به نام خدای مهربان سلام خدمت شما دوست عزیز من سید حسین عباس منش هستم و از خداوند سپاسگزارم که به من این فرصت رو داد تا در خدمت شما باشم یه مطلب خیلی مهمی که مدت ها می خوام در موردش صحبت کنم و فرصت نمی شه که در واقع در موردش صحبت کنم اما امروز هر جوری شده گفتم تو هر شرایطی که هستم باید این فایل رو آماده کنم برای شما عزیزان به نظرم آدما چهار دسته ان یه دسته آدمایی هستن که هیچ وقت تغییر نمی کنن هر چقدر خداوند بنا نشون نمی ده هر چقدر پیغام می ده هر چقدر در واقع جهان بهشون می گه که باید عوض بشن عوض نمی شن و قانون این رو می گه که اونا زیر چرخ های جهان که در حال حرکته از بین می رن قانون جهان اینه که یا حرکت می کنی یا تغییر می کنی یا از بین میری یعنی اگر تغییر نکنی حرکت نکنی مطمئن باش که از بین میری مثال می زنم مثل افرادی ان که دچار بیماری اعتیاد می شن و زندگیشون رو از دست می دن زن و بچه شون رو از دست می دن آبروشون و اعتبارشون و ثروتشون و سلامتیشون رو از دست می دن اما باز هم تغییر نمی کنن و اون ها یک روز جنازه شون کنار یک جوب در خیابون پیدا می شه که به خاطر اینکه نخواستن پیغام ها رو دریافت کنند از بین رفتن گروه دوم افرادی هستن که تنها زمانی تغییر می کنن که خیلی خیلی فشار زیادی بهشون وارد بشه یعنی در حد طبیعی یا با فشار کم تغییر نمی کنن باید پدرشون در بیاد باید پوستشون کنده بشه اگه بخوام مثال اعتیاد رو بزنم مثل افرادی ان که معتاد می شن آبرو و زندگیشون رو از دست می دن اما دیگه تو لحظات آخر موقعی که تقریبا همه چی رو دارن از دست می دن سعی می کنن که ترک کنن و به زندگی برگردن خب دسته سوم افرادی هستند که با کوچکترین نشانه هایی که باید تغییر کنند تغییر می کنند با اولین فشار با اولین در واقع نشانه تغییر می کنند مثل یک فرد معتادیه که وقتی که برای اولین بار از محل کار اخراجش می کنن یا حتی توبیخش می کنن به خاطر اینکه به موقع سر کار نمی آد یا حواسش پرته یا هر چیزی شبیه این سعی می کنه که مواد رو ترک کنه و به زندگی برگرده اما دسته چهارم که امیدوارم من و شما جز اون دسته باشیم افرادی هستن که قبل از اینکه مجبور بشن قبل از اینکه اصلا بهشون فشار وارد بشه اونها خودشون به دنبال تغییر و حرکت می رن اون ها افراد بسیار بسیار موفقی هستن من می خوام یه ذره در مورد گذشته خودم صحبت کنم باهاتون یادمه از وقتی که بچه بودم به شدت علاقه مند بودم که دستم تو جیب خودم باشه و برای خودم کار کنم و از همون بچگی شروع کردم به انجام انواع و اقسام کارهای مختلف از خیلی خیلی سن کودکی می رفتم توی کوچه شانسی می فروختم تا اینکه بزرگتر شدم و کارگری کردم سیم پیچی کار کردم و بعد از یه مدتی رفتم دنبال با توجه به علاقه ای که الکترونیک داشتن رفتم دنبال تعمیر رادیو تلویزیون مدرکش رو گرفتم و یه مغازه زدم و شروع کردم به کار کردن و بعد از اون به خاطر باز هم علاقه ای که داشتم رفتم سراغ بازی های کامپیوتری یه کلپ بازی کامپیوتری زدم و با یه تلویزیون سیاه و سفید و اون موقع دستگاهی به نام میکرو با اون دستگاه کارم رو شروع کردم خب اولش درآمدم خیلی کم بود اما کار کردم و بعد درآمدم بیشتر و بیشتر شد بعد یه دونه دستگاه شد دو تا دستگاه تلویزیون سیاه سفید شد رنگی بعد سگا اومد بعد پلی استیشن اومد خلاصه به جایی رسیدم که هفت هشت تا دستگاه پلی استیشن داشتم با تلویزیون رنگی بعد درآمد خیلی بالا یادمه اون موقع درآمدم توی سن مثلا شاید شانزده هفده هجده سالگی درآمدم سی برابر یک حقوق یک کارگر ساختمانی بود و خب کار خیلی راحتی هم داشتم درآمد خیلی بالایی هم داشتم اما بعد از یه مدتی فهمیدم که درآمد من داره آرام آرام کم می شه و شرایط مختلفی تو محیط داره اتفاق می افته مثلا افراد زیادی دارن این مغازه ها رو می زنن مثل من که مغازه دارم چون نیاز به تبحر خیلی زیادی نداشت کافی بود که دستگاه داشته باشی و تلویزیون داشته باشی و شروع کنی به کار کردن و به همون نسبت که دست توی کار زیاد می شد درآمدم کمتر می شد نکته دیگه ای که بود این بود که اداره اماکن هم خیلی دست گذاشته بود روی این کسب و کار و خیلی گیر می داد به کار ما هر روز می اومدن بازرسی می کردن چه سی دی دارید می ذارید چه بازی دارید می کنید بچه ها چه بازی می کنن و اینا برای من یه نشونه بود یه نشونه بود برای اینکه تغییر کنم برای اینکه در واقع بتونم آینده خودمو قشنگ تر کنم بهتر کنم اون موقع بود که من تصمیم گرفتم برم بندرعباس از شهر خودمون رفتم بندرعباس و این در حالی بود که من زندگی عالی داشتم درآمد خیلی خوبی داشتم دوستای فوق العاده ای داشتم یعنی انقدر دوستای زیاد و عالی داشتم که حد و حساب نداشت توی اون شرایط من تصمیم گرفتم که در تله این شرایط به ظاهر خوب گیر نکنم و برم برای پیشرفت برم برای موفقیت برم برای حرکت کردن و رو به جلو پیشرفت کردن رفتم بندرعباس توی شرکت نفتی کارگر بودم کارگر بودم و با درآمد بسیار بسیار کم اومدم کارگری کردم یعنی همه دوستام تعجب می کردم می گفتن تو که اینقدر درآمد اینجا بالا بود تو که اینجا برای خودت کار داشتی تو که اینجا اینقدر آقا سرور خودت بودی الان رفتی داری کارگری می کنی برای مردم اونم تو اون آب و هوا تو اون شرایط و این درآمد بسیار عالی رو کنار گذاشتی و جوابم این بود که من مطمئنم که این حرکتم حرکت رو به جلو و در نهایت به پیشرفت و موفقیت منجر می شه خب اونجا شرایط اول خیلی برام سخت بود باید کارگری می کردم باید چیزی یاد می گرفتم یه مدت راننده تاکسی بودم تو اون شرایط با تاکسی کار می کردم تا بتونم زندگیم رو بگذرونم و بعد از یه مدتی من شرایطم بهتر شد شدم سوپروایزر یه شرکت نفتی و درآمدم خیلی خیلی رفت بالا و باورتون شاید نشه من وقتی که از شهر خودم رفتم بندرعباس هیچ وسیله ای با خودم نبردم یعنی هیچ گونه چون جا نداشتم مکان نداشتم یه اتاق من توی بندرعباس توی یک محله خیلی خیلی ناجور اجاره کرده بودم و یه پیک نیک و یه زیلو و یه در واقع چهار تا بشقاب و قاشق برداشته بودم با خودم برده بودم و در طی هشت سالی که من توی بندرعباس بودم بعد که کسب و کارم پیشرفت کرد سوپرایزشون هم دراومدن رفت بالا یک خونه خیلی خوبی رو در واقع اجاره کردم وسایل خیلی خوب رو برای خونه خریدم و وقتی که درآمد من اونقدر بالا بود اینقدر شرایطم خوب بود که می شد بهش یک زندگی خوب بگی و دوستای خیلی خوبی پیدا کردم به کارم مسلط شدم به اوضاع کار مسلط شدم باز هم احساس کردم که این یک تله است یک تله ای که می خواد فقط منو در این موقعیت نگه داره و من باید برای تغییر برای پیشرفت کردن بیام به تهران این در حالی بود که انصافا شرایطم خوب بود درآمدم به شکلی بود که می تونستم به راحتی زندگی خودمو اداره کنم اما احساسم می گفت که این روند ادامه نخواهد پیدا کرد یعنی این روند همین جوری آروم آروم به سمت کم شدن درآمد به سمت بد شدن شرایط تغییر می کنه ولی تو باید حواست جمع باشه اون موقع بود که من اومدم تهران و اومدم وارد کسب و کار جدید شدم اومدم شروع کردم به در واقع مطالعه کتاب های موفقیت شروع کردم به سخنرانی کردن شرکت تاسیس کردن و باورتون نمی شه توی مسافرخونه هایی زندگی می کردیم که شرایط بسیار بسیار سختی داشت چون هیچ گونه در واقع در شروع کار هیچ گونه درآمدی نداشتم اما احساسم بهم می گفتش که این روند روند درستیه و بعد شروع کردم شرکتم پیشرفت کرد کسب و کارم پیشرفت کرد درآمدم بیشتر شد سرمایه گذاری کردم تو قسمت های مختلف و درآمدم اینقدر عالی شد که شاید رویای هر کسی باشه که بتونه یه همچین درآمدی رو داشته باشه یه همچین سودی رو از سرمایه گذاریش کسب کنه و می تونم با جرئت بگم اونقدر درآمد و ثروت داشتم توی تهران و توی ایران که می تونستم تا آخر عمرم واقعا عالی زندگی کنم واقعا خوب زندگی کنم و خودمو بازنشسته کنم بدون اینکه کاری انجام بدم سرمایه گذاری من داشت کار خودشون رو انجام می داد و درآمد من اونقدر بالا بود که نیاز به هیچ فعالیت جدید دیگه ای نبود اما به نظر من این هم یک تله بود یک تله برای در واقع متوقف کردن روند پیشرفت من اون موقع بود که من تصمیم گرفتم از ایران بیام بیرون و جهان رو بگردم و دنیا رو بگردم مطالعه کنم در مورد آدم های مختلف در مورد فرهنگ های مختلف در مورد دلایل موفقیت و شکست افراد و برای این کار مجبور بودم که به موقعیت جدیدی وارد بشم مجبور بودم که زبان جدیدی رو یاد بگیرم مجبور بودم که چیزهای جدید دوستان جدیدی رو پیدا کنم همه چیز برای من غریبه بود و من از اون فضای بسیار بسیار عالی که تو تهران داشتم و اونایی که به من نزدیکن می دونن که چقدر شرایط من تو ایران و تو تهران خوب بود و چقدر همه چیز برای من عالی بود دوستای بسیار زیاد واقعا افرادی که عاشقانه منو دوست داشتن شرایط بسیار عالی کاری همه چیز برای من عالی بود یعنی بهترین حالت ممکن برای هر فردی که می تونه تو ایران زندگی کنه از در همه ابعادش از همه نظر اون موقع بود که من تصمیم گرفتم که بیام خارج از کشور و تحقیقاتم رو شروع کنم و توی این پروسه باز هم باید تلاش کنم کلی چیز جدید باید یاد بگیرم کلی حرکت های جدید باید انجام بدم کلی باید به خودم آموزش بدم خیلی کارا باید انجام بدم اما احساس می کنم این روند به من کمک می کنه چون واقعا ما به دنیا نیومدیم که فقط غذا بخوریم فقط یه خونه بخریم فقط یه ماشین بخریم ما به دنیا اومدیم که پیشرفت کنیم به دنیا اومدیم که حرکت کنیم قبل از اینکه شرایط اونقدر سخت بشه که مجبور بشید تغییر کنید خودتون زودتر این کار رو انجام بدید چون اگه این کار رو بکنید واقعا از زندگی لذت می برید واقعا چیزهای زیادی یاد می گیرید واقعا پیشرفت می کنید واقعا احساس غرور می کنید واقعا موقع مرگتون حسرت نمی خورید همیشه من می گم می گم جوری زندگی کنید که موقع مرگمون به خدا نگیم خدایا یه دقیقه دیگه به من فرصت بده یک ساعت یک روز یک ماه دیگه من فرصت بدید تا من به شکل قشنگ تری زندگی کنم و در ادامه این صحبت ها که خیلی خیلی دوست دارم بهش فکر کنید و به این سوال طلایی و کلیدی فکر کنید که کی باید تغییر کنیم موقعی شرایط خیلی سخته یا موقعی که همه چی خوبه به نظر من موقعی که همه چی خوبه باید تغییر کنیم نه موقعی شرایط سخته یعنی اگر موقعی که همه چیز خوبه تغییر کنیم اگر موقعی که همه چیز خوبه پیش بینی کنیم آینده رو اگر موقعی که همه چیز خوبه حرکت روبرو رو شروع کنیم هیچ وقت شرایط اونقدر سخت نمی شه که مجبور بشیم تغییر کنیم یعنی من وقتی از کشور خارج شدم در بهترین شرایط بودم شرایط عالی بود شرایط فوق العاده بود من مجبور نبودم تغییر کنم من خودم خواستم که تغییر کنم به خاطر همین شرایطی که الان توی در واقع خارج از کشورم هستم برای من خیلی خوبه چون نذاشتم اونقدر شرایط بد بشه اونقدر اوضاعم خراب بشه اونقدر به هم بریزم و بعد تغییر کنم بعد دوباره از صفر شروع کنم الان دیگه اینجا از صفر شروع نکردم اینجا خب شرایط زیادی رو داشتم وضعیت مالی مناسبی رو داشتم اوضاع خیلی خوبی رو داشتم چرا به خاطر اینکه من نذاشتم اوضاع اونقدر بد بشه که بخوام از صفر شروع کنم اینا یه پیغامه دوستان شاید یک درصد مردم جهان اینجوری فکر نکنن من می خوام که تو جز اون یک درصد باشی اون یک درصدی که پیشروان اون یک درصدی که جهان رو متحول می کنن اون یک درصدی که تغییرات وسیع رو در تمام جهان دارن ایجاد می کنن دوست دارم جزو اون یک درصد باشی چون من دوست دارم فقط با اون آدما کار کنم چون من عشقم کار کردن با اون افراده افرادی که واقعا مشتاقن که تغییر کنن واقعا مشتاقان که پیشرفت کنن و من خودم رو دوست دارم یک الگویی قرار بدم برای اون افراد که خودم از این دیدگاه استفاده کردم و از این دیدگاه نتیجه گرفتم و این دیدگاه رو دارم منتشر می کنم یکی از این تغییراتی که من ایجاد کردم در واقع تو کسب و کارم تغییر سایت بود دوستانی اومدن برای من سایت زدن دوستان عزیزی که به من کمک کردن برای طراحی سایت و برای من سایت زدن سایت ما خیلی خوب پیشرفت کرد خودتونم اونایی که از طریق سایت با من آشنا بودن وسط قدیم رو می شناخت می دونن که چقدر ما تو این سایت کارهای بزرگ کردیم پیشرفت های زیادی کردیم اما بعد از یه مدتی که ما داشت کسب و کارمون بزرگتر می شد و یوزرا و تعداد کاربرام هم داشت بیشتر می شد دیدم اون سایت جوابگوی آینده کسب و کار من تو اینترنت نیست و چند بار خواستم تغییراتی رو تو سایت اعمال کنم و به برنامه نویس رو گفتم و اون وقت نداشت که این کارا رو انجام بده من دیدم که من برای هر تغییری باید به دنبال برنامه نویسم بدم بگم که این کار رو انجام بده و این کار برای من واقعا سخت بود و من پیش بینی کردم که باید شرایط رو تغییر بدم باید از همین الان به فکر تغییرات بزرگ باشم باید از همین الان آینده رو ببینم و من اومدم در واقع این کار رو کردم رفتم کلی مطالعه کردم کلی آموزش دیدم در مورد در واقع آینده اینترنت و به این نتیجه رسیدم که باید سایتم رو عوض کنم و جوری این تغییرات رو انجام بدم که خودم بتونم مدیریت کنم سایتم رو و نیاز به یک برنامه نویس خاص نداشته باشم که اگر اون نخواست کاری رو انجام بده من کارم لنگ بمونه این کار فشار بسیار زیادی رو من وارد می کرد این در حالی بود که سایت ما حداقل تا دو سه سال دو سه سال آینده می تونست به همین روند به همین خوبی کارش رو انجام بده ولی از احتمالا از دو سه سال بعد به اون ور دیگه به مشکل برمی خورد و اون کیفیت بالا رو نداشت و نمی تونستم نمی تونستم باهاش کارای خیلی بزرگی رو انجام بدم باورتون نمی شه انقدر این روند تغییر سایت برای من و شرکت من دردسرساز بود انقدر کاربرا شاید ناراضی شدن ما به مشکل برخوردیم چون من داشتم یک موضوع جدیدی رو داشتم توی در واقع اینترنت یاد می گرفتم توی در واقع سایت های اینترنتی توی در واقع ایجاد یک سایت مناسب خیلی آزمون و خطا کردم خیلی خیلی تعداد یوزرهای سایت ما هم خیلی زیاد بود و وقتی هم که روی سایتی که تعداد یوزرهای خیلی خیلی زیادی داره و هر روز بازی های بالایی داره دارید تغییراتی اعمال می کنید خب احتمالا یک سری اتفاقات بد می افته که منم در جریانش نبودم یعنی بلد نبودم تازه یه سری چیزا رو بعدا یاد گرفتم ولی بازم می دونستم که این روند تغییر این تغییری که ایجاد شد به نفع منه و در آینده به من خیلی کمک می کنه درسته که خیلی اذیتم کرد اما چیزای خیلی زیادی به من یاد داد و به من کمک کرد که الان سایتی رو داریم که دیگه همه کارش رو خودم می تونم انجام بدم نیاز نیست کسی برای من کاری انجام بده نیاز نیست به یه برنامه نویسی خاصی بگم برای من کاری انجام بده تقریبا تمام کارهای سایت رو می تونم خودم انجام بدم و این روند آموزش به من کمک می کنه که بتونم در هر کجای دنیا این کسب و کار رو داشته باشم و این روند رو ادامه بدم دوست داشتم که این نکته رو به شما بگم و دوست داشتم ازتون بخوام که به فکر تغییر باشید هر وقت اوضاع خوبه گول نخورید این یه تله است اوضاع خیلی خوب اوضاع خیلی عالی یک تله است برای اینکه تغییر نکنیم برای اینکه به فکر پیشرفت نباشیم هر وقت اوضاع خوب بود بگو چطور می شه از این بهتر بشه چطور می شه باز از این ساده تر باز از این زیباتر باز از این قشنگ تر باز از این پولسازتر باشه و مطمئن باش راه حل های بهتری هست نگاهت رو به جلو باشه متوقف نشو هر روز به فکر پیشرفت باش هر روز این سوال اساسی رو از خود بپرسی چطور از این بهتر چطور از این بهتر به وضعی که هستی قانع نباش نذار این وضعی که هستی تو رو از موفقیت دور کنه این مثال معروف قورباغه رو یادتون باشه که وقتی قورباغه رو روی یک توی ظرف آب می ذاری توی ظرف آب جوش بندازی به سرعت از ظرف آب جوش می پره بیرون چون تغییر رو احساس می کنه چون دمای زیاد رو می فهمه اما اگر همون قورباغه رو توی ظرف آب معمولی بذاری و زیرش رو روشن کنی و آروم آروم آب رو گرم کنی قورباغه توی اون ظرف می مونه تا بمیره تا بپزه و هیچ حرکتی نمی کنه هیچ تغییری نمی کنه چون تغییر دمای آب داره آرام آرام اتفاق می افته و بدن قورباغه نمی فهمه که داره این دما براش برای بدنش مضر می شه داره بهش ضربه زیادی می رسونه همه آدما همینجورن همه آدما چرا من تو این فضا دارم این فایل رو آماده می کنم بخواد اینکه آدمای زیادی رو ببینید آدمایی که می ذارن تا جهان با چک و لگد مجبورشون کنه که تغییر کنن آدمایی که هیچ وقت تغییر نمی کنن تا کنار جوب بمیرن و آدمایی که قبل از اینکه شرایط سخت بشه خودشون دست به تغییرات می زنن خودت دست به تغییرات بزن زندگی من گواه اینه پیشرفت من گواه این موضوعه گفتم بهتون در شرایطی من ایران رو ترک کردم که همه چیز برای من عالی بود همه دوستانی که با من در ارتباطن می دونن که چقدر اوضاع در تمام ابعاد دوستایی که داشتم ارتباط هایی که داشتم درآمدی که داشتم موقعیتی که داشتم چقدر عالی بود اما من دوست داشتم توی دریا شنا کنم دوست داشتم توی اقیانوس شنا کنم نه توی برکه دوست داشتم بیام این پیغام رو به تمام مردم جهان بگم و برای این کار باید حرکت می کردم باید زمین بازی خودمو بزرگ می کردم باید زبان انگلیسی رو یاد می گرفتم باید کار می کردم روی حوزه های مختلف روی خودم کار می کردم باید می اومدم با آدمای موفق کشورهای دیگه مصاحبه می کردم باید بررسی می کردم زندگی اونا رو باید قوانین جهان رو توی ملیت های مختلف بررسی می کردم بعد به اونا آموزش میم و تاثیر این آموزش ها رو در زندگی افرادی خارج از کشور خودمون هم می دیدم به خاطر همین من این کار رو کردم و امیدوارم که تونسته باشم توی این فایل اون نکته مهمی رو که همیشه به دنبال بهبود باشید همیشه به دنبال شرایط بهتر باشید و هیچ وقت و هیچ وقت اگر شرایطتون خوبه شرایطتون نرماله یا شرایطتون ایده آله گول این شرایط ایده آل رو نخورید یه سوالی رو می خوام براتون مطرح کنم در ادامه این صحبت هایی که کردم دوست دارم که بنویسید توی قسمت نظرات همین صفحه که چه زمان هایی بوده که شما تغییر کردید و پیشرفت کردید و موفق شدید و چه زمان هایی بوده که تغییر نکردید و این عدم تغییر و این عدم حرکت باعث شده که خیلی چیزا رو از دست بدید دوست دارم حتما در مورد این موضوع صحبت کنید دوستم مثال های واقعی از خودتون بزنید نه از افراد دیگه فقط از خودتون فقط از شخص خودتون کجاها بوده که احساس کردید باید تغییر کنی چیزی رو باید یاد بگیری محیطت رو تغییر بدی دوستت رو تغییر بدی رفتارت رو تغییر بدی و پیش بینی کردی که این تغییر در آینده به تو کمک می کنه و کمک بسیار زیادی کرده و کجاها این تغییر رو در خودت ایجاد نکردی تا جهان مجبورت کرده با سختی با بدبختی با بیچارگی تغییر کنی مثل خیلی از افرادی که تو روابط عاطفیشون به مشکل برمی خورن تحقیر می شن به بدترین شکل ممکن مشکل برمی خورن اما رابطه عاطفیشون رو قطع نمی کنن اما بررسی نمی کنن روند رابطه عاطفیشون رو بهتر نمی کنن به افکار و باورهای خودشون فکر نمی کنن و اینقدر اوضاع سخت می شه تا یک شکست تلخ تو رابطه عاطفیشون می خورن افسرده می شن ناامید می شن مدت ها گوشه گیر می شن و بعد تصمیم می گیرن که تغییرات بنیادین در خودشون و در روابط آینده شون ایجاد کنن دارن مثال های مختلف در حوزه کسب و کار در حوزه روابط عاطفی در حوزه سلامت جسمانی افرادی که خیلی سیگار می کشن تغییر نمی کنن تا وقتی دیگه سکته می کنن سکته قلبی سکته مغزی یا هر چیزی شبیه این هر کجا هستید براتون بهترین ها رو از خداوند متعال آرزومندم ان شاالله که در پناه اله یکتا همیشه شاد پیروز موفق سلامت و ثروتمند باشید براتون بهترین ها رو از خداوند آرزو می کنم خدانگهدار