی هم مثلا افرادی که دارن تو این حوزه کار می کنن حالا چه قدیمی تر از من بودن چه بعد از من بودن چه با هم کار کردیم حتی دوستانی که اصلا با هم تو این مسیر بودیم و مثلا اون موقع حتی اونا از من جلوتر بودن وقتی کار رو شروع کردیم تو این مسیر ولی الان از همه لحاظ این تفاوت فاحشه یعنی اصلا هیچ جای هیچ بحثی نیست که نتایجی که من گرفتم بسیار بسیار زیاده و وقتی که من فکر کردم به این به دلیل این نتایج و مخصوصا این فایل چه کسی مالک توست رو گوش دادم و همه اتفاقات گذشته من مرور شد که با عزیز دلمون هم داشتیم در موردش صحبت می کردیم گفتیم اصلا بذار فایلش رو ضبط کنیم من گفتم توحید گفتم تنها دلیلش توحیده من از همون اول این نگاه رو داشتم که خودم هستم که زندگی خودمو رقم می زنم و هیچ کسی هیچ قدرتی نداره اینکه من توی فایل چه کسی مال توست گفتم که آقا آ ملت ایها الناس هرکی فکر می کنه می تونه چشم بزنه بیاد منو چشم بزنه من این حرف رو تو سمینارهای چند هزار نفری گفتم من این حرف رو توی صدها سمینار حضوری که ملت نشستن رو صندلی ها من این حرف رو می گفتم آقا هیچ کسی تاثیری در زندگی ما نداره مگر اینکه ما بهش قدرت بدیم مگر اینکه ما باورش کنیم مگر اینکه ما شرک بورزیم اگه کسی فکر می کنه می تونید چشم بزنید و فلان کنید منو چشم بزنید این حرف الان چندین ساله که داره گفته می شه می گه موقع که تو ایران بودم تو سیار حضوری هر بار که این بحث و عوامل بیرونی در تاثیر عوامل بیرونی در موفقیت می اومد من این رو می گفتم من می گفتم آقا من این رو باور ندارم اگر که فکر می کنید که درسته و می شه بیاید منو چشم بزنید هر کسی رو که بلدی تو فک و فامیل بگید بگید آقا یه آدمی هست اسمش عباس منشه خیلی هم آدم کله شق و پررو و یه دنده ای هم هست تو این حوزه می گه آقا هیچ کسی قدرتی نداره ولی بیاید پدرش رو در بیاریم بیچاره اش کنیم بدبختش کنیم فلانش کنیم ولی خب سال به سال که می گذره می بینیم که نتایج من بزرگتر می شه اتفاقات بهتر می شه موفقیت ها بیشتر می شه نه به خاطر اینکه من آدم خاصی هستم به خاطر اینکه خدای من خدای خاصیه این اون تفاوت هست ببین من هیچ ویژگی من خیلی اصلا هم این بحث بحث تواضع نیست که بگیم من اینجوری هم نیست که مثلا من خیلی احساس عدم لیاقت بکنم و آدم متواضعی باشم که بگم نه آقا من کوچیک شمام نوکر شما نمی دونم سرورد و از این حرفا نه من اصلا از این ادا و اطوار هم بلد نیستم من واقعا اعتقاد دارم که کارایی که برای من انجام داده می شه رو خدا داره انجام می ده نه من واقعا اعتقاد دارم که هر کسی که حتی اگر بخواد آگاهانه برای من دردسر و ضرر ایجاد کنه و مشکل ایجاد کنه به نفع من داره کار می کنه به نفع من داره بارها و بارها بچه ها بارها شد می گفتن آقا فلانی سپاهیه فلانی اطلاعاتیه فلانی این کاره است می خواد پدرت رو دربیاره من ایمیل هایی رو دریافت کردم اما ما که ایران بودم علم می کنیم بل می کنیم بیچاره ات می کنیم گفته شما در مورد فلان موضوع صحبت کردی پدرت رو در می آرم به خدا قسم من یک درصد نگران نشدم که اصلا کسی بخواد کاری گفتم آقا اصلا همه دارن به من کمک می کنن هر کسی هم که فکر می کنه می خواد به من آسیبی برسونه داره به من کمک می کنه خبر نداره داره خدمت می کنه به من داره در خدمت من کار می کنه رایگان داره به من کمک می کنه چرا چون این باور خیلی بنیادین بود تو وجود من که خودم هم که دارم اتفاقات رو رقم می زنم نه کس دیگه این نیست که کس دیگه بگه من می خوام بیچارت کنم بتونه بیچاره ام کنه نه بابا افکار من داره رقم می زنه اصلا تو زندگی من وجود نداره فکر من هست که داره رقم می زنه اطراف منو اتفاقات اطراف منو ها نه بقیه رو من کاری به دنیا ندارم ما هر کدوم تو یک دنیای مجزا داریم زندگی می کنیم اون دنیای مجزای من توسط من داره رقم می خوره دنیای مجزای تو توسط تو داره رقم می خوره فقط تو حالا اگر تو شرک داشته باشی افکار شرک آلود داشته باشی شرک آلود یعنی چی یعنی ترس یعنی قدرت دادن به غیر از خداوند بگه نه فلان کار رو خراب می کنه دلار اونجوری می شه ترامپ اونجوری می شه طرف اطلاعاتیه طرف نمی دونم اینجوریه نماینده مجلس گفته فلان بابام گفته هیچ رب شوهرم گفته تحت هیچ شرایطی من قبول پدرت رو در می آرم رئیس کارخونه مون تهدیدم کرده دوستم تهدید کرده وقتی که ما نگرانیم می ترسیم به این معناست که شرک می ورزیم به این معناست که قدرت رو می دیم به غیر خداوند به این دلیل هم هست که خداوند می گه من غیر از شرک همه گناه ها رو می بخشه شرک رو نمی بخشه چون اصلا این کل کل داستان همینه کل داستانی که یوسف نمی دونم سال های سال در زندان موند همینه که شرک ورزیده یعنی امکان نداره کسی شرک بورزه و بتونه تجربه خوبی از زندگی داشته باشه امکان اصلا اینا با هم تضاد دارن امکان نداره حالا ما صفر و صد نمی تونیم نگاه کنیم که بگیم یک نفر موحد کامله یک نفر مشرک کامله نه ما همه مون یه چیزی بین ایناییم نه من موحد کاملم نه هیچ کس دیگه ای مشرک کامل همه ما قسمتی از توحید و قسمتی از شرک تو وجودمون هست یه موقعی کمتر می شه یه موقع هایی بیشتر می شه ما یه یه موقعی بیشتر اون قسمت شرک بزرگتره نسبت به توحید یه موقعی کوچیکتره ولی همه مون یه درصدی از جفتشون داریم تلاش من این بوده که این باورهای توحیدی رو بیشتر کنم ولی انقدر روش کار کرده بودم که بارها و بارها به شکل های مختلف تحت عناوین مختلف من تهدید شدم و گفتن این کار رو می کنیم اینجوری می شه و فلان می شه و بلا سرت می آد و علم می شه و بل می شه و من اصلا نگران نبودم یعنی اینقدر خوب کار کرده بودم که نگران نبودم من یادمه یکی از دوستانی که حالا اون موقع با هم خیلی قبل تر با همکار بودیم و اصلا این کار رو با هم شروع کردیم اون موقع که من ایران بودم خیلی اومد مثلا یه جوری که مثلا فکر کرد الان این جمله رو بگه مثلا من چه ترسی بر تنم می افته و اینا اومد گفتش که فلان سخنران موفقیت رو می شناسی فلان حرف رو در مورد تو زده گفته که عباس منش کلاهبرداره و فلانه و بهمانه و اینا خبر داره یه همچین چیزی رو گفته بعد گفتم که آره شنیدم بچه ها توی سایت نوشتن و اینا گفتش که بیا ببین دیگه کارت تموم شد گذاشتنش توی فلان سایت پخشش کردن دیگه اصلا دیگه تموم شد ها چیکار می خوای بکنی من من نگرانتم حالا من به بچه ها می گم که این رو درستش کنن یه راهی براش پیدا می کنم ولی بالاخره یه معضل خیلی بزرگیه و خلاصه داشت کلی آب و تاب می داد به این قضیه که من خیلی راحت بهش گفتم که آخه عزیز من مگه اون داره زندگی منو رقم می زنه که من بخوام بترسم نه زندگی خودمون داریم رقم می زنیم اتفاقا اون داره به نفع من کار می کنه اون داره باعث می شه که آدمایی هم که منو نمی شناسن اون رو می شناسن منو نمیشناسن بشناسن منو و داره برای من کار می کنه به نفع من داره کار می کنه یکی از همین باز هم سخنران که تو این حوزه توی حوزه شبیه حوزه ما کار می کنه توی یک جایی منو دید اونم همین حرف رو زد گفت فهمیدی که فلانی این حرف رو بهت زده و فهمیدی که فلان جور شده و فهمیدی که به هم اونجور شده الان چی می شه الان چی نمی شه با کلی تمسخر و نمی دونم حالا خنده که آره مثلا دیگه کارت تموم شد بعد من گفتم که چرا فکر می کنی واقعا آدما تاثیری تو زندگی ما دارن اونا دارن به من خدمت می کنن اونا دارن به رشد من کمک می کنن این قضیه مال مثلا سه سال چهار ساله چهار سال پیشه فکر کنم مال چهار سال پیشه شما فقط ببینید که من چقدر از اون موقع تا الان پیشرفت کردم چقدر زندگی من بهتر و بهتر و بهتر شده دیگه من هرچی که تو دنیا می خواستم رو که بهش رسیدم دیگه مگه چیزی هست که من الان بخوام نداشته باشم من هرچی رو که خواستم دارم فقط هم بحث مالی نیست که هزاران هزار موضوع دیگه هست تو زندگی من که باعث شده که واقعا یک زندگی با عمق بسیار بسیار زیاد رو تجربه کنم نه یه زندگی سطحی و همش به خاطر همون باور توحیدیه به خاطر اون توکله به خاطر اون ایمانه به خاطر اون اون قرآن هایی که من خوندم و اون آیه هایی که من پیدا کردم و اون ارتباط های بین آیه هایی که پیدا کردم باعث شد که من از همون اول که کار رو شروع کنم به این نتیجه برسم که تنها قدرت جهان و هیچ کس دیگه ای هیچ گونه قدرتی نداره نه شیطان نه جن نه پری نه نمی دونم آدما نه رئیس جمهور آمریکا نه فلان هیچ کسی هیچ قدرتی نداره که هیچ کاری بکنه به خاطر همین خیلی راحت اومدم کارم رو انجام می دادم نگرانم نبودم حتی زمانی که من از لحاظ کاری و مالی پیشرفت نمی کردم یا از لحاظ مالی مخصوصا پیشرفت نمی کردم نمی گفتم کس دیگه ای داره جلوی پیشرفت منو می گیره می گفتم یه ایرانی تو باورام هست یه سری ترمزها هست اونا رو باید درست کنم ویلا هیچ عامل بیرونی در کار نیست منم من عاملم من عامل خوشبختی من عامل بدبختی من عامل همه چی زندگی خودمم منم این نگاه توحیدیه که همه کارها رو برای من داره انجام می ده این نگاه توحیدیه که زندگی من هر روز داره بهتر می شه شرایط من هر روز داره بهتر می شه موقعیت من هر روز داره بهتر می شه اعتبار من هر روز داره بیشتر می شه ثروت من داره هر روز بیشتر می شه سلامتی من هر روز داره بهتر می شه روابط عاشقانه من هر روز داره بهتر می شه این نگاه توحیدی بابا به خدا شما اگر بتونید این نگاه رو ایجاد کنید در خودتون اگر خدا رو باور کنید فارغ از مذهب و اینا اصلا من من فقط نمی خوام این حرفا رو بزنم مثلا اون حالت مذهبی بودن رو به خودم بگیرم که مثلا آقا مثلا مثلا یه مذهب خاصی این نگاه رو فقط داره نه اصلا نگاه توحیدی فارغ از دین و مذهبه نگاه تودی اصلا به مذهب خاصی به دین خاصی ربط نداره نگاه تودی یه ایده درونیه یه ایده ابراهیمیه من دلیل اینکه اینقدر حضرت ابراهیم بهش علاقه دارم به این دلیل که اون موقع که ابراهیم بنده خدا نه قومی داشت نه رهبری جامعه ای رو داشت مثل موسی یا مثل پیامبر اسلام نه مثلا این خودش بود و خودش بود و خودش دیگه این خودش بود فقط نه نمی دونم بگیم آقا مثلا رهروانی و پیروانی داشت و نمی دونم هیچ هیچ جامعه ای در کار نبود یه ابراهیم بود و یه خدای ابراهیم و اون نگاه رو داشت یعنی این نبوده که مثلا بگیم آقا ابراهیم مثلا یهودی بوده یا مسیحی بوده یا مسلمون بوده یا نمی دونم بعد از اینا بوده نه قبل از اینکه اصلا تمام این ادیان به این شکل با جامعه به وجود بیان اون آدم اون نگاه رو داشت به خاطر همینم اینقدر تو قرآن تحسین شده حضرت ابراهیم من اون نگاه رو دارم در موردش صحبت می کنم نه دین و مذهب من دارم در مورد نگاه توحیدی صحبت می کنم که وقتی که اومد بت ها رو شکوند هیچی نگران نبود که گفتن اینجوری می شه اونجوری می شه گفت بابا اینا بت ها اصلا قدرت ندارن که خودشون از خودشون دفاع کنن وقتی من خواستم با تبر بزنمشون اینا چه قدرت دیگه ای می تونن داشته باشن چه کار دیگه ای می تونن این همه گفت می ندازیمت تو آتیش اینقدر فلانت می کنه بهمان می کنه کی چیکار می تونه بکنه دوست دارم منم مثل حضرت ابراهیم توی همون مسیر حرکت کنم و این وعده رو به شما بدم که اگر بتونیم باورهای توحیدی مون رو تقویت کنیم همه چی تو زندگی ما حل شده است همه مسائل حل شده است ثروت و نعمت و خوشبختی و سعادت و سلامتی اینا به صورت طبیعی وارد زندگی ما می شه اصلا اینا اینا اینا مسیر طبیعی جهانه نعمت خوشبختی باران رحمت الهی خورشید تابان الهی اینا به طبیعی دارن می بارن و دارن نعمت می دن درختا به طبیعی دارن میوه می دن رودخانه ها به صورت طبیعی جریان دارن باران مثل طبیعی داره می باره میوه ها مثل طبیعی دارن رشد می کنن گیاهان مثل طبیعی دارن زاد و ولد می کنن نعمت وثروت چمن ها به صورت طبیعی دارن رشد می کنن نعمت و ثروت داره به صورت طبیعی ایجاد می شه اگر ما جلوش رو نگیریم جلوی ورود اون نعمت ها رو به زندگیمون نگیریم با نگاه شرک آلود با با قدرت دادن به عوامل بیرونی حالا عوامل بیرونی می تونه دلار باشه می تونه نمی دونم کسب و کار رقیب باشه توی من بارها گفتم یه عالمه آدم تمام تمرکزش می اینه که رقیبا دارن چیکار می کنن اونا ما رو بدبخت کردن اونا این کار رو کردن ما بیچاره شدیم رقیب من اومد این کار رو کرد اومد زیرآب منو زد اومد جنس منو فلان کرد همون جنسی که من داشتم وارد می کردم و رفت مثلا با یه قیمت پایین تر وارد کرد بعد مثلا چیز شدم گمرک جلوی صادرات جسمانه گرفت دولت جلوی واردات رو گرفت نمی دونم این اتفاق افتاد ترامپ نذاشت که ما این کار رو بکنیم اون این کار رو نذاشت بکنیم یعنی تمام نگرانیشون رقیب ترامپ دولت اینا شرکه دیگه اینا از نظر من شرکه یعنی قدرت رو داری می دی به کسی به غیر از خودت در صورتی که تمام اتفاقات زندگی رو داریم خودمون به خدا به هر کسی که می پرستیدش هیچ کسی قدرتی در زندگی ما نداره هیچ قدرتی برای خلق اتفاقات زندگی ما نداره ما فقط خودمون داریم این کار رو انجام می دیم ما فقط خودمون داریم این کار رو انجام می دیم این اون چیزیه که اصلا سیر نمی شم از صحبت کردن در موردش و دلیل موفقیت دلیل اتفاقات خوب دلیل اینکه آقا هر روز شرایط بهتر شد هر روز شرایط در تمام جنبه ها بهتر شد تو زندگی من همین نگاه توحیدیه همین نگران نبودن در مورد آدم های دیگه است که آدمای دیگه چیکار می کنن من مراقب باشم که اون کاری نکنه که زندگی من خراب بشه خیلی از ماها توی فیلما دیدیم مثلا صدها فیلم تا حالا ساخته شده که آدم داشته قشنگ زندگیش رو می کرده آدم خوبی بوده وضعیت مالی مناسبی داشته خانواده عاشقی داشته داشتن زندگیش می کردن یهویی یه کسی یه غریبه ای می آد مثلا چه می دونم می زنه بچه هاشو می کشه بعد این می دوئه انتقام می خواد بگیره زندگیش خراب می شه کارش رو از دست می ده فلان چقدر ما فیلم دیدیم در مورد یک آدم نرمالی که با یک حادثه با یک حادثه بیرونی زندگیش از هم پاشیده نابود شده چقدر ما دیدیم این رو و این ها در ما باور ساختند که آقا ممکنه تو مسیر درستی رو بری کار درست رو انجام بدی باورهای خوبی هم داشته باشی توحیدی باشه نگاهت اما اما اما یک روزی یه جایی یه وقتی یه کسی یه قانونی یه دولتی یه حکومتی یه اطلاعاتی یه سپاهی یه کسی بیاد و بزنه ریشه این بنای تو رو از هم خراب کنه و نابودت کنه یعنی در دل همه ماها یه ترسی هست حالا بعضیا ترسه بزرگتره بعضیا کوچکتره اونایی که توحیدی ترن ترسه کمتره اونایی که مشرک ترن ترسه بیشتره نگرانی بیشتریه که یه عامل بیرونی یه خشکسالی یه سیلی یه زلزله ای یه نمی دونم جنگی یه قانونی یه فردی می آد زندگی ما رو خراب می کنه به خدا اینطور نیست اگر شما در مسیر درست قرار بگیرید هر اتفاقی هر زلزله ای هر سیلی هر حکومتی هر ترامپی هر نمی دونم اطلاعاتی فقط به شما خدمت می کنه نیت اون اصلا مهم نیست نتیجه ش خدمت به شما خواهد بود نیت اون افراد که بخوان به شما ضرر بزنن اصلا مهم نیست نتیجه ای که برای شما ایجاد می کنن ثروت بیشتر شادی بیشتر آرامش بیشتر اعتماد به نفس بیشتر توکل بیشتر خوشبختی بیشتر سلامتی بیشتر تمام نتایج زندگی من به خاطر این نگاهه به خاطر این دیدگاه به خاطر این باوره و این باور اصله و این کله و دلیل اینکه من این همه هی می گم آقا بیاید سراغ اصل به خاطر اینکه این کمک می کنه بقیه چیزا کمک نمی کنه برم روش های بازاریابی رو بخونم برم روش های جلب مشتری رو بخونم برم روش های تبلیغات رو بخونم آدم های خیلی زیادی هستن که به دنبال فرعیات می گردن برای پیشرفتشون نه اصل یعنی به همه چی شک می کنن نکنه اگه درآمدمون خوب نیست رشته تحصیلاتم خوب نیست نکنه مثلا به خاطر اینکه روش های تبلیغات رو بلد نیستم نکنه به خاطر اینکه آقا مثلا رقیب من داره کار رو خراب می کنه نه نکنه به خاطر اینکه قیافه ام خوشگل نیست نه نکنه به خاطر اینکه عکسی که تو پروفایلم گذاشتم جالب نیست نکنه یعنی حالا تو بحث ازدواج تو بحث روابط عاطفی تو بحث مثلا درآمد درآمد و وضعیت مالی گرفته تو بحث سلامتی نکنه این قرصی که می خورم خوب نیست نکنه دکتر هم خوب نبوده نکنه فلان یعنی هزار تا عامل رو به عنوان عامل اصلی در نظر می گیرن غیر از اصل غیر از غیر از توکل غیر از توحید نمیان اون رو بگن بابا هیچ عامل دیگه ای نیست وقتی تو در مسیر تولید قرار می گیری هدایت می شی به اون دکتر خوبه هدایت می شی به اون چه می دونم روش خوب تبلیغاتیه هدایت می شی اصلا مشتری ها به سمت تو هدایت می شن سلول هات هدایت می شن گلبول های سفیدت هدایت می شن برای اینکه ویروس ها رو دفع کنن اصلا زیبایی تو تاثیر تو دیگران تغییر می کنه همه چیز حول اون محور داره اتفاق می افته همه چیز توسط باورهای توحیدی تو داره اتفاق می افته و اگر این رو درست کنی همه چیز درست شده است ولی می گم آدما حتی حتی ماهایی که داریم تو این تو تو این مسیر داریم قدم برمی داریم بارها و بارها شده که تو این طلا افتادیم که نکنه فلان رقیبم فلان کار رو کرده بیچاره ام کنه نکنه نمی دونم این این مورد رو اگر حل کنم این مسئله رو اگر حل کنم این نمی دونم شیوه بازاریابی اگر تغییر بدم وضعم خوب بشه می دونی یعنی می خوام بگم هزار جور فاکتور رو ما در نظر می گیریم غیر از فاکتور اصلی فاکتور اصلی توحیده فاکتور اصلی اینه که آقا من و با افکار توحیدی با باورهای خودم دارم زندگی خودمو رقم می زنم اگر قدرت رو از دیگران بگیرم و بدم به خدای خودم که خدای خودم قدرتش رو داده به من نه اینم نیست که بگیم خدا تصمیم می گیره برای ما که چه اتفاقی برام بیفته خدا مثلا حال می کنه که این خوشبخت باشه یا بدبخت باشه بعضی مثلا می گن نه ما خیلی آدمای موحدی هستیم ما خیلی تودی هستیم اما خدا برای ما نخواسته برای ما ثروت رو نخواسته برای ما خوشبختی رو نخواسته برای ما سعادت دنیوی رو نخواسته گفته من اینا رو برات جمع می کنم آخرت بهت می دم نه اون خدایی که توی قرآن هست دنیا و آخرت رو با هم خواسته اون خدایی که توی قرآن هست بارها گفته خداوند به بندگانش ظلم نمی کنه بندگان دارن به خودشون ظلم می کنن اون خدایی که تو قرآن هست می گه هرچی رو که بخوای من بهت می دم اون خدایی که توی قرآن هست می گه من مسخر کردم زمین و آسمان ها رو برای شماها اون خدایی که تو قرآن هست می گه به من توکل کن که خداوند توکل کنندگان رو هدایت می کنه دوستشون داره اون خدایی که توی قرآن هست می گه که کلا امها و حالا ما به همه شما کمک می کنیم چه بخواید برید تو جهنم چه بخواید برید بهشت یعنی یعنی اینا باید درست بشه این باورها باید درست بشه و چقدر ما مخصوصا توی جامعه داخل ایران چقدر ما نگاه شرک آلود داریم چقدر از همه حساب می بریم چقدر یه نفری که مثلا وضعش بهتره چقدر دولا راست می شیم جلوش چقدر می دونی اصلا چقدر یه جاهایی کثیف رفتار می کنیم واقعا و بعد می گیم چرا وضع خوب نمی شه چرا اوضاع بهتر نمی شه یعنی حتی برای تغییر اوضاع هم فکر می کنیم اگر فلان اتفاق بیرون از کشور بیفته فلان قانون تصویب بشه فلان نمی دونم نظام تغییر کنه فلان نمی دونم رابطه خوب بشه فلان برجام فلان بشه فلان گمرک فلان نمی دونم واردات فلان صادرات فلان ارزش پول ملی فلان تغییر کنه زندگی ما تغییر می کنه این همه ساله که ما داریم این حرفا رو می زنیم تکرار می کنیم عده ای از اون افرادی که توی اون کشور زندگی می کنن زندگی خیلی خوبی دارن تو همه شرایط اونا افرادی هستن که باورهای توحیدی بهتری دارن اونا افرادی هستن که قدرت رو از دیگران گرفتن و دادن به خودشون و به خدای خودشون واقعا دوست دارم در مورد چیزا صحبت کنم واقعا دوست دارم در مورد این چیزا لذت می برم از اینکه در مورد این مسائل صحبت کنم چون اینا اصله چون اینا اصل اصل همه چیه عاشقتونم دوستتون دارم هر کجا هستید در پناه یکتا شاد باشید سالم باشید خوشبخت باشید ثروتمند باشید و سعادتمند در دنیای آخر فعلا خدانگهدار

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا