به نام خدای مهربان سلام خدمت شما دوست عزیز من سید حسین عباس منش هستم که می خوام امروز با دوستای خوبم در مورد موضوعات مهمی صحبت کنم از اونجایی که دو تا فایل آخری که من بر روی سایت گذاشتم با عنوان فایل اول به عنوان اینکه چرا خداوند بیشتر از ما می خواد ما ثروتمند شویم و فایل دوم به عنوان که خداوند رو بهتر بشناسیم خیلی صحبت در مورد زیاد بود شاید خیلی از دوستان موضوع رو کامل نفهمیده بودند خیلی از دوستان خواستن که بهتر موضوع رو بفهمن با همدیگه بیشتر تبادل نظر کنیم اولا من تشکر می کنم از دوستان که دارن فکر می کنن یعنی اینکه ما داریم فکر می کنیم اینکه ما در واقع به چالش می کشیم آنچه را که قبلا می دونستیم آنچه را که قبلا بهمون گفتن این خودش خبر خیلی خوبیه یعنی به قول معروف برای اینکه به خدا یقین پیدا کرد اول باید به خدا شک کرد یعنی نگران این موضوع نباشید انسان از طریق شک به یقین می رسه داستان حضرت ابراهیم رو به یاد بیارید که در مورد خداوند اول فکر کرد ستاره خداست بعد فکر کرد ماه رب بشه بعد گفت خورشید ربم و بعد از خدا خواست که هدایتش کنه می خوام بگم که نگران این موضوع نباشید که ما شاید مثلا درست نفهمیم قضیه رو نکنه مثلا شک کنیم نکنه به یه سری مسائل در واقع باورهای قبلی و اعتقادات قبلیمون بشکنه اصلا نگران نباشید اعتقادی که بر پایه تقلید از گذشتگان باشه اصلا اعتقاد نیست یعنی خدایی که بپرستیم و قبولش داشته باشیم و این پرستش و قبول داشتن بدون فکر باشه بدون دلیل باشه بدون منطق باشه طبق گفته قرآن اصلا اون ایمان واقعی نیست ایمان واقعی ایمانی که خودمون بهش برسیم نه اینکه از بچگی در گوشمون اذان گفته باشن و گفته باشن تو بچه مسلمونی باید یه همچین خدایی بپرستی یه همچین دیدگاهی داشته باشی و ما همون رو ادامه بدیم پس خیلی خوبه تا اینجای کار خیلی خوبه من دیدم نظرات دوستان و بعضیا دوستان خیلی موافق بودن با صحبت های بنده بعضیا خیلی مخالف بودن همه اینا خیلی خوبه یعنی هم موافقین هم مخالفین دارن به رشد در واقع آگاهیمون دارن کمک می کنن فقط ازتون می خوام که اجازه ندید که باورهای گذشته شما رو متعصب بار بیاره نه در این موردها در همه موارد تو زندگیمون یعنی اجازه ندید که آنچه که از قبل پذیرفتید بدون دلیل بدون مدرک فقط به واسطه اینکه پدر و مادر و در واقع پیشینیان تون بتون این رو گفتن نذارید که چشم شما رو ببنده بر روی حقایق بر روی آنچه که دونستنش می تونه به شما خیلی کمک کنه من اومدم گفتم که نگاه سیستمی به خداوند نگاه خیلی خیلی بهتریه و به نظر بنده تاکید می کنم به نظر بنده خداوند یک انسان نیست یک موجود نیست که یه جایی باشه یه سری کارهایی رو مثل ما انجام بده من در مورد احساساتی عمل کردن خداوند خیلی صحبت کردم گفتم خداوند احساسات بشری نداره بعضیا این رو به رحمان بودن خداوند یا رحیم بودن خداوند ربط دادن بعضیا در مورد مسائل مختلف صحبت کردن بعضیا از بحث های فلسفی استفاده کردند دوستان به هیچ عنوان من نه به فلسفه علاقه دارم نه اصلا خوشم می آد وارد بحث های فلسفی بشم چون باز به اعتقاد بنده این بحث های فلسفی نه سر داره نه ته داره یعنی نتیجه ای نمی گیریم ما می خوایم اینجا نتیجه بگیریم یعنی ما می خوایم به این نتیجه برسیم که آقا ما اگر خداوند رو چطور ببینیم زندگی بهتری داریم اول یه قانون کلی رو با همدیگه مرور کنیم هر جوری که خداوند رو ببینی همونجور اتفاق می افته خداوند رو رحمان ببینی رحمان دیده می شه خداوند رو غفور ببینی غفور برات دیده می شه در واقع تجربه ش می کنی خداوند رو جبار ببینی خداوند رو ستمگر ببینی ستمگر دیده می شه خداوند رو خدایی ببینه که خدای عشق خدای عشق برای تو دیده می شه ممکنه بغل دستیت یا برادرت خدا رو یه جور دیگه ببینه به همون نسبتی که خدا رو می بینه به همون نسبت نتایج متفاوتی رو دریافت می کنه از تو آنچه را که ما در مورد خداوند باور می کنیم همون رو تجربه می کنیم قبلا بارها و بارها گفتم باور ما نسبت به خداوند باعث می شه ما شرایط و اتفاقات رو تجربه کنیم اما یه سری چیزا قانونه یعنی اینجوری نیست که مثلا من فکر کنم بگم که خب آقا من باورم اینه که نمی افتم زمین برم از یه ساختمون مثلا صد طبقه خودمو بندازم پایین بگم نه من باورم اینه که جاذبه وجود نداره یه سری چیزا هست قانونمندی اصلا کاری به باور نداره یعنی بعضیا من تعجب می کنم اشتباه فرض می کنن آقا نه من باورم رو عوض می کنم مثلا چه می دونم می رم توی خلا مثلا بدون آب و بدون غذا و بدون اکسیژن مثلا یه سال زنده می مونم من چون باورم رو عوض کردم که بدن من نیاز به اکسیژن نداره یه سری چیزا قانونمندی یه سری چیزا رو نمی شه تغییرش داد یه سری قوانین حاکم بر جهان هستی که خداوند در قرآن از مشیت نام می بره بیاید با هم یه چند تا موضوع رو با همدیگه مرور کنیم به اینجا رسیدیم که هر جور خدا ببینیم خدا رو ببینیم همونجوری درکش می کنیم همونجوری دریافت می کنیم اگه با محبت ببینیم با محبت در واقع تجربه ش می کنیم اگر ستمگر ببینیم ستمگر تجربه ش می کنیم اما موضوعی که من خیلی علاقه مندم بهش و دوست دارم که شما هم بهش فکر کنید اینه که بیایم ببینیم که قوانین جهان چطوره یه بحثی بود آلبرت انیشتین دنبال یه موضوعی بود به نام تئوری اف ستینگ یا تئوری همه چیز می گفتش که به نظر من خدا تاس نمی ندازه که مثلا اگر شش اومد اینجوری جهان رو رهبری کنه اگر دو اومد مثلا یه جور دیگه جهان رو رهبری کنه برای هر کارش یه تاسی بندازه بالا و طبق اون عددی که تاس نشون می ده مثلا اتفاقات رو رهبری کنه خداوند خداوند قانون هاست و طبق یک قانون کلی داره جهان رو رهبری می کنه و جهان داره طبق این قانون عمل می کنه خب خیلی فکر کرد که این بتونه این قانون کلی رو ببینه که هم درواقع فیزیک کوانتوم رو بتونه جواب بده و هم فیزیک سیارات رو بتونه جواب بده یعنی در کوچکترین ذرات در اتم در در واقع الکترون همون قانونی باشه که در کهکشان مثلا راه شیری داره اتفاق می افته خب اون تا آخر عمرش نتونست به جواب درست برسه یه فرد دیگه ای به نام پروفسور استیون هاوکینگ اون خیلی سعی کرد که اون هم به این موضوع برسه خب یه سری اعتقادات متفاوتی هم داشت خیلی بزرگترین و معروف ترین دانشمند زنده بشره همون فردی که تمام بدنش فلجه و فقط دو تا از انگشتاش کار می کنن و خب شاید خیلی از دوستان در مورد شنیده باشن یه فیلمی هم جدیدا ساختن به نام تئوری اف ستینگ که نامزد جایزه اسکار هم بود فکر می کنم تو سال دو هزار و چهارده دو هزار و پانزده توی اون فیلم آره یه نقل قولی می کنه که می گه که نه انیشتین اشتباه کرد به نظر من خدا تاس رو می ندازه ولی تاس رو اینقدر دور می ندازه کسی که پیداش نکنه اصلا یعنی کسی نفهمه به چه شکله و یه سری تغییرات و عقاید داشت یه بار در واقع می گفت من خدا رو قبول دارم یه بار هم این اواخر می گفت نه من اصلا بعید می دونم که خدایی وجود داشته باشه برای نیاز باشه اصلا جهان برای خلقش نیاز به خدایی داشته باشه می تونه این کار رو انجام بده کاری ندارم به این صحبت ها اینا تئوری اینا فلسفه است اینا نظریه است اینا بحث های بی فایده است ما می خوایم برسیم به یه موضوع خیلی مهم که بتونیم قوانین خداوند رو درک کنیم خداوند بر طبق سیستم عمل می کنه اینکه حالا خداوند چیه بعضی ها از دوستان این موضوع رو گفتن که نه خداوند بالاتر از سیستمه من گفته بودم خداوند انرژیه بعضی گفتن نه بالاتر از انرژیه مافوق انرژیه دوستان انرژی همه چیه یعنی و نمی دونم چرا بعضی ها دوست دارن مقاومت کنن در مورد موضوع انرژی اصلا چیزی به غیر از انرژی در جهان وجود نداره یعنی هر آنچه که شما می بینید هر آنچه که شما نمی بینید هر آنچه که نمی دونم سیاهچاله است یا هر آنچه که در واقع دنیای شناخته شده یا دنیای قابل به قول در واقع ستاره شناسا دنیای قابل مشاهده یا دنیای غیرقابل مشاهده هر آنچه که هست این در واقع دارک متر نمی دونم ماده سیاه دارک انرژی انرژی سیاه هرچی که هست در جهان انرژیه یعنی بیسش انرژیه پایه اش انرژیه پایه اش کوکه چیزیه که ما بهش می تونیم بگیم انرژی اگر یادتون باشه در فیزیک قانون پایستگی انرژی رو یادتون بیاد ما می گیم که انرژی نه به وجود می آد نه از بین می ره فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر حالت می ده بعد نگاهمون هم به خدا می گیم لم یلد و لم یولد ما می گیم خدا نه در واقع زاییده شده و نه می زاید ما نگاهمون در در مورد قرآن همون نگاهیه که در مورد انرژی داریم در مورد خدا همون نگاهی که در مورد انرژی داریم فقط یه ذره تفاوت داره یکی بهش می گه خدا که بهش می گه نمی دونم انرژی ای که بهش می گه نیروی حاکم بر جهان نیروی برتر نمی دونم نیروی خیر هرچی که اسمش رو می ذارید من فکر می کنم که بهترین کلمه ای که می تونیم براش بذاریم یک انرژیه یعنی انرژی پایه انرژی که همه جهان رو در واقع خلق کرده و داره گسترش می ده ما می خوایم قوانین حاکم بر این انرژی رو درک کنیم نمی دونم به عمر ما جواب می ده یا جواب نمی ده نمی دونم اصلا ما در نهایت می تونیم تمام قوانین رو درک کنیم و ازش استفاده کنیم یا نه ولی حداقل داریم شروع می کنیم به فکر کردن شروع می کنیم به حرکت کردن و ما می خوایم قوانینی رو استفاده کنیم که به دردمون می خوره ببین چرا من می گم وارد فلسفه نشیم وارد بحث های فلسفی نشیم چون بحث های فلسفی نتیجه ندارن آخر یعنی من انقدر از این فیلسوف های عزیز و دوستان خودم رو که دوستان دکترای فلسفه دارن می خونن اصلا سرشون درد می کنه برای بحث کردن ولی زندگیش رو نگاه می کنه هیچی نداره تو زندگیش نون نداره برای خوردن زندگیش همیشه پر از تشنج پر از نگرانی پر از ناراحتیه ولی ماشالله فقط برای بحث این آدما ساختن بشینه بحث کنه در مورد موضوعات مختلف سوال من اینه که خب تو اینقدر بحث کردی چه زندگی داری الان چقدر مثلا حالت خوبه چقدر سلامتی چقدر ارتباط های خوبی داری چقدر وضع مالی خوبی داری ما می خوایم به این برسیم که در این دنیا سعادتمند زندگی کنیم و در دنیای آخر هم در آخرت هم سعادتمند زندگی کنیم و برای این ما باید برسیم به قوانینی که در واقع حاکم بر جهان اینکه من می گم نگاه سیستمی داشته باشیم برای اینکه نگاه سیستمی به ما آرامش می ده من همیشه تو دوره هام گفتم گفتم بزرگترین سپاسگزاری من از خداوند اینه که خدایا ازت ممنونم که قوانینی رو وضع کردی که تغییر نمی کنه ازت ممنونم که پام رو محکم می ذارم زمین ازت ممنونم که نگرانی ها رو از وجود من کشیدی بیرون به من گفتی آقا قانون من اینه اگر این فرکانس رو ارسال کنی مطلقا این جواب رو می گیری نه جواب دیگه این قانون منه طبق این قانون دارم جهان رو رهبری می کنم بزرگترین سپاسگزاری من به عنوان در واقع کسی که تو این حوزه دارم کار می کنم اینه که خدایا ازت ممنونم که جهان رو با قوانین بدون تغییر آفریدی اینجوری نیست که شانسی باشه اتفاقی باشه نمی دونم من نتونم چیزی رو کنترل کنم من تمام قسمت های زندگیم رو می تونم کنترل کنم چون من می تونم افکارم رو کنترل کنم چون من می تونم فرکانسم رو کنترل کنم چون من می تونم احساساتم رو کنترل کنم و مهم تر از همه چون من می تونم نگاهم رو به جهان کنترل کنم دیدگاهم رو کنترل کنم به این دلیل که من می تونم نگاهم رو کنترل کنم من می تونم اتفاقاتم رو کنترل کنم شرایطم رو کنترل کنم من می خوام به اینجا برسیم نمی خوام وارد بحث های حاشیه ای بشیم هرچند که دوستانی که دوست دارن وارد این بحث ها بشن این کار رو انجام بدن آخرش به حرف من می رسن یعنی من دیدم بعضی از دوستانم توی سایت خیلی علاقه دارن به بحث های فلسفی این راه هایی که دوستان دارن می رن سال های قبل من رفتم نتیجه اش هم مشخصه نتیجه هم برای دوستانی که دارن الان هم می رن مشخصه اگر هم خیلی علاقه مندید به بحث های فلسفی و به این موضوعات می تونید با قدرت همین روند رو ادامه بدید و بعدش هم یاد حرف های بنده می افتید و شاید یه روزی بخواید برگردید و زندگی خودتون رو اصلاح کنید و به چیزای خیلی مهم تر و ارزشمندتر به غیر از موضوعات فلسفی و اینا فکر کنید من می خوام این نگاه رو داشته باشیم که چطور می تونیم اتفاقات رو برای خودمون اونجوری که خودمون می خوایم رقم بزنیم این نگاه موقعی می تونه به ما در واقع یعنی در واقع موقعی می تونیم این نتیجه رو برای خودمون به وجود بیاریم که باور کنیم که جهان یا خداوند داره با یک سیستم بدون تغییر حرکت می کنه یک انرژی خداوند که تمام جهان از اون انرژی به وجود اومده این انرژی در تمام به قول در واقع فیزیکدان ها از شکلی به شکل دیگه تغییر حالت می ده ولی نه به وجود اومده نه از بین می ره همیشه هست همیشه بوده همیشه خواهد بود همون تعریفی که ما از خداوند داریم فقط در تمام اشکال خودش رو تبدیل می کنه حالا قوانین حاکم بر این انرژی ما می خوایم بدونیم چیه ما می خوایم قوانین حاکم بر این انرژی کهکشان ها رو خلق کرده و اتم رو هم خلق کرده می خوایم قوانین حاکم بر این رو بدونیم چجوریه برای اینکه این رو درک کنیم یه نگاهی به حرفای من داشته باشید ما می تونیم ما می تونیم فرکانس هایی رو به جهان هستی ارسال کنیم و این انرژی هوشمند با توجه به فرکانس های دریافتی ما انرژی اطراف ما رو که اتفاقات شرایط روحیه آدم ها وضع مالی سلامتی همه اینا هم قسمتی از همون انرژیه رو رقم می زنه تبدیل می کنه مثل یه آب مایعی می مونه که توی ظرف مثلا شبیه یه لیوان بریزی اون آب مایع بی شکله ولی شبیه اون ظرفی می شه که تو براش آماده کردی شبیه لیوان می شه اون انرژی به هر شکلی در می آد اما اون شکلی رو تو براش تعیین می کنی البته نود و پنج درصد آدما ناآگاهانه ضعفشون رو شکل می دن ناآگاهانه فرکانس هاشون رو به زبان اصلی ارسال می کنن به خاطر همین اتفاقی که نمی خوان وارد زندگیشون می شه ما می خوایم یه کاری کنیم از این قوانین حاکم بر انرژی استفاده کنیم و اون چیزی که دوست داریم رو خلق کنیم من تو دوره های تو دبی هم من گفتم بیسون که تو دوره شرکت کرده بود و گفتم هدف من اینه که بتونیم به قول انیشتین فکر خدا رو بخونیم یه جمله خیلی معروفی داره البته انیشتین می گه همه چیز دیتیل همه چیز جزئیاته من می خوام بتونم فکر خدا رو بخونم مابقی چیزا همش جزئیاته می خوام ببینم که این قوانین چطور عمل می کنه باز هم من تاکید می کنم یه نگاهی به قرآن بندازید هر کجا دیدید که این نگاه من نگاه سیستمی به خداوند نگاه اشتباهیه به من بگید که آقا نه ما تو قرآن آیه رو آوردیم که نگاه سیستمی نداره بعضیا گفتن که رحمانیت خداوند برای همه موجودات رحیم بودنش مثلا برای فقط مومنینه اینم یک سیستمه یعنی شما هر جوری که نگاه کنی سیستم اینجوری عمل می کنه طبق قانونی اگر سیستم می گه که آقا رحمانیت محبت عشق برای همه موجودات ولی یک عشق خاص مثل یه معلمی می مونه که در واقع به همه بچه های کلاس داره درس می ده یعنی عشقی که داره به همه درس می ده اما به افرادی که خیلی خیلی خوب گوش می کنند بیشتر توجه می کنه بیشتر بهشون تمرین می ده بیشتر بهشون کلید می ده بیشتر بهشون در واقع کمک می کنه اونایی که توجه نمی کنن و دارن در واقع مسخره بازی می کنن تا کلاس معلم درسش رو می ده ولی به این بچه ای که داره خیلی خوب گوش می کنه توجه بیشتری می کنه ازش تمرین بیشتری می خواد بهش مثلا کتاب های بیشتری رو معرفی می کنه ولی درش رو داره به همه می ده اینم یه سیستمه سیستم داره این کار رو انجام می ده یعنی سیستم تعریف شده که آقا به این شکل عمل کن ما می خوایم همینا رو بدونیم دیگه ما می خوایم همینا رو بدونیم که این سیستم چطور کار می کنه حالا من گفتم این سیستم به این شکل عمل می کنه که شما هر فرکانسی رو ارسال کنی همون رو برات برمی گردونه فارغ از اینکه ظاهرت چیه ملیتت چیه جنست چیه سنت چیه تحصیلاتت چیه دینت چیه بعضیا رفته بودن وارد بحث حجاب و این مسائل شدن فارغ از اینکه حجابت چیه فارغ از اینکه نمی دونم هرچی که فکر می کنید دیگه موضوعاتی که دوستان گفتن این به این شکل عمل می کنه در تمام طول دوران هم در واقع این اتفاق افتاده هر کسی با هر دینی که در واقع داشته فرکانس مثبت اتفاقات مثبت رو به وجود می آورده فرکانس منفی اصلا دین باید به شما اگر دین اگر یاد خداوند برای شما آرامش ایجاد نمی کنه که اصلا دین کلا اشتباهه دیگه یعنی دینی که برای شما آرامش ایجاد نکنه دینی که در دل شما ترس بندازه این نگاهتون احتمالا به اون دین اشتباهه نمی گم اون دین اشتباهه ها اون مذهب اشتباهه نگاه شما به اون مذهب یا درک شما از اون دین یا از اون مذهب اشتباهه که به شما داره این احساس بد رو می ده و من قبلا هم گفتم و باز هم می گم هر فرکانسی رو که ارسال می کنی می خوای بدونی فرکانس خوبی داری ارسال می کنی یا فرکانس بد اگر بگم بهتره که بگم فرکانس در زمینه خواسته هات یا در زمینه ناخواسته هات نگاه کن به احساست اگر احساس بدی داری داری اتفاقات بد رو برای خود رقم می زنی داری یه شکل ظرف به درد نخور درست می کنی که اون انرژی شکل اون در واقع به اون شکل در می اد اگر داری اگر احساس خوبی داری داری فرکانس های خوب جهان هستی ارسال می کنی که همه این احساس بد یا خوب رو می تونیم با نگاهمون درست کنیم یعنی می تونه یک اتفاق یکسان برای یک دو نفر آدم بیفته این دو نفر با توجه به اعتقادشون به خداوند یکیشون به آرامش برسه بگه نه الخیر فی موق من مطمئنم یه خیریتی تو اینه و به آرامش برسه یکی بگه نه خداوند منو دوست نداره اگه منو دوست داشت مثلا به من کمک می کرد یکی از دوستان یه ایمیلی برای من فرستاده بود چند روز پیش که من اصلا به خدا کافر شدم اصلا خدا منو دوست نداره اصلا من خدایی رو قبول ندارم به خاطر اینکه من فلان کسب و کار زدم ورشکست شدم بعد زنم ازم جدا شد بعد بچه ام این کار رو کرد بعد من بدبخت شدم و رفتم زندان اینا اگه خدا بود که خدا منو می دید خدایی وجود نداره که اینقدر بلا سر من اومده و الا این بلا سر من نمی ومد این نگاه اشتباهه دیگه نگاهی که مثلا فکر می کنه که مثلا خدا وایستاده اونجا مثلا یه کاری برای تو بکنه اشتباه نگاه اشتباهیه خیلی از آدما دوست دارن که اینجوری فکر کنن نگاه کنن به خدا آخرش هم به همین کفره می رسه هرچند که این کفر هم چیز بدی نیست بعدا یواش یواش نقطه عطفی می شه برای اینکه خدا رو بهتر درک کنه شاید نمی دونم شایدم نشه ولی در هر صورت اینکه ما فکر کنیم که آقا مثلا خدا یه گوشه ای وایستاده یه کاری انجام بده این وسط این نگاه اشتباهیه این سیستم یک واکنشی نسبت به فرکانس های ما می ده این انرژی واکنشی نسبت به فرکانس های ما می ده نه نسبت به ظاهر ما نه نسبت به قیافه ما به دین ما یا به هر چیز دیگه ای که فکر می کنیم اونچه که داری ارسال می کنی حالا هر چقدر که بتونی فرکانس ها رو بهتر ارسال کنی اتفاقات بهتری تجربه می کنی هر چقدر که نتونی این کار رو بکنی نه حالا برای اینکه نگاه سیستمی رو به خداوند بهتر درک کنی من یه چند تا آیه رو از روی نور براتون بخونم از آیه چهل و دو با همدیگه مرور کنیم این خیلی ربط نداره به اون الله و نور سمات الاعصر خیلی از دوستان اون رو در واقع گفته بودن خداوند نور زمین و آسمونه مثل چراغی که از درخت زیتونیه که نه شرقی و نه غربیه اگه ادامه بدید اون آیه متوجه می شید که اون آیه موضوعش بحث نور نیست مثالیه که در واقع داره می گه که این نور به چه شکل عمل می کنه یه ذره با اون چیزی که خیلی از دوستان فکر کرده بودن فرق می کنه من چند تا آیه پایین ترش رو با هم مرور می کنیم آیه چهل و دو فرمانروایی آسمان ها و زمین از آن خداست و بازگشت به سوی خداست مگر ندیدی که خداوند ابرها را می پراکند ببینید دوستان داره می گه خدا ابرها رو می پراکند و به هم می آورد و متراکم می کند و آنگاه می بینی قطرات باران را که از میان ابر فرو می ریزد و از کوهستان و از کوه های آسمان دانه های تگرگ نازل می کند خدا داره می گه ها خب همه ما می دونیم که سیستم داره این کار رو انجام می ده حالا تو قرآن هر کجا سیستم رو داره می گه داره می گه خدا این کار رو داره انجام می ده و با آن هر که را بخواهد زیان می رساند و از هر که که بخواهد این زیان را برطرف می کند نزدیک است درخشندگی برق آن حس بینایی را ببرد منظورش رعد و برق نشون می ده که یک سیستم سیستم آب و هوایی ببین مثلا زمان قدیم مثلا ما اگر طوفان می اومد فکر می کردیم که مثلا خداوند عذاب نازل کرده این طوفان اومده در صورتی که یک سیستم آب و هوایی همین الان شما می تونید طوفان ها می بینید که طوفان ها رو پیش بینی می کنید از یه هفته قبل مثلا می گن آقا تا یک هفته بعد پنج روز بعد دو روز بعد سه روز بعد در فلان منطقه یک طوفان وحشتناکی می خواد بیاد که مثلا درصد خرابیش هم احتمالا تا اینقدره زلزله رو می تونن پیش بینی کنن یعنی اون چیزایی که ما قبلا پیشینیان ما فکر می کردن که این عذاب الهی این چیزایی که الان ما می دونیم آقا نه این جریان طبیعی سیستم سیستم آب و هوایی اگر در این دما قرار بگیره اگر باد به این جهت بزه اگه این اتفاق بیفته اگر در گسل های زمینی اتفاق بیفته این فشارها وارد بشه یک در واقع زمین لرزه داریم یا هر چیزی شبیه این خداوند داره توضیح می ده حالا غیر از اون یه تیکه اش که بچه ها فکر می کنن اونجایی که گفته با هر که بخواد زیان می رسه به اون بارونه ممکنه بارونی باشه یا تگرگی باشه بزنه همه میوه ها رو خراب کنه ممکنه یه بارونی باشه که در واقع چشمه ها رو جوشان کنه این با هر کسی بخواهد منظورش خواستن خدا نیست من بارها و بارها در مورد این یشا و یوری صحبت کردم اینجا از یشا استفاده می کنه یعنی با هر کسی که در قوانین الهی هر قانونی که در قانون الهی هست همون اتفاق می افته نه اینکه خواست خداست من بارها گفتم و باز هم تاکید می کنم تفاوت فراوانی هست بین کلمه یشا و یورید من اراد الله یا ان شاالله یا انشاالله یا ان اراد الله ان یورید الله ادامه آیاا رو با هم ببینیم خداوند شب و روز را بر یکدیگر می گرداند و در این عبرتی است برای وران یعنی این نظامی که ما الان می گیم که آقا این منظومه شمسی حرکت زمین به دور خورشید حرکت زمین به دور خودش باعث مثلا شب و روز می شه اما داره قرآن به خدا نسبت می ده این نگاه سیستمی رو ببینید خداوند همه جنبندگان را از آب آفرید گروهی بر شکم می خزند و گروهی بر دو پا راه می روند گروهی بر چهار پا راه می روند خداوند هر چه را بخواهد می آفرینند زیرا بر همه چیز قادر است ما الان دیگه می دونیم که آقا بر اساس قانون تکامل جهان به وجود اومده و موجود به وجود اومدن یعنی اینجوری نبوده که مثلا خدا یهویی مثلا یه آدم رو به وجود بیاره برخلاف اون چیزی که ما تصور می کردیم قبلا و اونم به خاطر در واقع تورات بود اینجوری نیست که مثلا بگیم آقا خدا یهویی آدما به وجود آورد بعد از دنده چپ مثلا مرد مثلا حوا رو به وجود آورد مثلا این اتفاق نیفتاده اون چیزی که خیلی خیلی در واقع بحث بود سرش سر تئوری داروین این بود که داروین فهمید که نه آقا همه چیز بر اساس قانون تکامل به وجود اومده و تمام موجودات به این شکل نسلشون گسترش پیدا کرد اون نسلی که یعنی جهان گسترش داد خودش رو یه سری از در واقع حیوانات نتونستن در واقع با تغییرات رشد کنند نتونستن در واقع زنده بمونن اونها مردن و نسلی که قوی تر بود نسل پیروز بود یعنی تنازع بقا بوده در واقع به این شکل جهان پیشرفت کرده یعنی همین جنبندگانی که از آب آفریده شده که الان هم همه دانشمندان دیگه ثابت شده که جهان از آب به وجود اومده و اولین در واقع تک سلولی ها در به قول قرآن این رو قرآن هم تایید کرده در فاصله بین خشکی و آب یعنی در ساحل به وجود اومدن و رشد کردن این ها به شاخه های مختلف تبدیل شدن این حیوون که اول ماهی بوده بعدا اومده تو خشکی اول پا نداشته بعدا یواش یواش با توجه به هزاران هزار سال صدها هزار سال و میلیون ها سال تکامل پا به وجود اومده بال به وجود اومده تقسیم شده پستانداران به وجود اومدن تخم گذاران به وجود اومدن پرندگان به وجود اومدن اینا رو دیگه الان ما می دونیم یعنی اینا اصلا چیزی نیست که بشه قابل بحث باشه بگی نه آقا تکامل وجود نداشته مثلا یه حیوونی هست مثلا این حیوونه یو همینجوری خودش به وجود اومد هیچ تکاملی نداره همه جهان از همون تک سلولی هایی که در فاصله بین آب و خاک بودن به وجود اومدن و رشد کردن و همینجوری هم ادامه پیدا می کنه این اتفاق که دیگه همه می دونن و خداوند می گه ما این کار رو کردیم در صورتی که سیستم این کار رو کرده ولی چون سیستم خود خداست خداوند می گه ما این کار رو کردیم شما به این فکر کنید یه جاهایی هست همیشه بحث سر اینکه چرا خدا می گه انا انزلنا چرا می گه ما این کار رو کردیم چرا می گه نمی گه من شما نگاه کنید می گه ما در واقع انا اوحینا ما وحی کردیم ما نازل کردیم ما عذاب می کنیم ما این ما کیه چرا می گه من ما که می گیم یعنی ما که تو باورم اینه که خدا یکیه می گیم لا اله الا هو فقط همونه همون یه دونه است چرا این یه دونه خودش وقتی می خواد در مورد خودش صحبت کنه همیشه می گه ما ما این کار رو می کنیم ما اون کار رو می کنیم ما فلان ما بهمانیم مام ما بریم به خاطر اینکه سیستم به خاطر یک مجموعه است شما دقت کنید در تمام جاهایی که یک سیستم داره کار می کنه خداوند می گه ما اما جاهایی که نگاه نگاه توحیدی باید باشه خدا می گه من نمی گه شما هیچ وقت در قرآن نمی گید که خدا گفته ما رو بپرستید یا ما رو شکرگزار باشید گفته من رو بپرستید من رو سپاسگزار باشید نگفته ما ولی در نگاه در واقع سیستمی متوجه می شیم اونجاهایی که سیستم داره کار می کنه اونجایی که داره جهان عمل می کنه همیشه داره از ما استفاده می کنه از من از فعل جمع استفاده می کنه بعضی ها هم حالا به اشتباه فکر می کنن نه به خاطر اینکه مثلا احترام بذاره مثل پادشاه ها که می گفت ما تو این فیلما نشون می دن که مثلا پادشاه مثلا می گه ما برنامه ریختیم که این کار رو انجام بدیم چون پادشاه خودش رو بزرگ می بینه می گه ما نمی گه من ما مثلا خواستیم که اتفاق بیفته نه خداوند نه نیازی داره که در واقع بقیه چه می دونم یه همچین نگاهی بهش داشته باشن نه اصلا نیاز داره ما عبادتش کنیم نه اصلا نیاز نیاز به اینکه ما یه کاری براش انجام بدیم نداره به خاطر همینم نیاز نداره که بگه ما مثلا این هر کجا شما دقت کنید هر کجا از کلمه ما استفاده کرده نگاه نگاه سیستمی بوده یک مجموعه اتفاق باید می افته تا اون شرایط به وجود اومده اگر وحی بوده اگر باران بوده اگر عذاب بوده یا هر چه شبیه در ادامه خداوند می فرماید ما آیات روشنگری نازل کردیم و خدا هر کس را بخواهد به راه راست هدایت می کند لقد انزلنا آیات مبینات ما این کار رو کردیم چون چون اینا همش سیستم داره این کار رو انجام می ده خیلی ادامه داره خیلی می تونیم با همدیگه صحبت کنیم و بازم اگه دقت کنید خدا هر کس را بخواهد به راه راست هدایت می کند باز هم داره از یشا استفاده می کنه والله یحد هم من یشا الی صراط المستقیم نه ورید این می گم کلمه یشا به معنای خواستن نیست به معنای اینکه هر کسی در این قوانین باشه هدایت می شود هر کس از قوانین عمل نکنه هدایت نمی شود اینکه خدا بخواهد برای یکی خدا دوست داشته باشه بگه نه من حال می کنم که این رو مثلا هدایت کنم اصلا با قیافه این بابا حال نمی کنم بذار پدرش رو در بیاری نه سیستم اینجوری نیست سیستم طبق قوانین عمل می کنه خداوند طبق قوانین عمل می کنه قوانین ما همین رو می خوایم بدونیم ما می خوایم بدونیم که قوانین چیه من دوست دارم به این موضوع فکر کنید خب من دارم خیلی به این موضوع فکر می کنم و دارم خیلی از در واقع قسمت های زندگیم رو دارم اصلاح می کنم دارم باورام رو اصلاح می کنم و خیلی خیلی تجربیات خوبی دارم یعنی از وقتی که من نگاهم به خداوند یک نگاهی بوده که قوانین داره عمل می کنه خیلی خیلی موفقیت های بزرگ کسب کردم به نتایج خیلی خوبی رسیدم به آرامش آرامش نکته مهمش اینه به آرامش رسیدم خیالم راحته که آقا من در جهانی زندگی می کنم که خداوند قوانینی رو وضع کرده که اگر از قوانین آگاه باشم و طبق اون عمل کنم همیشه در همه زمینه ها اتفاقات خوب رو تجربه می کنم یعنی من الان وقتی اتفاقات بد برام به وجود می آد به راحتی می تونم بفهمم که آقا این رو خودم به وجود آوردم خدا برای من به وجود نیاورده خودم فرکانس رو ارسال کردم نگرانی بوده ناراحتی بوده عصبانیت بوده خشم بوده در یک موضوعی باور نادرست بوده باور کمبود بوده موضوعی که در روش ثروت گفتم نتیجه اش این بوده کاملا دیگه فهمیدم این موضوع رو اصلا یک درصد شک ندارم یعنی اگه همه دوستان بیان بگن نه آقا تو داری غلط فکر می کنی ذره ای در اطمینان من به این موضوع کم نمی شه چون بارها و بارها هر چند حالتش رو در واقع تجربه کردم نگران بودم بلا سرم اومده امیدوار بودم اتفاقات خوب برام افتاده حالم خوب بوده اتفاقات خوب رخ داده حالم بد بوده عصبی بودم خشمگین بودم داد و بیداد کردم اتفاقات بد تجربه کردم برام به وجود اومده این دیگه اصلا یقین یقین می خوام این اتفاق هم تو برای خودت تجربه کنی برای خودت به وجود بیاری می خوام به این موضوع فکر کنیم نمی خوام حرفای منو قبول کنید نه نگران اینم که حرفای منو قبول نکنید نه خیلی خوشحال می شم که حرفای من قبول کنید شما حق دارید فکر کنید حق دارید که مطالعه کنید حق دارید که بررسی کنید و دوست دارم که تو این جمعی که داریم کار می کنیم این فضایی که به وجود اومده این روند رو بهتر و بهتر ان شالله به امید خدا بتونیم با همدیگه ادامه بدیم و نتایج خیلی خوبی با همدیگه بگیریم بعضی دوستان در مورد عذاب گفته بودن نه خدا مثلا اومده برای فلانی فلان عذاب رو به وجود آورده مثلا چطور مثلا اومده نمی دونم ابیل بودن نمی دونم طوفان اومده نمی دونم سیل اومده داستان حضرت لو لوت بوده داستان نوح بوده و فلان اینا هم جز همون سیستم بوده اونا هم طبق سیستم عمل کرده یعنی در واقع اون سیستم داشته کار می کرده روندش اینجوری بوده که آقا اونایی که فرکانس منفی داشتن اونایی که در واقع شرک داشتن اونایی که ایمان بودن اونا در شرایطی قرار بگیرن که احساس بدی هم داشتن که نتیجه بی ایمانی احساس ترسه نگرانیه احساس ناامیدیه نتیجه بی ایمانی احساس ناامیدی دیگه کسی که امید داشته باشه که حتما ایمان داره به یه خدایی که امید داره کسی که آرامش داره ایمان داره که گفتم الا به ذکرالله تتمن فقط با یاد خداوند اینا آرام می گیرد کسی که بی ایمانه کسی که شرک داره کسی که کفر داره اون که همیشه مضطربه همیشه نگرانه همیشه می ترسه همیشه ناامیده نتیجه اون احساس این اتفاقاتی که به وجود می آد نه اینکه خدا بگه نه خب بذار من حال این رو بگیرم مثلا خیلی دیگه عصبی شدم از دست اینا حالشون رو بگیرم تو قرآن پر از این مثال ها نتیجه این فرکانس که ارسال کردن نتیجه اش این بوده و اگر دقت کنید زمان عذاب اگر که سیستم داره عمل می کنه سیستم جوری برنامه ریزی شده که خشک و تر رو با هم نمی سوزونه برخلاف بقیه که باور دارن نه دیگه عذاب که بیاد خشک و تر با هم می سوزه یکی از نگاه هایی که متوجه می کنه که نه سیستم داره عمل می کنه سیستم بدون نقص داره عمل می کنه فارغ از احساسات داره عمل می کنه هر کجا که عذاب خواسته بیاد نازل بشه سیستم اون کسی که فرکانس مثبت فرستاده در اون موقعیت در لوکیشنی که عذاب می خواسته نازل بشه نبوده یعنی اگر نوح بوده نوح و اون اصحاب اون یارانی که در واقع ایمان آورده بودند سوار کشتی بودن رفته بودن بعد عذاب نازل شده یا لوت یا هر کس دیگه ای که اتفاق افتاده شما می بینید توی قرآن پیامبر و یارانی که فرکانس ماد داشتن تو موقعیت نبودن این سیستم داره اینجوری عمل می کنه هر کسی کبوتر با کبوتر باز باد کند همجنس با همجنس پرواز نتیجه هر اتفاق نتیجه فرکانسی که خودشون می فرستن اینجوری هم نیست که سیستم خطا کنه اشتباه کنه سیستم قانونش رو عوض کنه سیستم داره عمل می کنه در مورد معجزات ببین دوستان معجزه به اون چیزی که ما فکر می کنیم که خداوند بیاد قوانین طبیعت رو عوض کنه برای مثلا موسی معجزه رو ایجاد کنه اصلا اتفاق نیفتاده یعنی همین الان ثابت کردن که آقا اگر باد از یک زاویه نمی دونم خاصی با یک سرعت خاصی از رود نیل حرکت کنه و رود نیل هم در حالت جزر باشه آب باز می کنه رود رو و می تونن در واقع از کف رود حرکت کنن یعنی اینجوری نبوده که مثلا خدا بیاد بگه که نه موسی من الان تمام قوانین چسبندگی مولکولی رو تمام قوانین جاذبه رو تمام قوانین رو تغییر می دم برای اینکه تو رو نجات بدم نه اون لحظه ای که در واقع این باده داشته می اومده مقارن شده با اون زمانی که موسی رسیده به رود نیل یعنی اون همزمانی اتفاق افتاده اونم به خاطر اینکه سیستم خیلی هوشمنده سیستم خیلی خیلی هوشمند داره عمل می کنه نمی خوام حالا در مورد این مسائل خیلی صحبت کنم دوست دارم خودتون فکر کنید نمی خوام هی بیشتر گرا بدم که شاید مثلا فکرتون رو من بخوام هی بهش خط بدم می خوام خودتون فکر کنید اصلا همه حرفای منکر بشید بگه آقا کلا عباس من چرت و پرت می گه هیچ اشکالی نداره فقط فکر کن برس به یه راه بهتر برس به یه جایی که نگاهی که به خداوند داری بهت احساس آرامش بده برس به یه جایی که وقتی به خدا فکر می کنی حالت خوب بشه برس به یه جایی که وقتی در طول مسیر زندگی در طول سال های زندگی نگاه می کنی به گذشته ت می بینی که آقا من خوب زندگی کردم از زندگیم لذت بردم ببین چه نگاهی می تونه برای تو این شرایط به وجود بیاره چه ایمانی چه درکی از خداوند من دیدگاه خودمو گفتم من نتایج که خودم گرفتم رو گفتم من اعتقادی که در واقع به من کمک کنه طبق قوانین عمل کنم خیلی اعتقاد خوبیه که بدونم آقا یه سری قوانین هست فرض کنید که شما توی کشوری هستید که قوانین داره مثلا فرض کنید که توی کشوری هستید که قوانین داره قوانین محکمه مشخصه می گه آقا اگه شما اینقدر اینجا سرمایه گذاری کنی تا اینقدر سال مثلا دولت حمایت می کنه نمی دونم تو اینقدر سال مالیات نمی خواد بدی این جنس هایی که می خواد شما مثلا همیشه می تونید وارد کنید هیچ ممنوعیت گمرکی نداره فلان همه قوانین رو شفاف بهت می گه می گه آقا تغییر هم نمی کنه این قوانین مثلا تا چهل سال همینه شما مواد اولیه رو می تونی وارد کنی با اینقدر درصد گمرکی مثلا اینجا می تونی محصولاتت رو بفروشی با اینقدر مالیات همه چی هم از قبل مشخصه چقدر احساس آرامش داری چقدر خیالت راحته چقدر خوب می تونی برنامه ریزی کنی چقدر خوب می تونی فکر کنی چقدر حالت خوبه تا یه کشوری که بگن نه آقا ممکنه ما امروز بذاریم تو اینجا سرمایه گذاری کنی فردا بگیم نه آقا اصلا تو غلط کردی باید سرمایه گذاری کنی کلا جمع کن بساط رو برو امروز می گه می گه آقا این جنس رو می تونی وارد کنی فردا می گیم نه آقا نظرمون عوض شد جنس رو دیگه نمی تونی وارد کنی امروز می گیم مالیات اینقدره فردا می گی نه چه مالیاتی مالیات مثلا ده برابر اینه اگر تو یک همچین کشوری بخوای سرمایه گذاری کنی بخوای کار کنی چقدر نگران چقدر می ترسی چقدر پات می لرزه چقدر اصلا همه چی تغییر می کنه این همونه دیگه این نگاهیه که در واقع نگاهی که من به خداوند دارم نگاهی که به من کمک کرده که خیالم راحت باشه تو این دنیا بگم آقا اگر این قوانین داره عمل می کنه من اگر این کار رو این کار رو به این شکل انجام بدم این باور رو داشته باشم این احساس رو داشته باشم این در واقع نگاه و ایمان رو داشته باشم این نتایج رو می گیرم چه بقیه خوششون بیاد چه بقیه خوششون نیاد چه بقیه بخوان چه بقیه نخوان این دقیقا همین اتفاق برای من افتاد یعنی وقتی که من ایمانم رو به خداوند تغییر دادم نگاهم رو به خداوند تغییر دادم تونستم اینجوری خداوند رو ببینم که خداوند احساساتی نمی شه که من بیام جلوش مثلا گریه و زاری کنم بگم خدایا مثلا بهم کمک کن بگه من می خواستم تو گریه و زاری کنی بعد بهت کمک کنم که خداوند در واقع طبق یه سری قوانین عمل می کنه این قوانینی که به وجود اومده نه مال امروزه نه مال فرداست نه مال دیروزه این از در واقع اول بوده تا آخر هم هست هو الظاهر هو باطن هوول هوول آخر همه چی از همه چی همین بوده حالا که اینجوریه پس من می تونم خیالم راحت باشه می تونم طبق این قوانین عمل کنم طبق این قوانین نتیجه بگیرم هر کجا هم اشتباه می کنم تقصیر خودمه خودم اشتباه کردم خداوند عذابی نازل نکرده اشتباهات خودم بوده ن ب ما کانو عمل اون بریم قرآن رو بخونید ببینید چند بار این آیه آمده که خداوند به بندگان خود ظلم نمی کند ببین چند بار این آیه آمده که هر اتفاقی می افته برای خودتونه به واسطه خودتونه به مثبت ادیه به مقدمت ادیه ببین چند بار این آیه ها تو قرآن اومده خداوند به بندگان خودش ظلم نمی کنه اینجوری نیستن که اصلا بگیم نه آقا مثلا خدا با حضرت محمد حال می کرد گفتش که شما تو جنگ د مثلا چون دیگه ایمان دارید دیگه دیگه من خدای شما هم اونا که بی ایمانن ابوسفیان و نمی دونم فلان اینا من که طرفدار شما هستم که به من ایمان دارید پس شما تو هر جنگی برید پیروز می شید برید بگید که یا الله پیروز می شید خب اینا تو جنگ شکست خوردن حمزه سیدالشهدا در واقع شهید شد پیامبر به شدت مجروح شد که حتی گفتن پیامبر کشته شده کشتیمش چقدر اتفاق افتاد چقدر کشته داد سپاه اسلام حالا مثلا خدا اومد گفتش که نه من واقعیتش نتونستم دیگه زورم نرسید اونا نمی دونم اون قلعه رو از پشت حمله کردن بالاخره ما زورمون نرسید نه خدا در همون قرآن می فرماید می گه آقا این به خاطر خودتون بود پیامبر گفته بود که آقا اون کوه رو ازش محافظت کنید این قوانین جنگیه شما از قوانین تبعیت نکردید شما پشت جبهه رو خالی گذاشتید از پشت برگشتن به شما حمله کردن از کلی از نفراتتون رو کشتن خدا این وسط تقصیری نداشت خدا این وسط کار خاصی برای پیامبر نمی خواست بکنه بارها و بارها به شکل های مختلف شما برید بخونید قرآن و متوجه می شید که اصلا اینجوری نیست که مثلا خداوند بیاد بگه که نه مثلا ما یک نگاه ویژه ای داریم به فلانی به فلان پیامبر این نگاه ویژه ما مثلا باعث می شه که اون هر کاری کنه پیروز بشه نه اشتباه کنه شکست می خوره طبق قوانین عمل نکنی شکست می خوره می خوای پیامبر باش می خوای هر کس دیگه ای باشه این قانونشه اصلا این یعنی عدل این عدالت واقعیه که پارتی بازی جایی نداره این قانون طبق قانون عمل می کنه همه چی طبق قانون عمل می کنه و این نگاه برای من نگاه خوبی بود امیدوارم که بتونیم از این موضوعات استفاده کنیم بتونیم زندگی خودمون رو اونجا که دوست داریم رقم بزنیم بتونیم خدای واقعی رو بشناسیم خدایی که وقتی بهش فکر می کنیم به ما احساس آرامش می ده به ما قدرت می ده به ما یقین می ده من سعی تلاشم اینه یعنی واقعا سعیم اینه تو زندگیم چه دوستان خوششون بیاد چه خوششون نیاد من دوست دارم که نگاه توحیدی واقعی رو در واقع به خداوند داشته باشیم نگاه خالی از شرک خالی از شرک خفی یا شرک مشخص یه نگاه توحیدی سعیم این بوده حالا این مسیر رو دارم ادامه می دم حالا تا هر کجا که بتونم هم تو این مسیر حرکت می کنم واقعا از خداوند سپاسگزارم به خاطر این همه دوستای خوبی که دارم به خاطر این اتفاقات خوبی که داره می افته برامون به خاطر این احساس خوبی که دوستان دارن تجربه می کنن به خاطر این نظرات قشنگی که می نویسید چقدر به من قدرت می ده چقدر به من احساس خوبی می ده خدا رو شکر می کنم ان شاالله که هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا آخرت باشید خدانگهدار