نشانه های قانون جذب در قرآن

به نام خدای مهربان سلام خدمت دوستان عزیز سید حسین عباس منش هستم که می خوام امروز تو این برنامه در مورد یک موضوع خیلی خیلی مهم صحبت کنم موضوعی که زندگی منو متحول کرده و تاثیرات فوق العاده ای در زندگی من داشته این موضوع برمی گرده به سال های قبل من سال ها قبل خیلی خیلی در واقع رابطه خوبی با قرآن نداشتم و یه قرآنی یادم می آد که با جلد آبی رنگ مادرم بهم داده بود و همیشه توی هر جا که بودم به من می گفت این همراهت باشه برات خوبه خیر و برکت می آره و این قرآن همیشه با من بود و طی سال هایی که من توی کشتی کار می کردم و کل گروهی که ما اونجا در واقع با همدیگه کار می کردیم روس بودن یعنی روس و اوکراینی بودن خب یه سری چیزا برای من جالب شده بود روی کشتی مخصوصا رفتارهای کاپیتان کشتی برای من خیلی خیلی جالب بود و اون که بسیار بسیار انسان فوق العاده ای بود انسان دوست داشتنی بود و خیلی خیلی رفتارهای درستی داشت و من تعجب می کردم می گفتم اینا که در واقع اعتقادی ندارن و مسلمون نیستن این همه انسان های خوبی هستن و ما که مسلمون هستیم اینقدر دروغ اینقدر در واقع رفتارهای نامناسب داریم و به این فکر افتادم که من هم بشم مثل اونها و اصلا دیدگاهم رو عوض کنم اصلا مسلمون نباشم اون که مسلمون نیست الان مگه چه مشکلی داره اینقدر انسان خوب و شریفیه و یادمه که همون موقع تصمیم گرفتم که از در واقع پنجره کابین کشتی این کتاب قرآن رو من پرت کنم تو دریا وقتی خواستم این کار رو انجام بدم انگار یه حسی به من گفتش که تو تا حالا نشستی اصلا قرآن رو بخونی و می خوای الان پرتش کنی تو دریا بشین یک بار نگاهش کن و بعد تصمیم بگیر و اون وقت بود که من برای اولین بار در زندگیم نشستم کتاب قرآن رو خوندم خب تا اون موقع فقط همراهم بود تا اون موقع فقط در واقع یک تعصبی نسبت بهش داشتم اما درکی ازش نداشتم و بعد نشستم مطالعه کردم و صفحه به صفحه که پیش می رفتم بیشتر مطمئن می شدم که این کتاب از طرف یک نیروی برتر هست از طرف یک آگاهی برتر هست و خیلی خیلی منو تحت تاثیر قرار داد و به حدی درگیر این کتاب شدم که خیلی موقع ها می شد شب ها تا صبح من فقط بیدار می موندم و این کتاب رو مطالعه کردم آیه به آیه سوره به سوره خیلی موقع ها بی اختیار اشک از چشمانم روان می شد و احساس کردم که یک سری مطالبی که تو این کتاب هست رو ما مسلمون ها حداقل در مورد خودم می گم رعایت نمی کنیم و شاید افرادی که می بینیم انسان های شریفی هستن اون ها دارن رعایت می کنن و متوجه شدم که مشکل از اسلام یا از قرآن نیست مشکل از مسلمانی منه که این اتفاقات داره به وجود می آد و بعد تصمیم گرفتم که این کتاب رو خیلی عالی و درست مطالعه کنم یادمه همون موقع با دوستانی در واقع در این مورد صحبت کردم و اونها خیلی خیلی با اطمینان گفتن کتاب در واقع حقیقی نیست این کتاب از طرف خدا نیست این یه کسی این کتاب رو نوشته و در واقع عوام فریبی کرده توی این کتاب یک سایت هایی رو به من معرفی کردن که تو می تونی بری اشتباهات قرآن رو از اون سایت ها پیدا کنی دو هزار تا اشتباه هست دو هزار تا تضاد توش هست و من رفتم این کار رو انجام دادم و بعد از این کار من مطمئن تر شدم که این کتاب کتاب اللهه و از طرف خداوند نازل شده انقدر مسائلی که توی اون سایت ها در واقع به عنوان اشتباهات قرآن مطرح شده بود پوچ و بی ارزش و در واقع مغرضانه بود که با هر صفحه ای که من پیش می رفتم مطمئن تر می شدم که اونها در واقع اصلا کتاب قرآن رو نگاهم نکردن یه چیزی شنیدن و فقط بدون اینکه رفرنس درستی بدن بدون اینکه اصلا آیه های قبل و بعد رو مطالعه کنن با یک کلمه با یک یک تکه ای از یه آیه رو انتخاب کردن و روی همون تکه ایراد گذاشته بودن و به همین شکل بود که من با قرآن آشنا شدم این اتفاق در سن شاید بیست و چند سالگی من رخ داد و بعد از اون من با یک موضوعی آشنا شدم به نام قانون جذب و بسیار بسیار اون موضوع در زندگی من تاثیر گذاشت بسیار بسیار زندگی منو متحول کرد و تونستم به خیلی از خواسته هام برسم و همون موقع پیش خودم گفتم اگر این قانون جذب درست هست اگر این درواقع قانونی که من دارم ازش استفاده می کنم و نتیجه می گیرم و به هزاران نفر گفتم و اون ها هم ازش نتیجه گرفتن درست هست پس حتما یک اثری از این قانون باید توی قرآن باشه اومدم این بار آیه به آیه و سوره به سوره قرآن رو با دیدگاه و با نگاه قانون جذب مطالعه کردم و متوجه شدم که تمام قرآن در زمینه قانون جذبه و خیلی خیلی منو متعجب کرد که این چیزی که به عنوان قانون جذب ازش صحبت می کنند یک هزار و چهارصد سال پیش پیامبر اسلام به صورت کاملا واضح و مبرهن توضیح داده و خداوند الهام کرده و در آیات مختلفی نوشته شده و چقدر ایمان من قوی تر کرد و بعد از اون بود که من هر روز در این زمینه کار می کردم مطالعه می کردم مطالب بسیار زیادی رو یادداشت کردم حتی کلاس های بسیار زیادی در زمینه قرآن و قانون جذب برگزار کردم و امروز می خوام در مورد یکی از اون موضوعات صحبت کنم موضوعاتی که فکر می کنم دونستنش باعث می شه زندگی تمام مسلمان های دنیا تغییر کنه و من ایمان دارم این آگاهی که امروز تو این برنامه به شما داده می شه و ان شاالله از این بعد هم خواهد بود می تونه نگرش شما رو در مورد خداوند در مورد قرآن در مورد اسلام برای همیشه تغییر بده و کاری می کنه با کسایی که به این کتاب اعتقاد دارن که یک زندگی سراسر شادی خوشبختی سلامت و ثروت رو داشته باشه امروز می خوام در مورد یک موضوع خیلی خیلی مهم صحبت کنم در قرآن و این دیدگاه رو می خوام تغییر بدم که خیلی از ماها شنیدیم که انسان خوبه که غمگین باشه انسان انسان خوبه که در واقع ناراحت باشه اصلا خیلی خوشحال باشی بده و خیلی ها این رو ربط دادن به اسلام ربط دادن به دین و این دیدگاه رو دارن که شادی و خوشحالی با دین مغایرت داره و باید موقع هایی هم احساس غم و اندوه داشته باشیم خیلی خیلی ترویج می شه این دیدگاه اما دقیقا نقطه مقابل این دیدگاه در قانون جذب هست که قانون جذب می گه تنها زمانی شما اتفاقات خوب رو تجربه می کنید که احساس خوب رو داشته باشید یعنی احساس خوب مساویه با اتفاقات خوب یعنی هر چقدر که شما بیشتر شاد باشید اتفاقاتی که شادی بیشتر رو برای شما به وجود می آره تو زندگیتون بیشتر می شه هر چقدر شما بیشتر لذت ببرید خوشحال باشید امیدوار باشید آرام باشید زندگی اتفاقات شرایط افراد و موقعیت هایی رو وارد زندگی شما می کنه که احساس آرامش شادی لذت و خوشحالی بیشتر و بیشتر می شه خب این توی ذهن من یه تناقض بود پس اینا چی می گن پس می گن قرآن گفته باید غمگین باشی و قانون جاز می گه باید شاد باشی یک تضادی رو داره از ذهن من ایجاد می کنه و من رفتم قرآن رو تحقیق کردم در موردش و متوجه شدم که کاملا من اشتباه فهمیده بودم و دروغ به من گفته بودن که قرآن گفته که شما باید غمگین باشید و غم خوبه و امروز می خوام در مورد این موضوع صحبت کنیم که در تمام قرآن به صورت کاملا واضح گفته شده که یک مومن غمگین نیست و می خوام این رو دونه دونه و آیه به آیه با همدیگه بررسی کنیم قانون این رو می گه اگر شما احساس شادی داشته باشید اگر شما در تمام طول روز جوری به زندگی و به شرایط زندگی نگاه کنید که احساستون خوب باشه امکان نداره شما اتفاقات بدی رو تجربه کنید اگر شما خوشحال باشید اگر شما امیدوار باشید اگر شما احساس خوب داشته باشید همواره در همه شرایط فقط و فقط اتفاقات خوب رو تجربه می کنید و برعکسش اگر شما غمگین باشید اگر شما افسرده باشید اگر شما ناراحت باشید اگه شما عصبانی باشید قانون این رو می گه که زندگی و جهان اتفاقاتی رو باید به وجود می آره که عصبانیت و ناراحتی و غم بیشتری باید به وجود می آره در واقع وقتی که شما غمگین هستید دارید یک فرکانس رو به جهان هستی ارسال می کنید که به جهان می گید من غم بیشتری رو می خوام و جهان هم این فرکانس رو دریافت می کنه و غم بیشتر و ناراحتی بیشتر رو در در واقع شرایط مختلف امت می کنه نهفته می کنه و وارد زندگی شما می کنه اگر شما خوشحال باشید و شاد باشید شما دارید به جهان هستی اعلام می کنید که من شادی بیشتری رو می خوام اون دریافت می کنه و شادی بیشتری برای شما به وجود می آره اتفاقات شرایط موقعیت ها و در واقع آدمایی رو وارد زندگی شما می کنه که شادی بیشتری تجربه کنید اگه بخوایم بازم یک توضیح بهتری داشته باشم دوستان جهان فرکانس شما رو دریافت می کنه و اون رو تبدیل می کنه به ماده یعنی انرژی رو دریافت می کنه تبدیل می کنه به اتفاق و وارد زندگی شما می کنه تبدیل می کنه به شرایط و وارد زندگی شما می کنه وقتی شما غمگین هستید جهان دریافت می کنه که غم بیشتری به شما بده بعد اتفاقاتی که شما رو ناراحت تر کنه وارد زندگی شما می کنه و بعد شما غمگین تر می شید و باز هم به جهان ثابت می کنه که غم بیشتری رو بازم می خواین دوباره غم بیشتری به شما می ده و شما دوباره غمگین تر می شید و باز هم غم بیشتری به شما می ده شما اینقدر این سیکل رو ادامه می دید که ممکنه فرد به افسردگی برسه و هر روز در یک وضعیت روحی کاملا نامناسب گیر کنه که وقتی به این شرایط می رسه ما می گیم دیگه این واقعا یه اوضاع سخت شده برای یک فرد افسرده مخصوصا در حالت حادش بس که این فرد در واقع ناراحت بوده و نگران بوده و درگیر مسائل و مشکلات بیهوده شده و خودش رو ناراحت کرده انقدر اتفاقات بد به صورت ادامه دار براش رخ داده که اون دیگه الان از حالت خشم و ناراحتی و اضطراب و عصبانیت اومده بیرون و رسیده به افسردگی این همون سیکلی که دارم در موردش توضیح می دم خب می آیم دیدگاه قرآن رو بررسی کنیم کلمه ای که در مورد غم و ناراحتی توی قرآن از کلمه حزن استفاده کرده خداوند حزن این کلمه خودش کلا بار خیلی خیلی غمگینی رو داره اگر شما دقت کنید کلمه حزن این ریشه در قرآن چهل و دو بار و در بیست و پنج سوره تکرار شده که سی و پنج بار اون به صورت نفی اومده یعنی سی و پنج بار در قرآن گفته شده که نباید غمگین باشید من دونه دونه این موارد رو می خوام باهاتون بررسی کنم و ببینیم حقیقت چیه سوره یونس آیه و آگاه باش که دوستان خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند ببین دوستان این آیه به صورت کامل و واضح نشون می ده که اگر انسان رابطه اش با خداوند اتصال قوی داشته باشه الا علی الله کسانی که اولیا الله هستند نه غمی دارند و نه ترسی لا خوف علیهم و لاهم یحزنون دوستان در مورد این آیه هایی که صحبت می شه اگه دقت کنید یحزنون فعل مضارع است یعنی به این معناست که اونا در تمام طول زندگیشون غمگین نیستن نه اینکه یک بار غمگین نیستن یعنی یک استمرار رو این فعل داره نشون می ده مزاره به معنای دائمی به معنای همیشگی این همون چیزیه که ما در مورد فرکانس صحبت می کنیم که انشاالله تو همین برنامه یه توضیحات جزئی هم در موردش خواهم داد آیه بعدی آیه سی و هشت سوره بقره این آیه در مورد آدم و هواست و زمانی که حضرت آدم اون اشتباه رو انجام می ده این آیه نازل می شه گفتیم همگی از بهشت فرود آیید پس چون از جانب من هدایتی برای شما آمد آنان که از هدایت من پیروی کنند هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهند شد کسایی که تبعیت از هدایت الله لا خوف علیهم و لاهم یحزنون باز هم فلفل ماره است و خیلی خیلی زیباست که در این آیه احساس آرامش رو احساس شادی رو ارتباط داده به هدایت الله می گه اگر کسی از من هدایت کنه این مسیری که داریم در موردش قرار می گیریم این فرکانس هدایت فرکانسیه که شما غم و اندوه رو تجربه نمی کنید در واقع به این معناست که اگر ما احساس بدی در زندگیمون داریم به این معناست که ما از خداوند هدایت نمی کنیم تبعیت نمی کنیم ما به پیغام های خدا گوش نمی کنیم و به همین دلیل ما اتصالمون از خداوند دورتر و دورتر می شه رابطه مون دورتر و دورتر می شه و این به این معناست که ما داریم احساس بدی می کنیم وقتی که ما رابطه خیلی قشنگی با خدا داشته باشیم این رابطه نتیجه اش احساس خوبه رابطه زیبا و قشنگ با منبع انرژی با خداوند نتیجه احساسیش احساس خوبه و دور شدن رابطه و کمرنگ شدن رابطه نتیجه احساسیش احساس بده که به همین زیبایی در قرآن توضیح داده شده سوره بقره آیه شصت و دو خیلی خیلی من این آیه رو دوست دارم این آیه خیلی خیلی در واقع واضح و مبرهن دیدگاه های اشتباه ما رو به ما توضیح می ده این آیه می گه پاداش ایمان آورندگان چه یهودی چه نصاری چه صابئین و هر کسی که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشه و کار خوب انجام داده باشه نزد پروردگار محفوظه و نه ترسی داره و نه غمی داره می گه ان الذین آمنو کسانی که ایمان آوردن و لذین هاو یهودیا و نصاری و مسیحیا و صابین که بعضیا می گن منظور زرتشتی هاست من آمن بالله و هر کسی که به الله و روز آخر و لیوم آخر ایمان آورده باشه و عمل صالح انجام بده فلهم اجرهم عند ربهم حتما پاداشش نزد پروردگار محفوظه و لا خوف علیهم و لاهم یحزنون این به این معناست که ما خیلی خیلی ادعا می کنیم که ما مسلمون ها ما می ریم بهش و بقیه بهش نمی رن ما آدم های خوبی هستیم و بقیه آدم های پستی هستن این آیه به صورت کامل و واضح می گه هر کسی که چه فرقی نمی کنه که یهودی باشه یا مسیحی باشه یا مثلا هر کسی که ایمان داشته باشه به خداوند و روز آخرت و دنیای پس از مرگ و کار خوب انجام بده ببین نتیجه ایمان نتیجه ایمان عمل صالح و کار خوب انجام بده پاداشش نزد خداوند محفوظه و نه غمی داره نه ترسی داره پس این باور اشتباه که فقط ما هستیم یا فقط افراد خاصی هستن که به بهشت می رن یک دیدگاه کاملا اشتباه به صورت کاملا واضح نه فقط در این آیه در آیه مشابه همین آیه دقیقا همین کلمات تکرار شده و توضیح داده شده بسیار بسیار دوست دارم و این دیدگاه رو در واقع تغییر می ده که فقط افراد خاصی فقط مسلمون ها باورهایی که ما به ما گفتن نه هر انسان خوب اصلا ارتباط نداره که شما مسلمان هستید یا یهودی یا مسیحی ارتباط داره به فرکانسی که ارسال می کنه ارتباط داره به ایمانمون ارتباط داره به باورمون ارتباط داره به عمل نیکمون و هر کسی در این فرکانس قرار بگیره مطمئنا در دنیا و آخرت اندوگین نخواهد بود آیه بعدی یکصد و سی و نه آل عمران می گه سست و غمگین نشوید چرا که اگر ایمان داشته باشید برترید خداوند خیلی زیبا این رو در واقع در جنگ های پیامبر می گه می گه اگر شما غمگین بشوید در جنگ شکست می خورید ببینید خیلی خیلی زیبا خداوند از این قانون استفاده کرده برای اینکه این قانون با هیچ کس تعارف نداره دوستان اگر شما احساس بدی داشته باشی اصلا فرقی نمی کنه که کی هستی احساس و اتفاقات بد به خاطر همین خداوند اینطور این قانون توضیح می ده که می گه آقا غمگین نشو ناامید نشو و بدون که اگر ایمان داشته باشی حتما پیروزی چرا که اگر غمگین شوی اصلا مهم نیست که چند نفری اصلا مهم نیست که جبهه محمد رسول الله هستی یا جبهه مخالف در هر صورت ناامیدی و غم باعث شکسته چقدر زیبا خداوند به این شکل می فهمونه به بندگانش خب نمی تونسته یعنی در اون زمان یک هزار و چهارصد سال پیش مردم هیچ دیدگاهی نسبت به فرکانس نداشتن همین الان هم ندارن همین الان با اینکه در واقع رادیو و تلویزیون و ماهواره و ما تمام زندگیمون احاطه شدیم با فرکانس بازم ما چون اون فرکانس رو نمی بینیم فکر می کنید نیست تو این فضایی که من هستم تو فضایی که شما هستید هزاران هزار فرکانس رادیویی هست که شما نمی بینیدش ولی اگه رسید به یک رادیو بذارید و اون رو روی یک موج خاص تنظیم کنید می بینید که اون فرکانس داره خودش رو نشون می ده مثلا یک رادیو یک در واقع موجی که مثلا رادیو ورزش رادیو جوان می بینه که داره صحبت می کنه پس معلومه که اونجا فرکانسی بوده اما با چشم دیده نمی شده و خداوند می گه که اگر شما در فرکانس غم و منفی و ناراحتی و ناامیدی باشید حتما شکست می خورید و اگر مخالفش باشید حتما پیروزید به این شکل زیبا داره قانون فرکانس رو توضیح می ده که احساس بد مثابه اتفاقات بد ناامیدی مساوی شکست و احساس خوب مساوی پیروزی ایمان مساوی پیروزی یکصد و پنجاه و سه آل عمران خیلی خیلی زیبا در مورد جنگ غد هست می گه هنگامی که از میدان نبرد رو به هزیمت گذاشته بودید و به بالا می رفتید و به کسی توجه نمی کردید پیامبر از پشت سر شما را صدا می زد آنگاه بود که اندوه در پی اندوه به شما روی آورد اکنون بر آنچه از دست داده اید و آنچه بر شما رفته اندوهگین نباشید خداوند از کردارتان آگاه است ببینید باز هم داره می گه اندوهگین نباشید این داستان داستانیه که مسلمان ها در جنگ شکست خوردن با توجه به برتریشون فقط به خاطر اینکه یک سری افراد اون در واقع منطقه لجستیکی اون منطقه خیلی مهم رو در واقع از دست دادن و به حرف فرمانده شون که پیامبر بود گوش نکردن و این اتفاق افتاد ولی باز هم خداوند تاکید می کنه اون اتفاق افتاد به خاطرش غصه نخور به خاطرش ناراحت نباش غمگین نباش به خاطر آنچه که از دست داده ای چرا که اگر غمگین باشی چیزهای بیشتری هم از دست می دی چرا که اگر ناراحت باشی همینی هم که داری از دست می دی این یک قانونه و به همین دلیل تمام حزن ها بالا اومده کی گفته که در واقع باید غمگین باشیم کجای قرآن یه همچین موضوعی هست چرا ما یه همچین دیدگاهی رو داشتیم چرا ما نرفتیم نگاه کنیم قرآن رو که ببینیم که چه دیدگاهی رو داره آیه یکصد و هفتاد و شش آل عمران کسانی که در کفر بر یکدیگر پیشی می گیرند محزونت نکنند می گه و لا یذکر لذین یوسون فی الکفر چرا که هرگز زیانی به خداوند نمی رسانند خداوند می خواهد آنها را در آخرت بی بهره گرداند و برایشان عذاب بزرگیست ببین چقدر این دیدگاه روانشناسانه است من یه مثال براتون می زنم فرض کنید که یک مدرسه ای هست و پیامبر به عنوان معلم آن مدرسه و خداوند به عنوان مدیر آن مدرسه و مردم شاگردان اون کلاسی که پیامبر معلمشون شاگردا گوش نمی کنن به درس بازی می کنن با همدیگه شیطونی می کنن نمی دونم همدیگه رو مسخره می کنن اس ام اس بازی می کنن اصلا به حرف معلم گوش نمی کنن معلم چه احساسی پیدا می کنه احساس بد احساس ناتوانی احساس می کنه که من دارم زحمت می کشم ولی کسی درس نمی خونه کسی کار نمی کنه بعد مدیر می آد به معلم می گه آقای معلم فکر نکن اینا به خاطر تو دارن این کار رو می کنن اینا به خاطر تو نیست اینا می خوان در واقع این سیستم رو پیش ببرن و موقع امتحان پایین تر می شه اینا قبول نمی شن توتازه خودتو درگیر نکن تو داری کارت رو درست انجام می دی اما این ها دارن در واقع هی اشتباه روی اشتباه انجام می دن چقدر این دیدگاه قشنگه که خداوند نمی ذاره که پیامبر احساس بدی پیدا کنه نسبت به افرادی که در کفر بر یکدیگر سبقت می گیرن یعنی کفر بر روی کفر می آرن به پیامبر می گه می گه به خودت نگیر این موضوع رو اینا به ضرر خودشونه خودتو اذیت نکن خیلی خیلی موضوع مهمیه چقدر زیبا خداوند احساس غم و ناراحتی رو از پیامبر می گیره چرا این کار رو می کنه چون می دونه خداوند که اگر پیامبر غمگین باشه اتفاقات بد براش رخ می ده اگر پیامبر به خودش بگیره و از اینکه مردم کافر می شن از اینکه کفر بر روی کفر می آرن حرص بخوره غم بخوره ناراحت باشه اتفاقات بدی براش رخ می ده و به همین دلیل که می آد به این شکل زیبا به پیامبر می گه خودتو غمگین نکن خودتو درگیر نکن به خودت نگیر در واقع خیلی خیلی موضوع مهمیه توی زندگیمون یاد بگیریم اگر که داریم تلاش می کنیم و نتیجه ای نمی ده افراد گوش نمی کنن به خودمون نگیریم اونا خودشون ضرر می کنن اتفاقی برای ما نمی افته احساسمون رو خوب نگه داریم مثل یک معلمی که شاگرداش درس نمی خونن اما با عشق دستشون می ده می گه من تلاشم رو دارم می کنم آیه بعدی چهل و هشت سوره انعام می گه ما پیامبران را جز برای بشارت و هشدار نفرستادیم آنان که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند باز هم به همون شکل کسی که ایمان داشته باشه دوستان نتیجه ایمان نتیجه ایمان احساس آرامشه احساس امید احساس عشقه احساس شادیه نه احساس غم من همیشه تو همه سمینارها می گم می گم اگر که احساس بدی داری اگر نگران هستی اگر مضطرب هستی اگر غمگین هستی این به این معناست که ما ایمان نداریم این آیه به شکل واضح توضیح می ده کسی که به خداوند ایمان داشته باشه نه غمگین می شه و نه ترسی داره ترس به خاطر بی ایمانی غم به خاطر بی ایمانیه اگر ما ایمان داشته باشیم که خداوند فرمانروای جهان کارش رو کامل و درست داره انجام می ده و تمام اتفاقات برگی بدون اذن خداوند بر روی زمین می افته و تمام اتفاقات در ید خداوند هست اون وقت نگران نیست می دونیم که همه چیز خیره یک نیرو وجود داره و اونم نیروی خیره اونم نیروی عشق نیروی خوبی و اگر غمگین می شیم اگر می ترسیم اگر نگران هستیم به این معناست که ما ایمان نداریم سوره یونس آیه شصت و پنج باز هم به پیامبر می گه سخن آنها محزونت نکند که عزت از آن خداست او شنوای داناست آیه بعدی یکصد و بیست و هفت سوره نعل خداوند می فرماید صبر کن که صبر تو جز به توفیق الله نیست و به خاطر آنها غمگین مشو و از نیرنگ ها دلتنگ مباش ببین باز هم داره به پیامبر می گه به خاطر رفتار اونها به خاطر مکر اونها به خاطر نیرنگ اونها احساس خودتو خراب نکن غم نداشته باش ناراحت نباش درگیر نکن اگر خودتو درگیر اون موضوعات بکنی اتفاقات نامناسب بیشترت به وجود می آد اگر غمگین بشی شرایط بدتری رو تجربه خواهی کرد چقدر آگاهانه و چقدر فوق العاده خداوند احساس بد رو از پیامبر دور می کنه با همین آیه ها و می گه اونا نیرنگ می کنن اونها در واقع دسیسه می کنن تو اصلا نگران نباش چون اگر نگران نباشی به تو آسیبی نمی رسه این قانونه اگر پشت سر شما غیبت می کنن شما ناراحت نشی به کی برمی گرده به خودشون برمی گرده اگر پشت سر شما حرف بد می زنن اگر برای شما در واقع توطئه چینی می کنن اگر درگیر نشی احساس ایمان داشته باشی که می دونم خداوند محافظت می کنه از من اتفاقی نمی افته همه چیز عالیه اتفاقی نمی افته و همه چیز به نفع شما رخ می ده هر روز دارم از این قانون تو زندگی خودم استفاده می کنم آیه بعدی آیه بیست و چهار سوره مریم هست و فوق العاده این آیه زیباست این آیه در مورد در واقع شرایط خاص حضرت مریم صحبت می کنه وقتی که خداوند در واقع شرایطی رو برای حضرت مریم فراهم می کنه که اون بدون ارتباط با فردی در واقع احساس بارداری می کنه و درد زایمان اون رو اذیت می کنه و تکیه داده به درخت خرما و انقدر این درد و این احساس در واقع نگرانی از حرف مردم و ترس از اینکه مردم چه فکری می کنن و در واقع عفت و پاکدامنی اون شاید مورد آسیب قرار بگیره به خدا می گه که ای کاش که من هرگز به دنیا نمی اومدم و از یادها سال ها قبل از یادها رفته بودم و چقدر زیبا خداوند این احساس بد رو ازش می گیره می گه ندا آمد که غمگین مباش پروردگارت از زیر پای تو جویی جاری ساخته تنه درخت خرما را تکان بده تا خرمای تازه برای تو فروریزد و بخور و بنوش و دیدگان را روشن دار و اگر فردی را دیدی به او بگو من برای خدای رحمان روزه سکوت نصب کردم و امروز با هیچ کس صحبت نمی کنم چقدر زیبا ببینید این یعنی اینکه باز هم بالا با نفی ح غم رو ازش بگیره به خاطر اینکه اگر نگران حرف مردم باشه اگر غمگین باشه اگر بترسه اتفاقات بد رو تجربه می کنه غمگین مباش ناراحت نباش من هوات رو دارم من با تو هستم من بهت کمک خواهم کرد این حرفی که ما باید هر روز به خودمون بزنیم در هر شرایطی از زندگی خودمون در روزهای سخت زندگیمون این این واقعه ای که برای حضرت مریم رخ داده واقعا قبول کنید که بسیار بسیار سخت بوده در اون شرایطی شما فرض کنید در یک منطقه ای که همه همدیگه رو می شناسن مثل الان نیست که تهران دوازده میلیون نفر جمعیت هیچ کس هیچ کس رو نمی شناسه در یک روستایی در یک جمع کوچکی هر اتفاقی برای هرکس بیفته کل اون منطقه کل اون ده همه خبردار می شن و چقدر یک دختر پاکدامن چقدر نگران این در واقع عفتش ولی باز هم خداوند می گه ناراحت نباش درست نیست که ناراحت باشی ببین دوستان خیلی موقع ها هست ما به خودمون حق می دیم که بله آدم باید ناراحت باشه آدم افسرده باشه و آدم غمگین باشه اما این آیه ها نشون می ده که حتی در بدترین شرایط اگر غمگین باشی اتفاقات بد تجربه می کنی اگر ناراحت باشی ناراحتی بیشتری تجربه می کنی و سکوت کن و اجازه بده که خداوند کارش رو انجام بده آیه بعدی سوره قصه است آیه هفت به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر بده و چون بر جانش بیمناک شدی او را به دریا بینداز نترس و اندوهگین مشو ببینید باز هم و لا تخافی و لا ته زنی که ما او را به تو بازمی گردانیم و این فضا رو بیاید با هم تجسم کنیم شما فرض کنید که مادر یک فرزند هستید در شهر پیچیده که ما قفل ها رو بچه های شیرخوار رو می کشیم همه سربازان فرعون خانه به خانه دارن وارد خانه ها می شن و بچه ها رو می کشن و به مادر وحی می شه که تو فرزندت رو وقتی که بر جانش بیمناک شدی به دریا بینداز دوستان قبول کنید که این کار واقعا به هیچ عنوان با ذهن منطقی قابل در واقع بررسی نیست یعنی یعنی هر کجای دیگه از نظر ذهن منطقی هر کجای دیگه بندازش احتمال زنده موندنش هست بیشتره تا اینکه بندازش به رودنیل یا بندازش به دریا بچه ای که رو دریا باشه کوچکترین موجی در واقع اون گهواره رو برمی گردونه بچه غرق می شه فرض می کنیم که اصلا موجی هم نیاد گهواره به سمت دریا می ره در دریا گم می شه بدون آب و غذا بچه خیلی زود از دست می ره نه کسی پیداش می کنه نه کسی می تونه بهش کمک کنه ولی خداوند این راه رو پیشنهاد داد بندازش به دریا کی می تونه این کار رو انجام بده کی می تونه بچه خودش رو به دریا بندازه فقط کسی که ایمان داره کسی که باور داره خداوند رو کسی که قبول داره که تمام اتفاقات جهان به دست خداونده و نگران هیچ چیز نیست و باز هم به مادر موسی تاکید می کنه خداوند که نترس و غمگین مباش چرا که اگر غمگین باشی از دستش خواهی داد چرا که اگر غمگین باشه اوضاع براتون سخت می شه نترس و غمگین مباش و این کار رو انجام بده و ما دیدیم که چطور این در واقع بچه رفت از در واقع خانه فرعون رد شد این نهری که در واقع از خانه فرعون رد می شد این بچه رو دیدن مهرش به دل همسر فرعون افتاد و اون خواست بچه رو نگه داره و چقدر جالب که بچه از هیچ دایه ای شیر نخورد شهر رو گشتن دنبال دایی که بتونه در واقع بچه رو شیر بده و خواهر موسی به اون ها پیشنهاد کرد به همسر فرعون که من یک دایی رو سراغ دارم که شاید بتونه در واقع به شیر بده و بچه رو دادن به مادر موسی که شیر بده و بچه برگشت پیش مادرش و بچه سالم موند و خدا حفظش کرد چقدر زیبا شما این پروسه رو دقت کنید چقدر این اتفاق عجیب ولی واقعیه که بچه رو به دریا می فرستی اونا پیداش می کنن شیر نمی خوره بچه میان به خودت می دن که بچه پیش تو بزرگ بشه با هزینه های اون با امکانات اون و تو هم بچه تو داری هم عشقت رو داری هم نگران هیچ چیز نیستی فرزند شده فرزند فرعون و هیچ خطری هم تهدیدش نمی کنه دیگه این کار خداست این این این حس مادر موسی این ایمان و این احساس آرامش این اتفاق رو به وجود می ه و اگر نگران می شد این اتفاق نمی افتاد و اگر نگران می شد از دستش می داد و اگر می ترسید از دستش می داد از هرچی بترسیم سرمون می آد این یک قانونه به خاطر هر چیز نگران باشی از دستش می دی این یک قانونه اگر خودتو غمگین کنی اگر یک رابطه ای رو از دست دادی و خودتو غمگین کنی و ناراحت بشی اوضاع بسیار بسیار بدتر خواهد شد اما اگه ایمان داشته باشی و رها کنی اگر باور داشته باشی و رها کنی مطمئن باش همه اتفاقات به نفع تو خواهد بود این ایمان واقعی می خواد این احساس خوب واقعی می خواد احساس آرامش واقعی می خواد از این قسمت برنامه می ریم سراغ آیه هایی که بدون لایه نفی اومده کلمه حزن یا ریشه حزن ببینیم که به چه شکل هست در تمام مواردی که ما گفتیم البته خیلی از موارد رو من وقت نیست که برای شما توضیح بدم آیه های در واقع مهمی براتون آوردم ولی در تمام موارد که توضیح داده شد گفته بود غمگین مباش اما یه جاهایی هم هست که نگفته غمگین مباش ببینید که اون آیات چه آیه هاییه و شاید تضاد داشته باشه با قانون جذب با قانونی که می گه آقا غمگین بودن اتفاقات بدی رو به وجود می آره ببینید که این آیه چی هست با هم مرور می کنیم آیه سی و چهار سوره فاطر پیشی گرفتگان در خوبی ها در بهشت می گویند سپاس خدایی را که اندوه را از ما گرفت زیرا که پروردگار ما آمرزنده و شکر پذیر است ببینید اینجا که بدون لا اومده باز هم معناش اینه که تشکر می کنن بهشتیان از خداوند که اندوه رو از اونا چیکار کرد دور کرد ایمان مساوی دوری از اندوه و آرامش و عشق بی ایمانی مساوی با اندوه و غم ایمان به خداوند اندوه می ره نمی تونه غم و ایمان در یک جا باشه نمی تونه نور و تاریکی در یک جا باشه نمی تونه سلامتی و بیماری در یک جا باشه نمی تونه خیر و شر در یک جا باشه نمی تونه فقر و ثروت در یک جا باشه وقتی که ایمان هست غم وجود نداره سپاس خدای را غم رو از ما گرفت و تشکر کنیم و از خدا بخوایم که غم رو از ما بگیره این یک باور غلطه که خوبه بعضی موقع ها غمگین باشیم خیلی از ما باور کردیم که ببین خیلی خوشحال نباشه ها بلا سرت می آد ها بعد از هر خنده گریه ایه ها نه دوست من بعد از هر خنده خنده ای بیشتره بعد از هر گریه گریه بیشتره سپاس خدایی را که غم رو از ما گرفت این رابطه با خداست که غم رو دور می کنه سوره انعام آیه سی و سه می دانیم که گفته های کافران غمگینت می کند اما آنها تو را تکذیب نمی کنند بلکه ستمکارانی هستند که آیات الهی را انکار می کنند باز هم داستان مدیر معلم و شاگرد یک مدرسه ای رو در نظر بگیرید شاگردان به حرف معلم مدرسه گوش نمی کنن و معلم مدرسه ناراحته مدیر مدرسه می آد به معلم می گه ببین اونا تو رو نمی خوان اذیت کنن اونا با من مشکل دارن که درس نمی خونن اگر اگر اذیت می کنن اگه درس نمی خونن اگر دری وری می گن اگر مسخره بازی می کنن اگر تو رو اذیت می کنن تو داری ناراحت می شی به خودت نگیر ها اونا با من لج دارن اونا می خوان حال منو بگیرن در واقع داره بار احساسی منفی و غم رو از دوش پیامبر چیکار می کنه برمی داره می گه ما آگاه هستیم که داری ناراحت می شی اما این کار رو نکن اونها با تو کاری ندارن اونا با من طرفن چقدر زیباست یه بار دیگه با همدیگه مرور می کنیم می دانیم که گفته های کافران غمگینت می کند ما قبول داریم دوستان این حرفا به این معنا نیست که هرگز نباید غمگین بشیم ما انسان هستیم ما آدم آهنی نیستیم ما انسان هستیم با عواطف انسانی ما نمی تونیم که اگه بچه مون رو از دست دادیم غمگین نباشیم ما نمی تونیم اگه کسب و کار رو از دست دادیم غمگین نشیم ما انسان هستیم توقعی هم نیست که غمگین نشیم اما توقع هست که در وضعیت غم و اندوه نمونیم در وضعیت ناراحتی نمونیم و بکشیم خود رو وضعیت آرامش ناراحت شدن عصبانی شدن و نگران شدن طبیعیه برای همه جهان اتفاق می افته هیچ کس نیست که بگه من تا به حال ناراحت نشدم و غمگین نشدم هیچ کس نیست اما مهم اینجاست که این فرکانس رو ادامه ندی و اگر شما لحظات کوتاهی رو غمگین باشی و ناراحت باشی هیچ اتفاق بدی برات نمی افته چون فرکانسش چون اون فرکانس غم به اندازه کافی قوی نشد که اتفاقات بد رو برات به وجود بیاره دوستان یک فرد افسرده با یک روز افسردگی و غم افسرده نمی شه با یک ماه هم افسرده نمی شه افرادی که افسرده می شن سال هاست افکار منفی اون ها رو احاطه کرده و سال ها غمگین هستند و سال ها ناراحت هستن بعد از چندین سال افسردگی سراغ اونا می اد هیچ کس با یک روز و با یک ساعت و با یک ماه ناراحت بوده افسرده نشده یک روند طولانیه به خاطر همین اگر شرایط بدی رو داشتی نگران نشو که وای من غمگین شم الان اتفاق بدی برام می افته وای من عصبانی شدم الان از در و دیوار بدبخت برام به وجود بیاد نه با یک مقدار با یک زمان کوتاه عصبانی شدن یا غمگین شدن یا ناراحت شدن هیچ اتفاق بدی برای شما رخ نمی ده اما اگه در این فرکانس بمونیم و این فرکانس رو ادامه بدیم اون وقته که این فرکانس به جایی می رسه به قدرتی می رسه که می تونه اتفاق بدی برای شما به وجود بیاره و نکته ی جالب اینجاست که برای افسرده شدن یک فرد باید چندین ماه و سال غمگین باشه تا افسرده بشه اما برای خوشحال شدن با یک روز افکار مثبت شما به آرامش شادی می رسید یعنی اینجوری نیست که شما اگر غمگین و افسرده هستی باید سه سال احساس خوب فکر خوب داشته باشی تازه به آرامش برسی شاد بشی روحیات خوب بشه نه با یکی دو روز فکر درست سریع برمی گردی به خاطر اینکه نیروی حاکم برجهان نیروی خیره به خاطر اینکه جریان هستی جریان خیره وقتی شما در مسیر درست قرار می گیری مثل کسی هست که تو سرپایی داره حرکت می کنه خیلی زود به مقصد می رسی اما برای اینکه در مسیر مخالف قرار بگیری و غمگین باشی باید خیلی سربالایی باید خیلی ادامه بدی خیلی غمگین باشی خیلی داغون کنی خودتو تو افسردگی بتت تا ناراحت بشیم سوره یوسف آیه سیزده خیلی این داستان سوره یوسف فوق العاده است حضرت یعقوب به برادران یوسف می گه می گه اگر او را ببرید غمگین می شوم و می ترسم شما غفلت کنید و گرگ او را بخورد دوستان ما در این قانون در قانون فرکانس در قانون ج اگر شما نگران یک موضوعی باشید اون موضوع برای شما اتفاق می افته اگر شما در مورد یک موضوعی ترس داشته باشید ترس برای شما اتفاق می افته و یعقوب ترسیده بود و یعقوب نگران بود و یعقوب ترسش رو ابراز کرد گفت من می ترسم که شما غفلت کنید و گرگ اون رو بخورید یعقوب به برادران یوسف به پسرانش کلید داد و آنها دقیقا همین حرف رو به یعقوب زدن و وقتی که یوسف رو به چا انداختن اومدن گفتن گرگ اون رو خورد چه ارتباطی هست به این حرفی که یعقوب می زنه قبل از این اتفاق و اتفاقی که می افته و دقیقا همون چیزی که یعقوب پیش بینی کرده بود خیلی موقع ها هست خیلی موقع ها هست ما به خاطر افکار منفی و ترس هامون این ترس ها رو اینقدر می پروندیم تو ذهنمون که دقیقا همون اتفاق می افته مثلا این ترس از سرقت ماشینمون و همون اتفاق می افته و بعد می گیم که من دقیقا می دونستم که اتفاق می افته خیلی ها وقتی اتفاق می افته فکر می کنن پیشگو هستن فکر می کنم بهشون الهام شده که اتفاق می خواد در آینده ش می افته دوستان این الهام نیست شما نوستر آداموس نیستی شما این رو ساختی این یک پیش بینی نبوده این یک پیشگویی نبوده یک اتفاقی بوده که تو خلقش کردی نه یک پیش بینی یعقوب این اتفاق رو برای خودش خلق کرد یعقوب برای یوسف دردسر ایجاد نکرد یوسف شد عزیز مصر یعقوب برای خودش دردسر ایجاد کرد و بسیار واضح در این آیه توضیح می ده که من نگرانم که اون رو ببرید و گرگ اون رو بخوره من می ترسم ترس و نگرانی نتیجه ش همین شد نتونست احساس خودش رو کنترل کنه نتونست غمگین نباشه نتونست ناراحت نباشه نتونست بپذیره نتونست ایمان داشته باشه و این نتیجه رو گرفت آیه هشتاد و چهار هشتاد و پنج و هشتاد و شش سوره یوسف ببین چقدر داستان دقیق داره اتفاق می افته و دقیقا طبق همون قانونی که از اول برنامه داریم در موردش صحبت می کنیم حضرت یعقوب از آن ها روی برگرداند و گفت افسوس بر فراق یوسف و چشمانش از اندوه سفید شد و اندوه خود را فرو خورد گفتند به خدا سوگند آنقدر به یاد یوسف هستی تا بیمار شوی یا بمیری گفت شرح اندوه و پریشانی خود را فقط به خدا می گویم و چیزهایی از خدا می دانم که شما نمی دانید دو بار کلمه حزن در این آیه ها آمده و هر دو بارش هم بدون لا آمده و این نتیجه حزن یوسف یعقوب بود یعقوب نتونست احساساتش رو کنترل کنه و نابینا شد یعقوب نتونست از قانون استفاده کنه و سال های سال یوسف رو ندید یعقوب نتونست وابستگیش رو از فرزندش دور کنه نتونست رها کنه نتونست بپذیره نتونست در واقع این جدایی رو خیر درش ببینه و آرام بگیره و خوشحال باشه و ایمانش رو حفظ کنه و به همین دلیل یوسف رو سال های سال ندید و بیمار شد و نابینا شد و این دردسرها رو کشید این قانونه دوستان قانون اصلا تفاوتی نداره که شما پیامبر هستید یا کافر مسلمان هستی یا مسیحی سیاه پوست هستی یا سفیدپوست به هر شکل و برای هر فرد این قانون صدق می کنه احساس بد مساوی اتفاقات بد اگر غم خودت رو حتی به خدا عرضه کنی به این معناست که داری فرکانس بد می فرستی من در آیه های بعدی در برنامه های بعدی این موضوع رو باز هم در مورد اسد نوح توضیح خواهم داد که خداوند می فرماید در مورد ناراحتی های خودت هم با من صحبت نکن احساس منفی اتفاقات منفی فرقی نمی کنه که احساس منفی داری با کی درد و دل می کنی خیلی از افراد دیدن وقتی که غمگین می شن میان درد دل می کنن مخصوصا خانم ها صبح یک احساس بدی رو تجربه می کنن و صبح تا شب در مورد احساس بد با بقیه صحبت می کنن با مادرشون با خواهرشون با دوستشون و نمی دونن که احساس بد و صحبت کردن درباره احساس بد احساس بد بیشتری ایجاد می کنه احساس غم احساس ناراحتی احساس ناامیدی مساوی با اتفاقات بد و شرایط بدتر به خاطر همینه که تاکیدم بر این هست که اگر احساس بدی داری در موردش صحبت نکن در موردش ننویس در موردش با کسی حرف نزن در موردش فکر نکن و بذار حس بد بگذره برگرد به نعمت هات فکر کن به چیزهایی که به خاطر سپاسگزار خداوند هستی هر وقت ما چیزی رو از دست می دیم همون موقعی که حضرت یعقوب یوسف رو از دست داد مطمئنم هزاران نعمت داشت که با توجه کردن به اونها احساس خودش رو خوب کنه من خودم در شرایطی قرار گرفتم که فرزندم رو از دست دادم وقتی که فرزندم رو از دست دادم واقعا احساس خوب داشتن خیلی کار سختی بود من این رو قبول دارم اما من به خاطر اینکه این قوانین رو درک کرده بودم تونستم بعد از سه ساعت احساس خودمو خوب کنم و خداوند سپاس بگم به خاطر اینکه بچه من رو به من داد و مدت ها من با اون لذت بردم و بعد بچه رو از من گرفت و پیش خودش برد و یه روزی هم من خواهم رفت و من تونستم با تغییر دیدگاه و سپاسگزاری به خاطر فرزند دیگرم و سپاسگزاری به خاطر بقیه نعمت های خداوند خودم رو به احساس خوب برسونم و ایمان دارم که هر کسی می تونه این کار رو انجام بده و من تونستم این کار رو انجام بدم و شما هم می تونی این کار رو انجام بدی حتی در مورد مرگ عزیزان این رو باید از ابراهیم یاد بگیریم که ابراهیم به فرمان خداوند چاقو رو زیر گلوی اسماعیل پسرش می ذاره اینقدر وابسته نیست اینقدر ایمان داره اینقدر مطمئنه اینقدر توحید و یگانه پرستی در تمام وجودش ریشه دونده این کار رو انجام می ده تفاوت بین ابراهیم قو تفاوتی توی قرآن کاملا واضح توضیح داده شده به همین دلیله که خداوند بارها و بارها به پیامبر اسلام می گه پیرو ابراهیم باش به خاطر اون الگو و اسوه قرآنه به خاطر اون مرد شماره یک قرآنه به خاطر اونکه اون تونسته بود این کار رو انجام بده اون تونسته بود کنترل عواطف و احساساتش رو به شکل باورنکردنی ایجاد کنه اون تونست فرزندش رو و همسرش رو در زمانی که فرزندش طفل شیرخواری بود به اذن به فرمان خداوند رها کنه وسط بیابان و نگران هیچ چیز نباشه و نترسه و بیست سال بعد برگرده این تفاوت انسان هاست و اگر می خواهیم از زندگی و از دنیا لذت بیشتری ببریم باید بتونیم این کار رو انجام بدیم باید بتونیم در شرایط بسیار بسیار سخت احساس خوبی رو تجربه کنیم و این کار شدنیه با تمرین شدنیه با باور این صحبت ها باید باور ما رو تغییر بده من به شما قول می دم که اگه در این مسیر قرار بگیرید اتفاقات عالی برای شما رخ می ده و شما یک انسان واقعا ضربه ناپذیر می شوید یک انسانی که هیچ چیز نمی تونه اون رو ناراحت کنه و غمگی کنه یک ابراهیم به شرطی که بتونیم ایمان داشته باشیم به خدا و هر شرایطی رو بپذیریم و نگرانش نباشیم و نذاریم که اتفاقات و شرایط ظاهری است ما رو بد کنه آیه بعدی سوره قصه است آیه هشت این بار هم حزن بدون لا اومده و ببینیم که چرا بدون لا اومده خاندان فرعون او را از آب گرفتند منظور موسی است تا سرانجام دشمن و مایه اندوهشان شود مسلما فرعون و هامان و لشکریانش در اشتباه بودند اینجا که حزن ن اومده برای کی اومده برای فرعون و هامان و اما آیه بسیار بسیار مهم که حزن بدون لا اومده و با ل اومده یعنی برای محزون برای غمگین شدن برای محزون شدن بسیار این آیه آگاهی دهنده است سوره مجادله آیه ده خداوند می فرماید ان من نجوا من الشیطان می گه نجوا تنها از سوی شیطان است نجوا همون گفتگوهای ذهنیه که صبح تا شب داره تو مغز ما به ما می گه بدبخت شدی کارت رو ازت گرفتن بیکار می شی ترکت می کنه همسرت بی پول می شی بچه رو از دست می دی مریض می شی دلار داره می ره بالا اوضاع داره سخت می شه رقابت داره بیشتر می شه گفتگوهای ذهنی که هر روز از صبح تا شب ما داریم با خودمون صحبت می کنیم ان من نجوا نه شیطان دوستان انما در قرآن یعنی این اصل و جز این نیست یعنی دقیقا به درستی که مطمئنا بدون شک ان من نجوا من نه شیطان نجوا تنها از سوی شیطان است برای چی برای اینکه مومنان را غمگین کند این گفتگوهای ذهنی که شروع می کنه با ما صحبت کردن وقتی اتفاقات بد می افته مثلا به ما خبر می دن که آقا شرکت می خواد تعدیل نیرو کنه تو ذهن خیلی از ما اتفاق می افته که خب ما بیکار شدیم از کار ما حتما ما رو اخراج می کنن بعد یه در واقع این گفتگو شروع می کنه بله تو رو اخراج می کنن تو آدم بی کفایت و بی لیاقتی هستی نمی تونی در واقع برای خونه درآمد ایجاد کنی بعد اجاره خونه رو نمی تونی پرداخت کنی این گفتگو ادامه پیدا می کنه همسرت ازت شاکی می شه ازت جدا می شه می ره وسط صاحبخونه می ریزه وسط کوچه داری توی خیابون چادر زدی داری یه گوشه زندگی می کنی و این نجوا ها شروع می کنه به ادامه دادن و اوضاع رو هی بدتر و بدتر و بدتر جلوه می ده خیلی از این نجواها خیلی از این گفتگوهای ذهنی دوستان اگه دقت کنید هیچ وقت اتفاق نمی افته اما ما همچنان به حرف اون رو گوش می کنیم و اونا رو باور می کنیم اینا یک توهمه که از سمت شیطانه توی کسب و کار خودمون زنگ می زنن می گن که آقا فلان بار در واقع بار توی گمرک گیر کرد نیومد دوباره این گفتگو شروع می کنه به صحبت کردن بدبخت شدی بیچاره شدی چکات نمی تونی پاس کنی خیلی از ما این گفتگوها رو باور می کنیم و باهاش به قعر چاه می ریم و به نابودی می رسیم خودمون رو فقط به خاطر یک توهمی که شیطان در ذهن ما داره ایجاد می کنه این نجواها رو باور نکنید دوستان این نجوا کار شیطانه وظیفه شیطان که این کار رو انجام بده شیطان اومده که همچین کاری انجام بده فقط کارش همینه وظیفه ش همینه در شرایط بسیار سختی همه ما قرار می گیریم وقتی شما در شرایط سختی قرار می گیرید ذهن شما فقط در مورد بدبختی و نگرانی و ناراحتی صحبت می کنه و این وظیفه شماست که نگاهت رو عوض کنی این کار باید آگاهانه صورت بگیره اگر رو خودت آگاهی نداشته باشی اگر رو خودت شناخت نداشته باشی اگر خودت آگاهانه با خودت کار نکنی مطمئن باش ذهنت تو تو رو فقط فریب می ده و اوضاع رو فقط برات بدتر می کنه به زیبای این در واقع کتاب خداوند توضیح داده شده انا من نجوا من ال شیطان برای اینکه مومنان را غمگین کند و ادامه آیه کاملا توضیح می ده می گه ولی به اندازه شیئی نمی تونه به کسی ضربه ای بزنه الا به اذن الله دوستان این توهمات رو باور نکنید چون هیچ ضربه ای به شما نمی زنه به اندازه شیئی به شما ضربه نمی زنن علی الله فکل المومنین بنابراین مومنان باید تنها بر خدا توکل کنند خداوند راهش هم داره توضیح می ده می گه وقتی این نجمه ها می آد که می گه اوضاع بدبخت اوضاع بد شد بدبخت شدی همسر رضا جدا می شه بد من از دست رفت کارت رو از دست دادی دلار رفت بالا مجوز فلان شد می گه مومنان این هیچ کاری نمی کنن شما باورش نکن این کار شیطان که می خواد ما رو غمگین کنه مومنین فقط باید به الله توکل کنن و همین کافیست و شما وقتی الله رو باور می کنی احساست خوب می شه پس ما فقط در یک جای قرآن گفته که برای غمگین کردن و اونم کار کی بوده کار شیطان بوده پس اگر کسی به تو گفته که باید غمگین باشی این دیدگاه دیدگاه شیطانیه به صورت واضح و کامل آشکارا توی قرآن داره توضیح می ده این دیدگاه دیدگاه شیطانیه که باید غمگین باشی و این نجوا ها رو باور نکن و ایمانمون رو حفظ کنیم امیدوارم که تو این برنامه دیدگاه خودمون در مورد غم تغییر داده باشیم باور خودمون رو تغییر داده باشیم و ایمان داشته باشیم که احساس خوب ماسه اتفاقات خوب احساس خوب فقط موقعی به وجود می آد که ما توکل کنیم به الله ما که باورش کنیم مو که قدرتش رو باور کنیم و بعد اتفاق خوب برامون می افته اما اگر جنه های ذهنمون رو ذهنی که جایگاه شیطانه قلب جایگاه خداونده و ذهن جایگاه شیطان این رو باورش نکن ذهن شما هیچ وقت احساس خوبی به شما نمی ده اگر اتفاق بد بیفته ذهن شما اگر روش کار نکرده باشه هیچ وقت نمی آد بگه اتفاق خوب بد داره رخ می ده من برای شما مثال می زنم خیلی موقع یه مثال در مورد در واقع خانم ها تو کلاس ها می زنم فرض کنید که یک خانمی فرزندش هر روز ساعت دوازده و نیم ظهر می اومده خونه الان ساعت یک و نیم و فرزندش هنوز به خونه نیومده و این نجوا شروع می کنه به گفتگو کردن این نجوا می گه بچه تصادف کرده بردنش بیمارستان احتمالا پزشکا نتونستن براش کاری بکنن و کار تموم شده و الان به تو زنگ می زنن که بیای مثلا جسد رو شناسایی کنی و دقیقا مادر داره همین صحنه ها رو تو ذهنش می بینه و این نجوا داره هی به این روند ادامه می ده به همین دلیل که وقتی بچه می آد خونه به محض اینکه مادر می بینه محکم می زنه توی گوشش می گه از اون معتاد کجا بود دل من هزارا رفت یعنی چی هزارا رفت این این کار شیطانه چرا مادر هیچ وقت این فکر رو نمی کنه که چه جالب بچه من ساعت دوازده نیم هر روز می آره امروز ساعت یک و نیم نیومده حتما داره تو کوچه و بچه ها بازی می کنه چقدر بچه در واقع شادابی دارن شاید دنبال یه گربه ای که الان دارن می دو دنبال گربه این ور اون ور شاید تو مدرسه نشستن دارن تکالیف همدیگه رو می نویسن دارن به همدیگه کمک می کنن و شاید هر اتفاق جالب دیگه ای داره می افته چرا اینجوری فکر نمی کنه چون شیطان نمی ذاره این و این کار باید یک فکر آگاهانه باشه هیچ کس اگه روی فکر خودش کار نکرده باشه در این شرایط فکر خوب نمی کنه چون این نجوا همواره اوضاع رو بدتر نشون می ده مگه اینکه شما رو ذهن خودت کار کرده باشی و این کار رو آگاهانه انجام بدی به خاطر همین وقتی اتفاق بد می افته فقط افکار منفی به وجود می آد یعنی اینجوری نیست که زن اگه شما فرزند دیر برسه خونه ذهن شما بگه چه جالب چقدر خوب شد که دین اومد حتما داره اتفاقات خوبی برا رخ می ده زن هیچ وقت این کار رو نمی کنه زن به بدترین اتفاق ممکن فکر می کنه و اون رو باید انقدر واقعی نشون می ده که شما گریه می کنید شما عصبی می شید شما به پزشکی قانونی زنگ می زنید و شما توی گوش بچه تون می زنید این نگرانی شما نشون می ده این اضطراب توهم زا رو نشون می ده که کار شیطانه امیدوارم که از این به بعد مچ شیطان رو بگیرید از این به بعد هر فکری هر دیدگاهی هر نگرشی که به شما احساس بدی می ده به این معناست که این دیدگاه این فکر و این نگرش از جایگاه شیطان برخاسته و هر فکری و هر دیدگاهی و هر نگرشی که به شما احساس آرامش می ده احساس اطمینان می ده احساس شادی می ده این به این معناست که خداوند داره با شما صحبت می کنه به همین راحتی می شه شناخت می شه پیغام ها رو شناخت پیغام هایی که احساس بد می ده احساس ترس احساس اضطراب احساس ناامیدی احساس خودکشی احساس یاس احساس عصبانیت می ده فقط و فقط جایگاه شیطانه این یک توهم بزرگه این رو باورش نکنید و خودتون دیدید بارها و بارها این احساس های ترس آور و زجرآور براشون به وجود اومد اما دیدید هیچ اتفاقی نیفتاد بارها و بارها ما نگرانی های بیهوده و مزخرفی داشتیم که با گذر زمان دیدیم که یک توهم الکی بود که ما شب تا صبح به خاطرش نخوابیدیم و گریه کردیم هیچ اتفاق بدی هم نیفتاد پس اسلحه شیطان رو بشناس و خدا رو باور کن و اون وقته که زندگی تو سراسر شادی و عشقه سراسر زیبایی و مهربانیه امیدوارم که بتونیم در این مسیر حرکت کنیم از خدا می خوایم که ما رو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده نه کسانی که بر آنها غضب کرده و نه گمراهان هدایت کنه خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا