به نام خدای مهربان سلام خدمت شما دوست عزیز من سید حسین عباس منش هستم و باز هم خداوند رو سپاسگزارم که به من فرصت داد که در خدمت شما دوستان باشم چند روز پیش من یه فایلی رو گذاشتم روی سایت که واقعا فکر نمی کردم اصلا اینقدر مورد توجه قرار بگیره در مورد حادثه منا و خب اون فاجعه هر روز ابعاد گسترده تری پیدا کرد و تا الان که دارم فایل آماده می کنم حدود چهار هزار و خورده ای نفر توی اون فاجعه جانشون رو از دست دادن و حرف من این بود که بیاید کلی تر به مسئله نگاه کنیم و آیا واقعا اینکه ما بریم یک جایی یک در واقع فضایی باشه که شیطون نماد شیطونه یا هرچی که هست بهش سنگ بزنیم آیا این خرافه است این کار درستیه یا نه واقعی در دین هست و من اونجا یه سری توضیحات دادم که گویا به مذاق خیلی از دوستان هم خوش نیومد و انتقادات سختی هم داشتیم توی سایت نظرات خیلی خیلی سختی رو داشتیم هرچند که موافقانی هم بودند و تشکر کردن اولا من از هر دو گروه تشکر می کنم هم از دوستانی که مخالفت کردن هم از دوستانی که موافقت خودشون نشون دادن اصولا حرف های من برای این نیست که همه موافق من باشن قراره که صحبت کنیم قراره که فکر کنیم قراره که نظر خودمون رو اعلام کنیم قراره که نپذیریم هر چیزی رو قراره تعقل کنیم قراره از منطقمون از عقلمون که خداوند به ما عطا فرموده استفاده کنیم و این باعث خوشحالی منه اما یه سری صحبت ها شده بود من خیلی نمی خوام در مورد خودم کلا صحبت کنم و توضیح بدم اما گفتم یک فایل آماده می کنم می ذارم روی سایت دوستان ببینن و همین یه بار هم باشه دیگه نخوایم بحث بدیم و گسترش بدیم این بحث ها رو که به نظرم می ریم تو حاشیه یه توضیحی بدم در مورد خودم ببین دوستان من از روزی که کارم رو شروع کردم از روزی که تصمیم گرفتم بیام تو این حوزه و برنامه هامو برگزار کنم یک هدف داشتم و اونم اشاعه توحید اشاعه یکتاپرستی به قول قرآن دینتون رو برای خدا خالص کنید من هدفم این بوده و اعتقادم بر این هست که نمی شود به زور این کار رو کرد ما باید حرفمون رو بزنیم هر کسی که خواست هوشیار می شه بیدار می شه استفاده می کنه هر کسی هم که نخواست می تونه فحش بده دری وری بگه هیچ مشکلی هم نداره هیچ وقت نخواستم که به زور عقایدم رو تحمیل کنم اهل این برنامه ها نیستم اعتقادی به این موضوع ندارم من باید حرفم رو بزنم دیگران هم باید حرفشون رو بزنن و بقیه افراد هم می شنوند و به قول قرآن قول احسنت رو سخن نیکو رو انتخاب می کنند من هدفم این بوده من یه اتفاقاتی برای من افتاد توی زندگیم که اصلا وارد این فضاشون هم یک فاجعه ای رخ داد توی محل کار من کلی از آدم ها کشته شدن توی آتیش سوزی خیلی وحشتناک به بدترین شکل ممکن مردن دقیقا اون اتفاق روزی افتاد که من همون یک روز سر کار نرفته بودم تو محل کار من اتفاق افتاد من باید جز اون کشته شده ها می بودم من بعد از اون فاجعه ساعت ها و روزها و ماه ها و هفته ها گریه می کردم همسرم فکر می کرد دیگه دیوانه شدم صبح تا شب سجده می کردم به خداوند که چرا من زنده ام الان من که هر روز می رفتم سر کار من که هر روز اونجا بودم چرا همون روزی که من سر کار نرفتم این اتفاق افتاد و دوستان عزیز من توی اون فاجعه کشته شدن یعنی نمی شه صحنه رو به خدا نمی تونم تصور کنم و به شما اون صحنه واقعی رو نشونتون بدم که چجوری می شه توی آتیش سوزی یکی از دوستان من از هفده روز تو بیمارستان که یه تیکه شده بود یه یه تیکه مثل یه بچه مثلا پنج شش ساله یه جوون رشید این آب شده بود کوچیک شده بود به این اندازه یه تیکه زغالی که روی تخته و فقط منتظرن بمیره من هر روز می رفتم بیمارستان و گریه می کردم دوستش داشتم دوستم بود و دوستای دیگه ای که فوت کردن و به خودم می گفتم چرا من زنده ام چرا این اتفاق افتاد از اون روز من خیلی حالم دگرگون شد در واقع من خیلی احساسم تغییر کرد خیلی اهدافم تغییر کرد خیلی همه چیز تو زندگی من تغییر کرد من هر جور حساب کردم دیدم آقا من من باید می مردم اونم به این شکل خیلی وحشتناک و چرا من زنده موندم حتما قراره من کاری انجام بدم حتما رسالتی هست که باید انجام بشه و خدا خواستم کمکم کنه و احساسم قلبم درونم به من گفتش که تو باید این مسیر رو ادامه بدی تو باید در واقع دین واقعی رو به مردم بگی باید بگی که قرآن رو درست مطالعه کنن باید بگی که یکتاپرستی رو پیشه بگیرن خدای یکتا رو بپرستند خدایی که جهان رو آفرید خدایی که ما رو آفرید خدای که رب آسمان و زمینه خدای که فرمانروای همه چی تو باید این کار رو انجام بدی و خودش خودش گواه بر کردار من که از اون روز من تصمیم گرفتم که این مسیر رو بیام سعی کردم تا جایی که ممکنه ایمانم رو حفظ کنم بالاخره انسان جایز الخطاست ممکنه منم خیلی جاها وسوسه ها و مسائل مختلف منو درگیر خودش کرده باشه اما انصافا من هدفم رو هیچ وقت تا الان فراموش نکردم هرچند که شاید کم کاری هم کرده باشم و از خدا من می خوام می خوام که منو به راه راست هدایت کنه اما هدف من اینه بعضی از دوستان گفتن تو استاد موفقیتی تو مسیر خودت باش تو کار سرت رو جاهای دیگه نبر در مورد مسائل دیگه تو حوزه های دیگه وارد نشو و توضیح نده به صلاحت نیست خوب نیست خیلی از دوستان از روی دلسوزی گفتن خیلی از دوستان از روی که دوستم دارن گفتن می دونم می فهمم ازتون ممنونم که هوام رو دارید دوستم دارید اما این چیزی نیست که من بخوام چیزی که من می خوام اینه که تو این مسیر حرکت کنم و هیچ نگرانی بابت از دست دادن جونم ندارم به خدا ندارم من اونجا باید می مردم من خدا به من کمک کرده که من زنده ام یک اتفاق خیلی عجیب افتاد که من اون روز رفتم اون روز نرفتم سر کار و دیگه تموم شده برای من هیچ چیز یعنی مرگ چیزی نیست که منو بترسونه و نگرانش باشم حالا به هر طریق همه ما یه جوری می می ریم به خدا معلوم نیست که من همین فردا توی حادثه رانندگی نمیرم یا هر یه زلزله یا سیل یا سکته قلبی خب همین امروز هم مطلع شدم که کاپیتان تیم پرسپولیس تو سن سی سالگی سکته قلبی کرده یه ورزشکار پیش دم گوش همه مونه چیزی نیست که بشه ازش فرار کرد چیزی نیست که بشه مخفی شد ازش هر روز یک هر کدوممون ممکنه یه روزی بمیریم هیچ کس تا حالا زنده نمونده پس نگرانش نیستم چه مرگی بهتر از اینکه آدم به خاطر اعتقاداتش بمیره چه مرگی قشنگ تر از این به خدا هیچ وقت راضی نیستم که توی تصادف مسخره بمیرم و من تشکر می کنم از دوستان که دوستم دارن هوام رو دارن بالاخره لطف دارن می گن آقا مراقب خودت باش حرفایی که من می زنم حرفایی که اعتقاد دارن بهش حرفایی که بهش رسیدم حرفایی که تو قرآن نوشته و اینکه دوستان اینقدر اصرار دارن که من وارد حوزه های دیگه نشم و کارم رو تو بحث روانشناس وت ادامه بدم دوستان این روانشناسی و تو فکر کردید من از کجا آوردم همین قرآن به من کمک کرد همین نگاه توحتی به من کمک کرد که در مورد روانشناسی ثروت صحبت کنم و این فایل رو آماده کنم چون هر چقدر شما ثروتمندتر باشید سرتون بالاتره تسا هاتون کمتره خدا رو بیشتر باور می کنید سپاسگزارتر هستید ثروت خیلی ارتباط مستقیم داره با ایمان هر چقدر که از لحاظ مالی ضعیف تر باشید ترس هاتون بیشتره نگرانی هاتون بیشتره راحت می تونن کنترلتون کنن راحت می تونن در واقع تحت کنترل خودشون قرارتون بدن شما رو من دوست دارم که شما ثروتمند باشید به خاطر اینکه خودتون باشید به خاطر اینکه بدونید که این نعمت این رزق و ثروت از کجا به شما رسیده از آدما نه از خودش این رو می خوام بهش برسیم اونایی که روانشناس ثروت منو دیدن دیدن که چه مباحثی اونجا مطرح شده توش و دلیل اینکه این نتیجه ها رو گرفتن اونایی که بسته روانشناس ثروتی گرفتن همشون نتیجه گرفتن بسیار بسیار از لحاظ مالی پیشرفت کردن اینه که خود قانون کیهانی رو من دارم اونجا توضیح می دم همون چیزی که من از توی قرآن یاد گرفتم همون چیزی که من درک کردم توی کتاب خداوند و یک قسمتیه در همین مسیر من نمی خوام بگم که متخصص هستم در این زمینه در اون زمینه اما می خوام دوستانی که می گن واژه تخصص شما متخصص در امور دینی نیستید دوستان کی متخصصه واقعا یک پسری که دانشگاه نرفته درس نخونده مدرک نداره اما صبح تا شب با کامپیوتر کار کرده و الان می آد برای شما برنامه نویسی می کنه مگه می تونیم بهش بگیم تو متخصص نیستی چون تو مدرک نداری مگه مدرک همه چی یه پزشکی که اصلا درس پزشکی نخونده اما صبح تا شب روی گیاهان دارویی کار کرده و الان توی کل شهر همه میشناسنش که مدرک هم نداره حتی بعضا بعضیاشون سواد هم ندارن اما نتیجه دارن ایجاد می کنن طرف شکسته بنده سواد نداره اصلا اما صف وایمیستن ساعت چهار صبح میری باید صف وایسی تا سر کوچه زده بیرون صفه که وایسی که فلانی شکسته بندی کنه سواد نداره بنده خدا ولی علمش رو داره علم با سواد دانشگاهی فرق می کنه تحقیق جستجو ریسرچ فرق می کنه با سواد دانشگاهی با مدرک فرق می کنه اینکه دوستان می گن علمش رو نداری برو سراغ کسایی که علمش رو دارن علم از کجا نشات می گیره مگه غیر از اینه که باید مطالعه کرد مگه غیر از اینکه باید تحقیق کرد مگه تو دانشگاه من دانشگاه رو ادامه ندادم به خاطر اینکه چیزی اونجا یاد نمی گرفتم من تو دانشگاه چی یاد می گرفتم شما تو دانشگاه چی یاد گرفتید انصافا اونی که می آد مدرک داره من همین چند روز پیش یکی از دوستانم می گفتش که سرباز معلم هایی که دارن میان در واقع معلم بشن دوران سربازیشون رو توی روستاها این کلاس آموزش ششم ابتدایی رو که تازه وارد دوران ابتدایی شده دارن ریاضیش رو آموزش می دن به اون سربازایی که مدرک مهندسی دارن مهندسی ریاضی دارن آموزش های کلاس ششم ابتدایی رو بهشون می دن مسائلشون رو می گن حل کنه نمی تونن حل کنن مدرکش رو دارن مدرک مهندسی دارن مهندسی دارن ولی کلاس ششم ابتدایی رو مسائلش رو نمی تونن حل کنن مدرک سواد اینا ملاک نیست من به خاطر اینکه ملاک نبوده دنبالش نرفتم هیچ وقت هم ادعا نکردم که من مدرک از آمریکا دارم از استرالیا دارم از فرانسه دارم بیام پشت مدرک خودمو قایم کنم من محقق من باید تحقیق کنم من باید بررسی کنم من یاد گرفتم که باید تحقیق کنم بررسی کنم بعضی از دوستان می گن تو خبر نداری افراد دیگه چی گفتن تو برو با اونا بحث کن دوستان من بیست سال قوم زندگی کردم من تمام این بحث هایی که شما در مورد مسائل دینی می گید رو یه تیکه شو می گید من تا آخرش شنیدم من بحث های زیادی کردم من دوستان من توی در واقع مدرسه دبیرستان راهنمایی دوستان من خیلی هاشون بعد از دبیرستان راهنمایی رفتن حوزه علمیه ما با هم می نشستیم ساعت ها صحبت می کردیم من حرفاشون رو شنیدم من مطالعاتشون رو می دونم من همه اون چیزایی که دوستان می گن که تو عباسش اطلاع نداری خبر نداری فقط قرآن رو داری می خونی من اونا رو خیلی شنیدم قبلا اگر من با قرآن آشنا شدم منم مثل خیلی از دوستان قبل از اینکه اصلا قرآن رو بفهمم قرآن رو می خوندم من در طول دوران مدرسه ام برید بپرسید از اول ابتدایی تا آخر دبیرستان من قاری قرآن مدرسه مون بودم من قرآن رو قرائت می کردم جوری بود که همیشه بچه ها به من التماس می کردن می گفتن تو رو خدا میری قرآن رو بخونی سوره کوثر رو بخون ما تو آفتاب و تو گرما و تو سرما وایستیم تو مدرسه تو حیاط مدرسه تو قرآن رو بخونی بعضی موقع ها هم من لج می کردم می رفتم نصف بغلعه رو براشون می خوندم یعنی من با ظاهر قرآن از بچگی آشنا شدم اما اصلا اعتقادی بهش نداشتم من بچه مسجدی محله مون بودم من همه این حرفا رو شنیدم من اینور اینور رو کامل شنیدم بعد رفتم سراغ قرآن و داستان آشنایی من با قرآن هم در واقع مشخصه وقتی که من در واقع تو کشتی کار می کردم با روسا کار می کردم دیدم اونا خیلی آدمای خوبی ان قرآن هم ندارن دین هم ندارن ولی خیلی انسان های خوبی ان گفتم پس حتما این قرآن ایراد داره چون من قرآن رو نخونده بودم اومدم قرآن رو بندازم تو کابینت کی بندازم تو دریا بعد برای اون بار گفتم بذار حالا که می خوایم بندازمش دور بیا یه بار درست بخونمش من اون موقعی که کتاب قرآن رو خوندم بیدار شدم اون حرفایی که دوستان به من می گن نمی دونی نشنیدی خبر نداری سرت رو کردی توی برف من خیلی زیاد شنیدم خیلی تو مباحثشون شرکت کردن من باهاشون بزرگ شدم پس به من نگی که تو خبر نداری تو نمی دونی تو پرتی از قضیه بعضیا می گن چرا در مورد قرآن صحبت می کنه دوستان قرآن کلام خداست قرآن وحی قرآن صدای الله قرآن کتاب معمولی نیست خود قرآن به پیامبر توی قرآن می گه خود خداوند می گه وقتی در مورد قرآن صحبت می کنی کفار عصبانی می شن ناراحت می شن تو در مورد قرآن صحبت می کنی تو قرآن می خونی اذیت می شن خیلی از آدما هستن که وقتی دارن در مورد قرآن صحبت می کنن اذیت می شن واقعا چرا قدر در مورد قرآن چرا فقط قرآن مگه همه چی تو قرآنه به من می گن چرا فقط قرآن خب اگر یک کتاب باشه که راهنمای انسان ها باشه به اعتقاد من اون کتاب خداست کی می تونه غیر از خدایی که جهان رو آفریده قوانینش رو خلق کرده می تونه ما رو هدایت کنه که حالا مثلا من متهم می شم چرا فقط قرآن رو می خونی پس بقیه چیزا من بقیه چرا خوندم خیلی زیاد خوندم احادیثی که خیلی از دوستان می گن من خیلی زیادتر خوندم بهارالانوار خیلی خیلی کتاب های مختلف اصول کافی اما وقتی می آم می خونم می بینم خیلی از احادیث اصلا مال ائمه ما نیست سوال اینجاست اگر یه احدیث شما پیدا کردید که همه هم می گفتن موثقه اما با قرآن منافات داشت کدومش رو می خوای بپذیری واقعا کدومش رو می خوای بپذیری به این سوال فکر کن دوستان قرآن مسئله من با دوستان اینه اونایی که قرآن رو خوندن حرف منو می فهمن یعنی اونایی که قرآن رو می خونن مطالعه می کنن حداقل پنج بار ده بار کل قرآن رو با معنیش خوندن تعقل کردن تعمق کردن توی واژه واژه های قرآن با من هیچ مسئله ای ندارن و کاملا با هم همفکریم مسئله از اونجایی که از اونجایی به وجود می آد که دوستان اصلا قرآن رو نخوندن اونا که در واقع انتقاد می کنن قرآن رو نخوندن دوستان مگه چند صفحه است این کتاب بابا به خدا ما در دوران مدرسه مون صدها کتاب رو از صفحه اول تا آخرش خوندیم نکته برداری کردیم حفظ کردیم تست زدیم برای اینکه یه امتحان مسخره رو قبول بشیم برای اینکه معدلمون به یه عددی برسه برای اینکه کنکور قبول بشیم چند تا کتاب خوندیم چقدر نشستیم شب تا صبح نت برداری کردیم و نوشتیم و خط کشیدیم زیرش رو حفظ کردیم و می اومدیم کتابام رو می گرفتیم عید دیوونه ها دور تا دور خونه حرف می زدیم با خودمون راه می رفتیم حفظ می کنیم حفظ می کردیم به خاطر اینکه امتحان داشتیم بابا این کتاب مگه چند صفحه است که به خاطر کل دنیامون نمی خوایم بخونیمش حتی یه بارم نمی خوایم بخونیمش بعد می آیم می گیم که آقا تو چرا در مورد قرآن صحبت می کنی اگه یک بار قرآن رو دو بار قرآن رو یک بار نگم دو بار قرآن رو شما از اول تا آخر بخونید متوجه می شید قرآن یک روح داره توش قرآن یک منطق داره قرآن یه سری اصول داره وقتی کل قرآن رو مطالعه می کنید قرآن با ترجمه درستش نه ترجمه هایی که یک کلمه یک کلمه آیه قرآن رو ترجمه کرده پانزده خط توی پرانتز دیدگاه و افکار خودش رو نوشته اون قرآنی که اون کتابی رو که ترجمه ترجمه آیه به آیه است کلمه به کلمه است اون قرآن نه قرآنی که متاسفانه انقدر ما که مترجم هایی داریم که من نمی دونم واقعا چجوری می خوان جواب خدا رو بدن که خود خداوند توی قرآن گفته گفت کی می گه کی ظالم تر از کسی که به خداوند دروغ ببنده که میان دیدگاه های خودشون رو عقاید خودشون رو می نویسن بعضی هاشون اونقدر حداقل معرفت دارن که توی پرانتز می نویسن بعضیاشون اونقدر هم معرفت ندارن توی پرانتز هم نمی نویسن دیدگاه خودشون رو طرف ترجمه قرآن رو می خونه چون عربیمون خوب نیست فکر می کنیم که این همون متن عربیه طرف اینجا ترجمه کرده اگر قرآن رو بخونید اگر قرآن مطالعه می کنید متوجه می شید که بابا این یک منطقی داره این کتاب یک اصولی داره یه اصولی داره که از اون تخطی نمی کنه یه سری چیزا برای قرآن فرعه اصلا موضوعیت نداره نه به این دلیل که خدا فراموش کرده که توی قرآن نیاورده که خیلی ها می گن مگه همه چی توی قرآن هست اون چیزی که باید باشه اون چیزی که مایه سعادته اون چیزی که مایه هدایت توی قرآن اومده خداوند توی قرآن می گه این کتاب همه رو هدایت نمی کنه کتاب مردم رو هدایت نمی کنه می گه کتاب رو این کتاب متقین رو هدایت می کنه مسلمین رو هدایت می کنه مومنین رو هدایت می کنه محسنین رو هدایت می کنه بارها بارها توی قرآن اومده هیچ وقت نیومده بگه که این کتاب مردم رو هدایت می کنه یک آیین رو ما نداریم که بگه کتاب قرآن مردم رو هدایت می کنه هد الناس ما نداریم هدل المتقین یعنی اون آدمی که خودش رو داره پاک می کنه هدایت می شه با این کتاب والا این کتاب یوز ل من یشا و یحی من یشا گمراه می کنه و هدایت می کنه وقتی که شما کتاب قرآن رو می خونید متوجه حقیقت می شید از اول تا آخرش خود قرآن سوره آل عمران آیه هفت خداوند فرمایید من چقدر به این آیه اعتقاد دارم و چقدر دوست دارم که این آیه دیده بشه که هیچ جا هم دیده نمی شه و صحبت نمی کنن در موردش می گه خود قرآن خداوند می فرماید می گه این کتاب بر دو نوع آیه هاش یک آیه های محکم نه ام الکتاب اینا اصل کتابن وخم متشابهات و بقیه شون هم متشابه اند می گه اونهایی که در قلبشون مرضه می رن دنبال تاویل و تفسیر آیه متشابه اون چند تا آیه هم که دوستان می نویسن توی قرآن آیه متشابه که نمی تونی بگی که منظورش با کی بوده یه آیه مثلا توی قرآن اومده که هیچ متوجه هم نیستی که داره کیو می گه همه می گن اونجا گفته این منظورشم اینه می گه اون ها که در قلبشون مرض بیماریه می رن دنبال تفسیر و تاویل آیات متشابه برای اینکه فتنه ایجاد کنن اما اونایی که می گه راسخ خون از فی العل اونایی که در علم رسوخ کردن می گن کل این کتاب از آن خداست ما به کلش ایمان آوردیم آیات محکم رو خداوند بارها و بارها توی قرآن تکرار کرده می گم روح قرآن رو شما از آیه محکم می تونید بفهمید ما نمی ریم قرآن رو مطالعه کنیم ما می ریم کتاب های درسی رو می خونیم برای امتحان این دنیامون برای این واحد درسی برای کلاس چهارم ابتدایی برای کلاس ترم ششم دانشگاه نمیریم کتابی رو بخونیم که به خدا کل سعادت دنیا و آخرت اون بهم بستگی داره اگر من به آرامش رسیدم به خاطر این کتاب بوده اگر من به سلامتی رسیدم به خاطر اینکه این کتاب بوده اگر من به ثروت رسیدم به خاطر اون به خاطر این کتاب بوده یادمه وقتی که من اومدم تهران سال هشتاد و هفت یکی از این دوستانی که خیلی سخنران خیلی معروف و بزرگی هم بود اون موقع من در مورد همین مسائل صحبت می کردم اومد گفتش که بیا من تو رو هدایت کنم سوار ماشینش منو کرد و گفت ببین تو بیا اون چیزایی که من می گم رو بگو بیا اون چیزی که من می خوام رو بگو چی می خوای ثروت می خوای من ثروتمندت می کنم شهرت می خوای من من مشهورت می کنم پیش خودم گفتم بنده خدا فکر کرده خداست می خواد منو مشهور کنه می خواد منو ثروتمند کنه فکر می کنه خدا کلی هم بهم دری وری گفت و کلی هم گفت تو حالیت نیست و هیچ کس حالیش نیست و من گفتم سپاسگزارم ازتون من هدایت شدم الان نگاه می کنم می گم ببین این بنده خدا چه فکری می کرد اینکه خودش همه برنامه ها و سمینار هاش همش توصیه شده است و همش دولت داره پولش رو می ده و همش دانشگاه ها و شهرداری ها براش برنامه برگزار می کنن پول دولتی بهش می دن منی که اصلا هیچ کس رو نداشتم هیچ آدمی طرفدارم نبوده هیچ کسی منو نخواسته هیچ کسی کمکم نکرده فقط خودش الان من معروف ترم و ثروتمندترم و مشهور ترم یا اون بنده خدا که می خواست منو معروف کنه و مشهور کنه و ثروتمند کنه من اینا رو از خدا دارم من اینا رو به خاطر این اعتقادم دارم یاد ندارم من شب شب سرم رو بالش بذارم و دو دقیقه بعد خوابم نبره خدا رو صد هزار مرتبه شکر سلامتم خدا رو صد هزار مرتبه شکر آرامش دارم خیالم راحته به خاطر اینکه هرچی رو می گم بهش اعتقاد دارم بهش رسیدم نه چیزی که قبلا بهم گفتن خیلی از دوستان می گن که تو قبلا اینا رو به ما گفتن تو می خوای حرف قدیمی ها رو نقض کنی به خدا همین حرفی این حرف همون حرفی که به ابراهیم زدن این حرف همون حرفیه که به پیامبر اسلام زدن به حضرت ابراهیم هم همین رو گفتن گفتن تو می خوای ما حرف گذشتگانمون رو نقض کنیم اینکه قبلا هرکی بهمون گفته ما شنیدیم پس حتما درسته اینکه این نشد حرف من بچه بودم هر بار می رفتم جمکران می رفتم نامه می نوشتم به امام زمان مینداختم توی چاه چرا من این کار رو می کردم بهم گفته بودن امام زمان می ره این نامه رو می خونه من شنیده بودم این حرفا رو من شنیده بودم این حرف ها رو هر بار می رفتم نامه می نوشتم مینداختم برای امام زمان که امام زمان بخونه فکر می کردم می خونه چند وقت پیش رفتم می خوام بگم چجوری خرافه به وجود می آد رفتم دیدم کلی عراقی اومده عرب دارن نامه می نویسن می ندازن توی چاپ امام زمان بخونه کلی ایرانی اومده چند نفرشون با چند نفرشون صحبت کردن گفتم آقا شما مثلا اینجا توصیه شده اینجا امام زمان گفته برید اینجا نامه بنویسید من می خونم قضیه چیه من نمی دونم واقعا می خوام مطلع بشم می گفتن نمی دونیم حتما توصیه شده دیگه والا اینقدر مراجع اینجا هستن که اگر این کار اشتباهی بود کار درستی نبود می اومدن جلوشون رو می گرفتن می گفتن خب سندیتی چیزی مطمئن ایمان نه واقعیت سند نداریم ولی حتما بالاخره یه چیزی هست دیگه حالا یه چیزی هست نمی دونم از کجا ریشه اش اومده بعد رفتم پیش اون حاج آقا یه دکه ای هست همون جلوی چاه می تونید تشریف ببرید جمکران ببینید نوشته پاسخ به سوالات دینی رفتم پیش حاج آقایی گفتم حاج آقا می خوام ببینم این چاه سندیت داره گفت نه امام زمان گفتی بهت نامه نویسی گفتم گفتم این نامه ها که می نویسن چی می شه بالاخره پر می شه چاه آب نیست که بره توش که این نامه ها خیلی زود پر می شه این کاغذ گفت ما وقتی بار این نامه ها رو برمیداریم خمیرشون می کنیم می دیم به کارخونه کارتون سازی گفت نه چاه آبه نه چاه سنگ هیچی مردم دوست دارن می آرن می ندازن اینجا ولا دقیقا جمله خودش می گفت ولا مهم نوشتنه اینکه بنویسید حضرت علی ع هم گفته بنویسید درخواست هاتون رو بنویسید خداوند به درخواست هاتون در واقع اشراف داره اما بنویسید این همون حرفی که ما تو تمام سمینار راه می زدیم این همون همون حرفی که تو تمام تمدن ها گفته شده تو کتابت بنویس تا اتفاق بیفته خانم دکتر هنری افسر گفته شده توی همه مسائل ما می گیم آقا بنویس تا اتفاق بیفتد بنویسید واضح بشه براتون هدفاتون فرکانسش رو بهتر بفرستید ولی اون چیزی که مردم می گن این نیستا اون چیزی که مردم می گن این نیست اونچه که مردم می گن همون چیزی که قبلا شنیدنه ولی اون چیزی که میری می پرسی از کسی که کارش اینه مطالعه کرده تحقیق کرده می گه بله هیچ کدوم از اینا نیست اصلا گذاشتن اونجا که کسی بره سوال کنه ولی باور کن تو اون مدتی که من اونجا بودم یک نفر نباید بپرسه که بابا واقعا این داستان از کجا داره نشات می گیره از کجا داره آب می خورید داستان چاه که زنا یه جا جدا کردن بچه که بودم یه چاه بود بعد کردن دو تا چاه زن و مردونه رو جدا کردن باور کنید ما اعتقاد داشتیم که امام مثلا بی نامه ها رو می خونه ها باور کنید که ما یه همچین اعتقادی رو داشتیم الان می خندم به خودم بچه بودیم هرچی ما می گفتن قبول می کردیم دیگه یعنی خیلی از حرفایی که دوستان می گن همون طوری که شنیدن همون طوری که پذیرفتن نه تحقیقی کردن نه دنبالش رفتن اگر هم حرفی رو میان می زنن رفتن توی سایت یه آیه رو دیدن این رو می ذارن نمی رن تحقیق کنن که من دوست دارم که این صحبت ها بشه بریم تحقیق کنیم یعنی اگر به خاطر حرف های من بخواد که روی منو کم کنید به خاطر اینکه اصلا بگید که من آدم بی دینی هستم برید قرآن رو بخونید به خدا اگه یک نفر به خاطر این صحبت ها بره قرآن رو بخونه بره کتابی رو بخونید که کلا معجزه است بابا برید بخونید داستان رشاد خلیفه رو که چه موضوعاتی از توی قرآن درآورد همین حروف مقطع قرآن الف لام میم مثلا سوره بغله الف لامرا اینا رو درآورد دید آقا هر کدوم از اینا توی سوره بقره تعداد الباش الف لام تعداد الفباش بر نوزده بخش پذیره نوزده یه عدد اوله تعداد لاش بر نوزده بخش پذیره تعداد میماش بر نوزده بخش پذیره نوزده عددی نیست که هر چیزی به راحتی براش بخش پذیر باشه دید از اون آیه ای که خداوند تو قرآن می فرماید ما نگهبان دوزخ رو نوزده دم آفریدیم و این عدد رو نمی گیم برای کسانی که می خوان فکر کنن از این آیه فکر کرد گفت چرا داره می گه این عدد نوزده رو ما نمی گیم مگه برای کسی که می خوان فکر کنن نکن این عدد نوزده عدد خاصیه رفت درآورد دید بابا اصلا کل قرآن بسم الله الحمن الرحیم نوزده حرفه دید بابا کل قرآن نوزده استواره توی سوره بقره که از کلمه مکه به جای کلمه مکه از بکه استفاده کرده به خاطر اینکه اگه یه میم اضافه می شد به در واقع سوره بقره می شد بکه می شد مکه اون در واقع محاسبات عددیش به هم می خورد دیگه نوزده بخش پذیر نبود کتابی که با این با این اصول ریاضی الان از وقتی کامپیوتر اختراع شد و قرآن رو به کامپیوتر دادن فهمیدن این اصول ریاضی توش هست این کتاب کتاب بشری نیست اینا تازه قسمت خیلی کوچیکی از معجزات قرآنه بزرگترین معجزه قرآن آرامشه آرامش روحی و روانی که به آدم می ده سعادتی که برای آدم ایجاد می کنه نه برای اون دنیا فقط برای همین دنیاش و من دوست دارم که حتی اگر مخالفت به خاطر حرف های منه به خاطر این مخالفت به خاطر اینکه دوستان اصلا به قرآن اشاره ای نمی کنن به خاطر این مخالفت هم بریم قرآن رو بخونیم و نگاهمون رو عوض کنیم و خدا رو باور کنیم و مسیرمون رو پیدا کنیم من رسالتم اینه من کار من این حرفا رو می زنم هرکی دوست نداره دیگه با من باشه نیاد اصلا مطالب منو نخونه نیاد ولی انتظار نداشته باشید که من عروسک خیمه شب بازی باشم که اگر نوشتن آقای عباس منش دیگه طرفدار دارن ازت دور می شن و کم می شن و دیگه کاری نکن همه از دورت برن به خدا من نمی خوام کسی دورم باشه مگه من می خوام کسی دورم باشه مگه من می خوام کسی چه می دونم گروه درست کنم من هیچ وقت نخواستم یه گروه نمی دونم خاص درست کنم تشکل درست کنم حزب درست کنم به هیچ عنوان این همه به من گفتن آقای عباس یه سری مثلا افرادی رو دور خودمون جمع کنیم هر چند وقت یه بار برنامه داشته باش براشون اینا رو هدایت کن من اصلا نمی خوام یه همچین کاری بکنم مگه من پیامبرم من نمی خوام این کار رو بکنم من دوست دارم که اون چیزی که تو قلب من داره بهم می گه رو بگم نمی خوام دور خودم آدم جمع کنم دوست ندارم اون موقع هم که سمینار رو برگزار می کردم اون موقعی که در واقع بچه ها هی می گفتن بیا با هم باشیم و بیا با هم باشیم و تو وقتی که تو هستی ما انرژی داریم وقتی تو نیستی ما انرژی نداریم من از این جمله خوشم نمی اومد می گفتم من که فقط یه پیامم من که دارم یه حرفی رو می زنم اون کسی که اون کسی که داره در واقع به تو قدرت می ده به تو ثروت می ده به تو زندگی می ده اون خداست من کی ام این وسط همه برن از پیش من همه اصلا همه بعدشون می ره از من برای من به قرآن برای من مهم نیست اصلا که حالا همه دور و بر من باشن مگه می خواستم همه دور برم باشن که من سمینارام رو برگزار می کرد ادامه می دادم انقدر افراد تو سمینار من من عشق می ورزن که یه جمله رو یک نفر آرزو داره که تو کل عمرش یه بار بشنوه که من هر روز اونا که تو سمینارای من بودن می دونن که چقدر بچه های من دوستم داشتن و چقدر عشق با هم می ورزیدم دوستم داشتن ولی من من شلوغی رو دوست ندارم من دوست دارم تنها باشم حداقل الان دوست دارم تنها باشم مدت هاست که سمینار رو برگزار نکردم من از تنهایی خودم لذت می برم من اینجوری قدرت می گیرم از تنها بودن قدرت می گیرم نه از تو جمع بودن هر کجا می رم منم تو هر کشوری می رم منو می شناسن اذیت می شم که منو میشناسن هر کجا می رم ایرانی منو می بینه منو میشناسه می گم یه جوری سعی می کنم که حرف رو تموم کنم برم دوست ندارم دوست دارم خودم تنها باشم راحتم اینجوری خیلی راحت ترم تا اینکه بخ دور و برم شروع باشه هیچ وقت نخواستم گروه تشکیل بدم و نمی دونم حزب درست کنم و کار کنم و افراد رو جمع کنم و یه حرفی بزنم همه پشت سر من راه بیفتن هیچ وقت نخواستم اینجوری باشه اعتقادی به این سیستم ندارم اصلا من باید اون حرفی که بهش اعتقاد دارم رو بگم اونی که باید بشنوه می شنوه اونی که نباید بشنوم نمی شنوه اونی که شنید باید خدا رو پیدا کنه نه منو که من بخوام حالا بیام یه گروه تشکیل بدم که حالا افراد کم بشن زیاد بشن بشن بشمرم ببینم کیا طرفدار منن کیا مخالف منن باور کنید به همون اندازه ای که نوشته های موافق منو خوشحال می کرد نظرات موافق تو سایت منو خوشحال می کنه به همون نظرات مخالف منو خوشحال می کنه می گم خدا رو شکر این یه فضایی که همه حرفاشون رو بزنن بهم می گن دموکراسی واقعی یه فضاییه که همه حرفشون رو بزنن همه دیدگاهشون رو بگن همه نظرشون این فضای قشنگه تا وقتی هم که این نظر حاوی توهین نباشه حاوی فحش نباشه حاوی مسائل سیاسی نباشه پخش می شه حالا هرچی بگیم یعنی من می خوام بهتون بگم که اون چیزایی که شما در مورد برنامه هایی که داره برای ما اتفاق می افته و مسائلی که من دارم مطرح می کنم فکر می کنید خیلی اشتباهن اصلا من دنبالش نیستم من می خواستم دنبال شهرت باشم می خواستم مشهور بشم انقدر راه هست برای مشهور شدن اینقدر راه مسخره هست برای مشهور شدن انقدر راه هست کارم یه سری حرفا رو بزنه یه جاهایی دست بذاره یه چیزایی رو بگه که بعد بره پناهنده بشه تو کشورهای دیگه اینقدر راه هست من نه می خوام پناهنده بشم نه علاقه دارم نه نیاز دارم به پناهندگی که بخوام حالا مثلا من برم یه حرفی رو یه چیزی رو بگم چه می دونم یه اتفاقی بیفته بعد برم به حساب با در واقع اون موضوع برم پناهنده بشم و بگم آقا منو می خوان بکشن و منو نجات بدن نه اصلا نیازی به این مسائل ندارم بعضی از دوستان می گن که آقای عباس منش ع که از ایران رفته این حرف ها رو می زنه خیلی گستاخانه تر صحبت می کنه اون هایی که با من بودن از سال هشتاد و هفت توی تهران و قبلش توی بندرعباس تو سمینار حضوری من بودن همه این حرفا من همون موقع تو سمینارها می زدم اونا می دونن که عباسش همون حرفا رو داره می زنه هیچ حرف جدیدی رو نمی زنه و ایران رفتن منم نه من می رم می آم به مادرم اینا سر می زنم می آم به خواهرم می زنم هر بار برمی گردم یه سر می آم به ایران من مردم رو دوست دارم من کشورم رو دوست دارم من خانواده ام رو دوست دارم هر بار می آم سر می زنم به خانواده ام من نرفتم که فرار کرده باشم که حالا اونجا چون رفتم اونجا دیگه خیالم راحته دیگه هر حرفی خواستم بزنم بزنم این حرفایی که الان دارم می زنم این حرفی که شما دارید می شنوید و حرفایی که در ادامه صحبتش خواهد شد همون حرفایی که من قبلا تو همایشم زدم اونایی که تو همایشای حضور من بودن تو کلاس های من بودن همشون صحه می ذارن روی این حرف من چون من از همون روز اول همین حرفا رو می زدم اگرم بحث تهدید دوستان من سال هشتاد و هفت توی اولین همایش هام توی تهران یه بنده خدایی اومد در واقع یک حاج آقایی به شدت انسان در واقع متشخصی هم بود و خیلی هم افراد قبول داشتن اومد گفتش که آقا تو در مسیر اشتباه هستی اومد همین بحث رو با من کرد به من گفت بعد من دیدگاه خودمو گفتم براش آیه آوردم عصبانی شد گفت نه تو شیطانی تو شیطان مجسم هستی و نمی دونم فلان و بهمان و من دیگه نمی ذارم اینجا من پدرت رو در می آرم من کاری می کنم توی ایران تو تهران نابودت کنن می کنم انقدر این حرفا رو به من زدن اینقدر این چیزا رو به من گفتن انقدر حکمت نمی دونم مرگ برای من نوشتن انقدر ایمیل های تهدیدآمیز به من دادن انقدر حضور من گفتن که بیچارت می کنیم می برم از جایی که عرب می انداخت اما من به خاطر اینکه بترسم از اونا که کارم رو عوض می کنم فکرم رو عوضت می کنم گفتم من قبلا یه بار مردم چیزی برای از دستم ندارم که بخوام به خاطر حرف این و اون بخوام حرفم رو عوض کنم نمی دونم حالا شما اقوام لو رو چقدر می شناسید ما لورا کلا تهدید نمی فهمیم کلا ما لورا از چیزی نمی ترسیم به این راحتی نمی دونم شنیدید می گن اگه با یه لر دعوا شد دید از داره لورا داره از اینور فرار می کنه تو از این ور فرار کن چون اون فرار نمی کنه اون می ره سنگ بردار که تو رو بزنه به قول آقای ظریف هیچ وقت این ایرانی رو تهدید نکنید مخصوصا اگه لر باشه نه من با تهدید دیدگاهم رو عوض می کنم نه من نگران این صحبت هام نه نه در واقع اومدم که چیزی بگم مگه می خواستم در واقع منافع مالی داشته باشم و منافع اجتماعی داشته باشم می اومدم همین حرفی می زدم که همه دارن می زنن همه چی هم بهم می دادن خودتون هم می دونید همه چی هم بهم می دادن من نمی خوام من به خاطر ایمانم دارم صحبت می کنم به خاطر اعتقادم صحبت می کنم نه به خاطر منافع مادی دوستانی که ناراحت می شن که چرا من دارم این حرفا رو می زنم بابا این همه تریبون هست برای دیگران برای افرادی که مخالف من صحبت می کنن دارن صحبتشون می کنن تمام رسانه های ایران مال اوناست تمام صدا و سیما مال اوناست تمام روزنامه ها مال اوناست اونا دارن صحبتشون رو راحت می کنن نمی تونید ببینید یک نفر از توی یه سایت اینترنتی از توی یوتیوب نمی تونه یه حرفی بزنه که وسط اونا باشه این همه رسانه داره اونوری صحبت می کنه یه نفر نمی تونه اینوری ببینید که داره اینوری صحبت می کنه بابا آدم یه ذره باید فکر کنه بابا مگه می شه در یه کشور همه یه جور فکر کنن مگه درسته اصلا این شیوه اگر قرآن رو بفهمید متوجه می شید که قرار بر این نیست که همه یه جور فکر کنن قرار بر این نبوده که همه مثل هم باشن قرار بر این بوده که متفاوت باشن ملت پس قرار بر این نیست که همهمون بیایم یه حرفی رو بزنیم حالا من اگر اون حرفی رو که بقیه می زنن نزنم پس من مرتدم پس من کافرم پس من وهاب ام پس من بهایی ام پس من به من چقدر تو تهران من می گفتم تو از عربستان داری پول می گیری این حرفا رو می زنی پس من از عربستان بهشون می گفتم به خدا من راضی ام که عربستان به من پول بده من این حرفا رو بزنم نامردها پول نمی دن بهمون ولی اگه پول می دادن من خیلی خوشحال می شدم که پولم بدم من این حرفا رو بزنم اینقدر این حرفا رو به من زدن اینقدر این تهدیدها رو کردن قصد من چیز دیگه ای بوده نگاه من چیز دیگه ای بوده دنبال این نبودم که مشهور بشم و افراد دور و برم رو بگیرن و بگن استاد و بگن فلان و اینا اصلا علاقه ای به این داستان ندارم من می دونم که آدم تاثیرگذاری ام ولی بعضی موقع ها از این ویژگیم خوشم نمی آد تو خانواده ما تو بعضی از فامیلامون همین صحبت های مذهبی و حرفا می شد من چند دقیقه مثلا صحبت می کردم بعد طرف فکرش رو دیدش عوض می شد بعد پدرش مادرش می آد به من می شت که بابا آخه تو چرا با این آدم حرف زدی کلا کافر شده بی دین شده رفته اصلا دیگه معروف شده بود توی فامیل های ما تو بعضی از فامیل های ما که آقا با سید صحبت سید منظورشون من بودم با سید صحبت نکنید در مورد مسائل دینی که اگر صحبت کنید دینتون رو ازتون می گیره کافر تون می کنه می ره یعنی اصلا ممنون کردم کسی با من در مورد مسائل صحبت کنه از قبل من اگه می رفتم مهمونی خونه کسیایی به بچه هاشون می گفتم با این صحبت نکنید این آدم یه زبونی داره یه قدرت کلامی داره که حرف بزنه تو اصلا مهم نیست هرچی دین و ایمان داشته باشی کلا با هم جارو می کنه می ره آخه دینی که با ده دقیقه حرف بشه از بین بردش بهتره که از بین بره اصلا دینی که اینقدر بی ریشه باشه اینقدر در واقع بدون علم باشه اینقدر تقلیدی باشه که بشه با ده دقیقه از بینش برد باید از بین بره باید از بین بره من می دونم که آدم تاثیرگذاری ام ولی خیلی موقع ها می شه که دوست ندارم که آدما از من تاثیر بگیرن مثل من فکر کنن دوست دارم که آدما فکر کنن برن دنبال حقیقت نه اینکه مثل من باشن نه اینکه من یه حرف بزنم بگم آها دقیقا حرف تو درسته همونجوری که حرف اونا رو قبول کردم بیان حرف منو قبول کنن من خدا شاهده من پسر خودم میکائیل خودم رو خیلی موقع ها جا با خودم نمی برم به خاطر اینکه احساس کردم که این آدم داره یه آدمی می شه مثل من داره حرفای منو می زنه داره مثل من فکر می کنه من دوست ندارم بچه ام مثل من فکر کنه من دوست ندارم بچه ام بدون علم راه منو پیش بره دیدگاه منو داشته باشه اعتقاد منو داشته باشه این درست نیست و خودم آگاهانه از خودم یه موقعی دورش می کنم یه جاهایی که می خوام صحبت کنم یا یه موقع هایی که می خوام بلند بلند فکر کنم توی خونه می رم توی اتاق دیگه می رم بیرون که میکائیل صدای منو نشنوه که نکنه من روش تاثیر بذارم اونم بشه مثل من من من من اینجوری مثل به این شکل در نیومدم من با فکر من با تحقیق من با بررسی به این شکل دراومدم و باید پسر منم اگه می خواد هر جوری بشه باید فکر کنه اینکه پسرمه همه دوست دارن بچه شون مثل خودشون باشه همه میان به زور اعتقاد همه پدرا همشون اگه نگم نود دستشون به زور اعتقادات خودشون می کنن تو مغز بچه که تو باید مثل من فکر کنی مخصوصا تو مسائل دینی اگه مثل من فکر نکنی اسمت رو از شناسنامه ام خط می زنن اصلا قبولت ندارم به بچگی مگه کم دیدیم من برعکس اون پدرام نمی خوام بچه ام مثل من فکر کنه خودش باید بگرده خودش باید پیدا کنه حقیقت رو برنامه من این بوده تو زندگیم و دوست دارم که دوستانم نگاهشون رو باز کنن دوست دارم که دیدگاهمون رو وسیع تر کنیم در مورد صحبت هایی که شده من من صحبت های زیادی براتون دارم برید سوره حج رو بخونید در مورد حج برید ببینید که خداوند چی گفته در مورد اینکه من گفتم آقا این بحث سنگ زدن به شیطان این یک بحث خرافیه دوستانی که می گفتن طواف اگه تو طوافم ملت می بردن پس طوافم خرافی بود دوستان فکر می کنید واقعا طواف کار پیامبر اسلامه فکر می کنید پیامبر اختراع کرده طواف طواف از قبل از اسلام از از زمان جاهلیت و قبلش وجود داشته از قبل از زمان ابراهیم وجود داشته از قبل از زمان ابراهیم برید قرآن رو بخونید به خود ابراهیم می گه خداوند که این خانه رو بنا کن که طواف کنندگان بیان طواف کنن این یه موضوعی نیست که مال پیامبر اختراع کرده باشه اما اینکه ما می آیم می گیم آقا طواف کنن بعد می آیم براش قاعده می ذاریم از سنگ حد الاود باید شروع کنی هفت دور بری مخالف عقربه های ساعت باید بری اینجوری باید بری به این شکل باید بری توی دیدت باید این باشه تو زاویه دیدت باید اون باشه اینا می ره جز فریاد اینا می ره جز خرافه اینا می ره دور شدن از اون قصدی که حج داره اون قصدی که خداوند از حج داره دوستانی که می گن اینا شعائر اسلامه سنگ زدن به شیطان جز کجاش توی قرآن شعار اسلامه دوستانی که می گن صفا و مروه بله صفا و مروه اومده شعار اسلامه ولی تو همون آیه صفا و مروه خداوند می فرماید می گه فلا جناح علیه بر اونا گناهی نیست اگر صفا و مروه رو طواف کنن می گه گناه نداره که این کار رو بکنید گناه نداره که این کار رو بکنید از قبل بوده این موضوع می گه حالا اینا جز شعار الهی هستن گناه نداره بت پرست ها به خاطر بت این کار رو می کردن قبل از پیامبر کعبه وجود داشته بت توش بوده طوافش هم می کردن خیلی از این مراسم از قبل از پیامبر بوده اینکه حالا ما بیایم می گیم نه پیامبر این کار رو می کرده پس چون پیامبر این کار رو می کرد نه قبل از پیامبر بوده بابا زندگی پیامبر زندگی حضرت علی علیه السلام زندگی اینا مشخصه که چطور زندگی می کردن آیا این آدمای خرافه ای بودن یا به دین واقعی اعتقاد داشتن نهج البلاغه رو برید مطالعه کنید خیلی از این احادیثی که می گن اصلا اصلا نهج البلاغه دقت کرد که تو احادیث نیست تو خیلی از احادیث که جعلی و ازش نام می برن دقت کرد که تو نه از نهج البلاغه خیلی چیزا رو استناد نمی کنن به نهج البلاغه برید نگاه کنید ببین زندگی ائمه ما چطور بوده نگاهشون چطور بوده این حرفی که به اسم امام جعفر صادق زدن این حرف اصلا حرف امام جعفر صادق نیست اگر امام جعفر صادق اگه حضرت علی علیه السلام الان هست بر روی سر زبون من و تو به خاطر کاری که انجام داده به خاطر ویژگی شخصیتی که داشته به خاطر ایمانی که داشته به قول خود ع علی دعا دعای کمیل می گه می گه می گه ای خدای من تو اسم منو بر سر زبون ها آوردی تو منو پرآوازه کردی وان من که چیزی نیستم این انسان فروتن این انسان با ایمان این به خاطر ویژگی توحیدی شد حضرت علی علیه السلام نه به خاطر چیزایی که خیلی از ما فکر می کنیم که اسمش رو گذاشتیم اسمشه گذاشتیم دین ما انقدر در دین اشتباه رفتیم ما انقدر در دین اشتباه رفتیم و اینقدر خرافه رو توی دین کردیم که الان خیلی از خیلیا الان از کل دین زده شدن فکر می کنم دین این این بوده که بهش گفتن خیلی موقع ها من در مورد قرآن صحبت می کنم بعضی می گن اصلا در مورد قرآن و خدا صحبت اصلا من اعتقادی به ندارم می گم چرا می گه به خاطر اینکه اگه درست بود اینا و اینا و اینا این کارا رو نمی کردن می گن بابا چه ربطی داره به خدا این چه ربطی داره به قرآن چه ربطی داره به دین اونی که داره از دین بهره سو استفاده می کنه بهره اشتباه می بره اینکه به دین ربطی نداره اینکه به خدا ربطی نداره چرا ما داریم این رو محکوم می کنیم این مسائل خرافی که تو دنیا اسلام هست تو یهودیت هم هست این نامه ای که ما می ندازیم توی جمکران توی بیت اورشلیم تو بیت المقدس هم می ذارن لای دیوارها فکر نکنید اینا چیزایی فقط مال ما نه اینا تمام ادیان از این خرافه ها دارن من یه مدت توی مسکو بودم اصلا چیزای عجیب فکر می کردم فقط ما ایرانی ها اینقدر خرافه ای هستیم دیدم نه بابا اونا از ما بدترن یه پل هست حالا ببین پل و قطار مگه مال چند سال پیشه توی مسکو توی سن پترزبورگ یه پل هست می گن آقا هر وقت قطار از روی این پله رد می شه هرچی که داری باید بذاری روی سرت کیف موبایل چی هرچی بذار رو سرت اگه نذاری فقیر می شی اگه بذاری پولدار می شی می گن یه گربه ای هست گربه سیمون اگه بری از از سمت راست بری با گوش چپش صحبت کنی این حرف رو بزنی اون کار رو بکنی پولدار می شی توی متروی در واقع مسکو ایستگاه اوکراین یه سگی هست می گن اگه دستت تو پوزه پوزه مجسمه سگ مجسمه برنزی اگه دستت رو روی پوزه سگ بذاری نمی دونم خوش شانسی می آری اگر نمی دونم می گن اگر یکی پات رو حواسش نبود پات رو لگد کرد همون موقع باید پاشو لگد کنی والا بدشانسی می آری توی می دون سرخ می دون سرخ بریز واسه یه دایره ای هست باید پول بگیری دستت بگیر اینجوری پرت کنی اونور که خوش شانسی بیاری که بلا و مصیبت ازت دور بشه و هزار تا چیز دیگه توی در واقع سن پترزبورگ یه باغی هست باغ فواره ها یه سربازی هست باید برداری سکه رو بندازی بندازی تو چکمه سربازت رو خوش شانسی بیاری و خیلی مسائل خرافیه دیگه این خرافات چجوری به وجود می آد یه نفر می گه یه نفر دیگه تاییدش می کنه یه نفر می گه من یه خوابی دیدم و همینجوری می شه جز دین می شه جز اعتقادات اصلی مردم بعد اون وقت خود خداوند فراموش می شه اون وقت خود دین فراموش می شه اون وقت اینا اینا می شه اصل دین اینا می شه که دیگه قرآن دیده نمی شه قرآن اصلا دیگه مهم نیست به خاطر اینکه بقیه چیزا مهم می شه برید تحقیق کنید هر چقدر شما دایره تحقیقاتتون رو وسیع تر کنید من چرا دارم کشورهای مختلف می رم برای اینکه همین چیزی رو پیدا کنم برای اینکه هر چقدر شما کشورهای بیشتری رو می بینید هر چقدر تحقیقتون گسترده تر می شه بیشتر می فهمید بزرگی دنیا رو بیشتر می فهمید که کجا ما ممکنه اشتباه داشته باشیم توی تفکرمون تو اعتقادمون توی ترکیه اونایی که رفتن ایا صوفی استانبول مسجد ایا صوفیه یه دیواری هست یه سوراخی داره توش می گن آقا انگشتت رو بکن تو این سوراخه اگه دست رو یه بار اینجوری کنی بعد دعا بخونی دعا برآورده می شه برید ببینید که فقط چه بلایی سر اون سوراخ اومده باور کن یه میلیارد نفر انگشت می کردن اون تو اصلا کلا صاف شده اونجا صف وایمیستن اصلا ملت صف که برن ببینن که آقا ما انگشتمون ن تو دعامون برآورده بشه خدا می دونه که داستانش هم می گن می گن حضرت خضر یه بار اومده این کار رو کرده اینم فلان جبریل اومده فلان چیز رو گفته پس این این کار رو باید بکنیم به خدا همینه به قرآن همش همینه اینا دین نیست اینا شرکه سوراخ انگشت توی سوراخ و نمی دونم پوزه سگ و نمی دونم این کارا کاری برای ما انجام نمی ده اونی که کاری برای من انجام می ده خود خداونده اگر من الان اینجام اگر من یه اعتباری دارم اگر چهار نفر آدم منو قبول دارن اگر به این چیزایی که دارم الان تو زندگیم رسیدم اون فقط کار خدا بوده خدا اگر بخواد یکی رو می بره بالا همه مردم بخوان بیارنش پایین نمی تونن این آیه صریح قرآنه چیست که اگر خدا بخواد ببرتش بالا بتونه بیارش پایین کیست که اگه خدا بخواد بیارش پایین بتونه ببرتش بالا ما باید ایمانمون رو پاک کنیم ما باید خالص کنیم نیتمون رو باید خالص کنیم خدا یکتا رو پرسیم خود خود خدا بپرستیم بت پرام زمانه قبل از پیامبرم همین ایده رو داشتن که این بته ما که این رو نمی پرستیم ها اول شفعانا عندالله اینا شفیعان ما نزد خدا هستن ما به اینا می گیم کارمون رو انجام بدن ما که اینا رو نمی پرستیم ما که خودمون خدا رو قبول داریم ما که می دونیم خدا وجود داره اما اینا شفیعان ما نزد خدا هستن این کار رو می کنیم به خاطر این موضوع خیلی من دوست دارم در مورد این مسائل صحبت کنم ولی دوست دارم شما فکر کنید برید بررسی کنید خیلی از مسائل وارد دین کردن آقا این رو نخور مکروهه ما اون موقع که بندرعباس بودیم خب اونجا هم توی بازار ماهیش هم گوشت بچه کوسه بود گوشت هشت بود عکاس هم خرچنگ بود هم میگو هم ماهی های مختلف بود بعد از اینکه ما اومدیم فهمیدیم که اصلا کلا جمع کردن و گفتن آقا ماهی حلاله اما ماهی که فلس نداشته باشه حرومه هشت پا حرومه دونم گوشت گوسفند حلاله گوشت خرگوش مکروهه اینا رو چجوری ما داریم اینا رو از کجا می آریم اینا رو واقعا یعنی اینا چجوری می شه که اینا به وجود می آد کی گفته مثلا رو چه حسابی آیه صریح قرآن آنچه که در دریااست برای شما حلال کردیم آیه صریح قرآنی که چهار تا چیز برای شما حرومه چرا چیزی که برات حلال حروم می کنه برای خودت گوشت خوک خون مردار و حیوانی که به نام غیر خدا کشته شده است نمی گه حیوانی که کشتیش ولی اسم خدا رو نیاوردی نمی گه که خیلی ها ذبح شرعی ذبح شرعی دنبالشن می گه حیوانی که به نام غیر خدا کشتی اون حرومه همون کاری که بت پرستان می کردن برای بت هاشون حیوون قربانی می کردن بچه شون رو قربانی می کردن به نام بت می گه اون حیوون که به نام غیر خدا کشتی این خیلی فرق می کنه با اون چیزی که ما فکر می کنیم می گه اون حیوانی که به نام غیر خداکشی اون حرومه آخرش هم می گه اگر مجبور بودی اگر در شرایط اضطرار بودی به اندازه ای که رفع بشه می تونی بخوری چون این موضوع حیاتی نیست این موضوع برای خودت گوشه خوک برای تو بده مردار برات بده خب بهت ضرر می زنه ولی اگر مزبور بودی شاید یه ذره ضرر داشته باشه اما حداقل نمی کشدت گشنگی تا قدری که زنده بمونی به خود اشکال نداره می گم وقتی که ما قرآن رو می آیم می خونیم متوجه می شیم اهم و غیر اهم قرآن رو می فهمیم که اصلا نگاه خالق چیه نگاه خالق چیه دوستان در هر صورت من این صحبت ها رو کردم برای اینکه یه سری فضاها باز بشه دوستان اگر می خوان با ما ادامه بدن می خوان ادامه ندن تکلیفشون رو بدونن حداقل اونایی که می گن ما از قانون جذب نتیجه گرفتیم از دوره های قانون آفرینش نتیجه گرفتیم از روانشناسی ثروت نتیجه گرفتیم عباس اما دیگه داری اشتباه می کنی بدونن که آقا ما این مسیر رو می خوایم بریم از قبل هم این مسیر بوده تو کلاس های قانون آفرینش هم همین بوده تو روانشناسی هم همین بوده همین مسیر رو داریم می ریم ادامه می دیم صحبتش پیش بیاد در موردش هم صحبت می کنیم تکلیفشون رو بدونن اگه روانشناس ثروت نتیجه می ده اگه هر کسی از دوره های قانون آفرینش هر کسی از روانشناس ثروت استفاده کرد نتیجه گرفته به خاطر همین روح خدایی که توشه به خاطر همون در واقع مواردی که از قرآنه که توی اون کلاس ها و تو اون دوره ها استفاده شده ازش به خاطر همون مسائله نه بابا من که چیزی ندارم از خودم من که یه آدم معمولی ام مثل همه آدما من اگر حرفی زدم جواب گرفته اگه دوستان خیلی تشکر می کنم از از سوات که روانشناس ثروت زندگی مالی منو متحول کرد من که از خودم چیزی ندارم که من یه آدم ام مثل یه آدم کاملا معمولی مثل تمام آدمای دنیا که رفتم فقط یه چیزی رو یاد گرفتم مطالعه کردم بهش رسیدم تغییر تو زندگیم ایجاد شد بعد منم به بقیه گفتم یعنی من بهش یقین پیدا کردم از کی از وقتی زندگی خودم متحول شد بعد منم گفتم پس اصلا فکر نکنید که مثلا این دوره ها که تاثیری می ذاره من یه ویژگی خاصی داشتم نه همش قوانین خداونده همش قوانین که من توی قرآن پیدا کردم قوانین کیهانیه اگر ازشون استفاده کنی به سلامتی و سعادت و ثروت و آرامش و خوشبختی می رسی استفاده نکنی به مشکل می خوره به شرایط سخت می رسی قوانین کیهانی اینجوریه اگر ازشون استفاده کنی چرخ های زندگیت می چرخه زندگی مالی تغییر می کنه سلامتیت رو به دست می آری رابطه های عاطفیت قشنگ می شه خوشبخت می شی اگر استفاده نکنی همه چیز سخت می شه همه چیز فشرده می شه این چرخ ها دیگه روغن ندارن دنده ها رد می شن توی هم زندگی به شدت سخت می شه قوانین من که نیستم چرا برای همه جواب داد دوره های روان وثروت انون آفرینش به خاطر اینکه قوانین هستیه قوانین بدون تغییر به قول قرآن سنت الهیه که تغییر نمی کنه به خاطر همین این حرفا رو زدم نمی خوام دیگه دیگه بیشتر از این این بحث رو باز کنم که حالا الان دوستانم به هی بگن آقا پس اون چی پس این چی بیایم من مطالب و برنامه دارم که بیایم در مورد مسائل قرآنی صحبت کنیم از خدا خواستم کمکم کنه از آیه اول سوره اول بشینیم دونه دونه با همدیگه کلمه به کلمه بخونیم ریشه کلمات رو در بیاریم معنی کنیم همون چیزی که هست نه استنباط های خودمون رو نه دیدگاه خودمون رو هرچی که من تو قرآن می گم همون چیزی که هست اون چیزی که دوستان می گن اون چیزی که نیست خیلی از دوستان که انتقاد کردن می گن این تو قرآن نیست یا اگر اینجوری گفته منظورش اونه که فلان نه اون چیزی که می گم همون چیزی که هست منظورشم همونجا نوشته اون چیزی نیست که من برداشت کنم تفسیر کنم بگم نه من فکر می کنم که خداوند منظورش از این آیه این بوده که این بوده که این بوده نه اون چیزی که خودش نوشته کامل توضیح داده همون رو می دیم یاد می گیریم با همدیگه می خونیم از خدا خواستم به من کمک کنه که این فضا رو با همدیگه فراهم کنیم دونه دونه کار کنیم برای اولین کارم رفتم فیلم نوح رو محصول دو هزار و چهارده هالیوود رو رفتم براتون آماده کردم تحلیلش کردم اون چیزی که تو تورات بوده براتون که توی اون فیلم ساختن اغلب از تورات استفاده کردن و اون چیزی که توی قرآن اومده رو براتون گذاشتم با همدیگه ببینیم و مقایسه کنیم ببینیم کتاب چقدر به ما هدایت می کنه ما رو روشن می کنه و چقدر کتاب های تحریف شده ای مثل تورات چقدر گمراه کننده است و چقدر خرافات دین الان ما از همون تورات تعریف شده است از همون تورات تعریف شده چقدر این خرافاتی که توی دین ما در کل به شکل در واقع فراگیر و جامع هست خدا رو شکر می کنم از اینکه با شما هستم خدا رو شکر می کنم که از اینکه به من این انرژی و این فرصت رو داد که با شما باشم ان شاالله که هر کجا هستید سلامت باشید نمی خوام حرفای منو چشم بسته قبول کنید این بدترین نوع استفاده از این حرفاست می خوام فکر کنید می خوام تردید داشته باشید تعقل کنید و برید از منابع درست استفاده کنید و از مغزتون استفاده کنید و از مغز خدا به من به ما کمک می کنه دوستان دوست دارم برید ریشه کلمه هدیه رو هدایت رو توی قرآن در بیارید خیلی رازها توش هست که چی می شه که انسان هدایت می شه توی قرآن قرآن دیگه چطور می شه که انسان هدایت می شه به محض اینکه از خدا بخوای به محض اینکه دلت رو باز کنی به محض اینکه تمام برداشت ها و قضاوت ها و حرفایی که از قبل بهت گفتن رو پاک کنی بگی آقا من تمام ذهنم رو پاک می کنم سفید می کنم هر آنچه شنیدم رو فراموش می کنم هر آنچه که شنیدم بهش شک می کنم خدایا از الان منو هدایت کن از الان به من بگو که راه درست کدومه هدایتت شروع می شه و به هدایت هدایتت می کنه و بهت راه ها می گه اما تا وقتی که برداشت های قبلیت باشه تا وقتی عقاید قبلیت باشه تا وقتی که حفاظ هایی رو بذاری روی ذهنت هر چقدر خدا بخواد بهت الهام کنه هر چقدر بخواد بهت بگه نمی ذارن این حفاظ که دریافت کنی نمی ذارن بشنوی کلام خداوند رو حفاظ رو بردار تعصب رو بذار کنار آنچه که قبلا شنیدی رو فراموش کن مثل کاری که من انجام دادم خیلی خیلی از بیشتر از خیلی از شما مسائلی که گفتی رو شنیدم قبلا همه رو فراموش کن از خودش بخواه که هدایتت کنه از خودش بخوا که کمکت کنه از خودش بخواد که دستت رو بگیره به راه راست هدایتت کنه به راه کسانی که به اون نعمت داده نه کسانی که بر آنها غضب کرده برای عمرم حال هدف من توی زندگیم همین بوده ان شاالله که خدا کمکمون کنه بتونیم تو این مسیر حرکت کنیم هر کجا هستید در پناه الله یکتا باشید براتون سلامتی سعادت ثروت خوشبختی می خوام واقعا هدف من اینه ولی می دونم فقط عده ای از این حرفا استفاده می کنن نتیجه می گیرن که دلشون پاک کرده باشن که آماده باشن که بخوان که دنبال حقیقت باشن که این حرفا تلنگر بزنن که بهشون بزنه که برن بگردن برن قرآن رو بخونن برن مطالعه کنن خدا کمک کنه که منم برنامه رو اجرایی کنم انشاالله با همدیگه خواهیم بود هر کجا هستید در پناه یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید خدانگهدار